گفتگو با پژوهشگر دینی دکتر سید معصوم حسینی

حوزه و دانشگاه دو رکن مهم در انقلاب اسلامی ایران هستند. حوزه و دانشگاه به منزله­ ی دو بالی هستند که می توانند کشور را در مسیر تعالی و رشد مادی و معنوی حرکت دهند. در زمان حاضر با توجه به هجمه های مختلفی که دشمنان ایران نسبت به این کشور دارند، بیش از پیش نیازمند وحدت حوزه و دانشگاه به عنوان مغز متفکر کشور هستیم.

گفت و گو با محمد سلیمانی پرستار مازنی به مناسبت روز پرستار


پرستار مازنی با انتقاد از کمبود برنامه‌ها، فعالیت‌ها، دوره‌ها و مسابقات قرآنی در حوزه درمان و علوم پزشکی مازندران، گفت: دانشگاه علوم پزشکی و کادر درمان بخش مهمی از جامعه را تشکیل می‌دهند اما برنامه‌ای برای جذب و شناسایی استعدادها و ظرفیت‌های کادر درمان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی وجود ندارد و اگر هم وجود دارد کافی نیست.
محمد سلیمانی، قاری و پرستار مازنی در گفت‌وگو با روابط عمومی موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری از لرستان، با اشاره به اینکه قرآن را باید از همان دوران کودکی یاد گرفت، اظهار کرد: در کلاس‌های ابتدایی با تشویق‌های پدرم به سمت قرآن رفتم.
وی با اشاره به اینکه از همان دوران کودکی در مسابقات و فعالیت‌های قرآنی فعالیت فراوان داشتم، ادامه داد: حضور در مسابقات قرآنی دانش‌آموزی، مسابقات قرآن تبلیغات اسلامی، جمعیت هلال‌احمر، علوم پزشکی از دیگر فعالیت‌های قرآنی من است کما اینکه در کسب رتبه نیز از سطح استانی تا سطح کشوری رتبه‌هایی کسب کرده‌ام و به این موفقیت و رتبه‌ها افتخار می‌کنم.
سلیمانی با بیان اینکه قرآن صددرصد سبک زندگی انسان را کامل و تضمین می‌کند، ادامه داد: اگر قرآن در زندگی ما جاری و ساری باشد بدون هیچ مشکلی تمام موانع زندگی را کنار می‌زنیم چرا که راه سعادت دنیوی و اخروی انسان در توجه به امر قرآن است.
این قاری پرستار مازنی با بیان اینکه از همان دوران کودکی به موضوعات پزشکی و پرستاری علاقه‌مند بودم و به فضل الهی لباس پرستاری درآمده‌ام، ادامه داد: برنامه قرآن در سطح کشور به سمتی رفته است که قرآن در محجوریت قرار گرفته است و در این راستا برنامه‌ریزی منسجمی برای کشف استعدادها، اجرای فعالیت‌ها، برنامه‌ها و مسابقات قرآن صورت گیرد.
وی بر لزوم توجه پرستاران به سبک زندگی و شخصیت حضرت زینب(س) تاکید کرد و با بیان اینکه آن حضرت نمونه کامل و جامع یک پرستار است، خاطرنشان کرد: حضرت زینب(س) در کنار روحیه صبر و وفاداری خود یک بانو بودند و استقامت این بانوی بانوی اسلام در سختی‌ها و مصیبت‌ها از مهمترین و بارزترین ویژگی‌های آن حضرت است.
وی با بیان اینکه حضرت زینب(س) در کنار روحیه وفاداری و صبر خود به امام و ولایت خود تعهد داشته است و این بارزترین ویژگی آن حضرت است، ادامه داد: تعهد، ولایت‌پذیری و حرکت در مسیر ولایت دیگر مشخصه بارز حضرت زینب(س) به عنوان پرستار اسرای کربلا است که باید الگو شود.
وی با بیان اینکه دانشگاه علوم پزشکی در کنار نقش حفظ سلامت و درمان جامعه، یک دانشگاه است و باید برای دانشجویان خود دوره‌های عقیدتی قرآنی و فعالیت‌های مذهبی بیشتری را برنامه‌ریزی و تدوین کند، اضافه کرد: شرایط کرونایی کشور باعث کاهش فعالیت‌ها و برنامه‌های قرآنی شده است اما می‌توان با برنامه‌ریزی درست در سطح جامعه، مدارس و دانشگاه‌ها به آموزش قرآن و برنامه‌های قرآنی بها داد.

گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین غلامحسن خاکزاد (رئیس نهاد نمایندگی رهبری دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری)

• تعریف شما از دانشجو چیست؟

دانشجو وجودی است سرشار از جوششِ:
۱- اول علم و تحقیق
۲- آرمان گرایی و آرمان خواهی و هدف گذاری سیاسی و اجتماعی.

• رابطه دانشجو و سیاست چگونه است؟
۱- دانشجو باید روی ریزترین پدیده های سیاسی دنیا فکر کند و تحلیل بدهد.
۲- دانشگاه باید یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و ملت قرار دهد تا کسانی که اهل تلاش و کارند با پیشنهادها و قالب ها و نوآوری های علمی خود بتواند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکرات و ارزش های اسلامی را بالا ببرند.
۳- برای تولید علم باید سراغ مرزهای دانش بروید و فکر و تلاش کنید تا از مرزهای دانش امروز عبور کنید.

• از نظر شما آرمان¬های دانشجویی شامل چه مواردی است؟
۱- مساله علم
۲- مسأله عدالتخواهی
۳- آزاداندیشی و آزادی خواهی (دانشجو مظهر شجاعت و سرعت عمل است).

• جنبش های دانشجویی؟
ضد استکباری، ضد فساد، ضد اسرافی گری، ضد حاکمیت تجمل گرا و زورگویانه.

• رابطه دانشجو با سیاست چگونه باید باشد؟
۱- سیاست زدایی و سیاست بازی مورد تایید نیست. اما سیاست گری و برخورداری از قدرت فهم و تحلیل سیاسی نیاز مبرم دانشجو و دانشگاه است.
۲- شهادت شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا در دانشکده فنی دانشگاه تهران، در ۱۶ آذر ۱۳۳۲، چهار ماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد به خاطر ورود نیکسون و از سرگیری روابط با بریتانیا.

• نظر شما درباره دیانت دانشجو؟
۱- توقع نظام اسلامی از جماعت دانشجو این است که فکر می کنیم دانشجو یک روشنفکر تمام عیار مسلمان است، متدین است.
۲- ایمان و جنگ نرم.
۳- دانشجو باید سطح معرفت را بالا ببرد؛ با مطالعه و فهم قرآن، با نوشته های شهید مطهری.

• رابطه دانشجو با جامعه چگونه است؟
۱- مواسات و همدلی
۲- گروه های جهادی
۳- خیریه ها

مروری بر حیات علمی و اجرایی زنده‌یاد حجت‌الاسلام دکتر فخرالدین اصغری آقمشهدی به قلم دکتر محمود دیانی

خوانشِ کارنامه فرهنگی، علمی و مدیریتی جناب حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر فخرالدین اصغری آقمشهدی(۱۳۴۱ تا ۱۳۹۶ه.ش) از وجوه متعددی واجد اهمیت است. نخست آن‌که ایشان دانش‌آموخته سطح عالی ( چند سال درس خارج فقه و اصول) حوزه علمیه و دارای مدرک دکترای حقوق خصوصی از دانشگاه است.  به سخنی دیگر و بدون هیچ مبالغه، مسامحه و کلیشه‌پردازی، محصول حوزه و دانشگاه قلمداد می‌شوند.
دیگر آن‌که برخاسته از  خانواده‌ای مذهبی و انقلابی بود و نگارنده که سابقه بیش از ۴۰ سال آشنایی و ۳۵ سال رفاقت و ارتباط با او را دارد، همواره او را در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی- فراخور زمانه و نیز قابلیت‌های او- فعال و تاثیرگذار یافته‌است. فعالیت چشمگیر و خاطره‌انگیزش در اقامه سوگواری حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران آن حضرت در حسینیه سید سجاد(ع) ساری در جمع جوانان پرشورِ آن دیار و آن روزها، حضور متناوب او در جبهه‌های دفاع مقدس تا پایان جنگ تحمیلی، مهاجرت به قم برای تحصیل علوم دینی و در نهایت تلبس به لباس روحانیت و حفظِ آن تا پایان عمر، طی مدارج تحصیلی دانشگاهی تا اخذ درجه دکترا در رشته حقوق خصوصی از دانشگاه تربیت مدرس، مشارکت در تاسیس انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه مازندران، حضور او در هیئت موسس موسسه قرآنی( فرهنگی آموزشی و پژوهشی) پیامبر اعظم( ص) ساری گواه صدق ادعای نگارنده است.
سومین وجهِ اهمیت‌مندیِ نگاه به شخصیت او، کارنامه موفق دکتر اصغری در مقطع کوتاهی است (حدود ۲۰ماه ازابتدای سال ۱۳۹۳ تا اواخر آبان ۱۳۹۴ه.ش) که ریاست بزرگ‌ترین و جامع‌ترین مرکز آموزش عالی استان مازندران؛ یعنی دانشگاه مازندران را عهده‌دار بوده‌است. از قضا  تقدیم این نوشتار کوتاه به همایش مازندران‌شناسی و الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، تحت تاثیر همین وجه سوم است؛ به ویژه از آن رو که نگارنده علاوه‌بر آن که ۲۱ سال در دانشگاه مازندران همکار او بود؛ در زمان ریاست ایشان در امور  فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، افتخار معاونت او را هم داشت و در واقع اطلاعاتی که مبنای داوری‌ها و یافته‌های  این نوشتار است، تجربه‌های زیسته صاحب این قلم با دکتر اصغری است.
مطالعه دقیق روحیات و عملکرد آن زنده‌نام در دوران ریاست دانشگاه، التزام ایشان را به مواردی نشان می‌دهد از جمله: الف. اخلاق‌مداری: برخورد ملایم با کلیه افراد تحت مدیریت بدون مرزبندی‌های مختلف، مقدم‌داریِ  حفظ آبروی اشخاص در موارد خاص، احترام به شخصیتِ  همکاران (اعضای هیئت علمی، کارمندان و دانشجویان)  و تکریم همگان به ویژه چهره‌های برتر علمی، اخلاقی و ارزشی در عملکرد او کاملاً نمایان بود.
ب. قانون‌مداری: به عنوان یک حقوقدان، افزون بر برخورداری از دانش حقوق، در توجه به قوانین، بخش‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌ها شهره خاص و عام شده بود؛ به‌گونه‌ای که کمتر کسی می‌توانست به خود اجازه دهد تا امری خلاف قانون را از او بخواهد. نگارنده بارها شاهد مقاومت هزینه‌پردازانه او در مقابل توصیه‌ها و سفارش‌های ناروا و طمع‌ورزانه بوده است.
پ. استفاده ازعناصر صالح در مدیریت‌ها:  در این‌باره شواهد بسیار است و در این مجال کوتاه فقط به این نکته اشاره می‌شود که در دوره ایشان بیشترین استفاده از افراد متدین،کاردان و با سوابق حضور در جبهه‌های دفاع مقدس را شاهد بودیم
ت. شفافیت: مدیریت او بر مدار قانون بود. به همین دلیل در موارد مختلف به ویژه انتصابات و حوزه‌های مالی و اداری کاملا روشن و شفاف عمل می‌کرد. به جرئت می‌توان گفت اگر کسی در موردی خاص خواسته‌ای داشت و بر قوانین آن، آگاهی داشت می‌توانست مطمئن باشد که دکتر اصغری وفقِ آن عمل می‌کند و اگر خواسته‌اش در تعارض با قانون – در هر سطحی- بود؛ هیچ امیدی به انجام آن از سوی ایشان وجود نداشت.
ث. مشورت‌گیری:  دکتر اصغری در شئون مختلف اداره دانشگاه اهل استشاره بود. در میان شواهد فراوان این امر تنها به این مورد اشاره می‌شود که برای نخستین‌بار در زمان او نصب روسای دانشکده‌ها از طریق نظرخواهی(= اخذ آرای اعضای هیئت علمی از طریق صندوق و با نظارت معتمدان دانشکده‌ها) از همه اعضای هیئت علمی دانشکده‌ها و پیشنهاد چندنفر از حائزان رتبه‌های نخست؛ انجام پذیرفت که آثار ارزش‌مند این اقدام مقاله‌ای جداگانه را می‌طلبد.
ج. زهد شخصی در استفاده از اختیارات و امکانات حاصل از موقعیت ریاست دانشگاه: در این‌باره اشاره به دو مورد خاص کافیست: نخست آن‌که پیش از انتصاب ایشان، پرونده استادی او از کمیسیون تخصصی هیئت ممیزه دانشگاه با موفقیت عبور کرده بود. از آنجا که بررسی پرونده‌اش در هیئت ممیزه‌ای که خودش رییس آن شده بود؛ خالی از شائبه نبود؛ – اگرچه خلاف قانون هم نبود!- به پیشنهاد خودش به وزارتخانه ارجاع شد تا در هیئت ممیزه دانشگاهی دیگر – آن هم نه به انتخاب  یا پیشنهاد او- بررسی شود که همین اتفاق افتاد و ایشان به مقام استادی نایل آمد.
مورد دیگر سفر دانشگاهی ایشان به مسکو بود که طبق معمول وجهی در اختیارشان قرار گرفته بود. برای مسئولان مالی دانشگاه باور پذیر نبود که ایشان برخلاف رویه متعارف، بخشی از آن را پس از بازگشت، به دانشگاه برگرداند! در حالی که مصرف کامل آن امری متداول و بدون هیچ پیامد اداری بود.
از دقت و تعمق در موارد پیش‌گفته می‌توان نتیجه گرفت که مدیریت بر مبنای ارزش‌های اخلاقی، دینی و انسانی می‌تواند سبب موفقیت‌های بزرگ باشد و هم‌چنین شیوه دکتر اصغری به عنوان یک مدیر و دانش‌مند روحانی و مازنی برای مدیریت در استان و به ویژه در حوزه مدیریت‌های دانشگاهی، میراثی ارج‌مند، موثر، قابل مطالعه و الگوگیری برای ما و آیندگان است.

الگوی مدیریت و رهبری در قیام امام حسین(ع) / میلاد گوران؛ عضو هیئت علمی دانشگاه ولایت ایرانشهر

امروزه در پنداشت همگانی، رمز پیروزی مدیران سازمان ها در سبک رهبری آنها است . هر چند ویژگی‌هایی همچون داشتن اندیشه راهبردی، شناخت مهارت های فنی و اقناع سیاسی با اهمیت هستند، ولی اکنون در صدر گزینش جا ندارند . به ویژه، هنگامی که سازمان‌ها به گرفتاری افتاده و در شرایط پیچیده در پی یک مدیر مؤثر باشند کمتر به هوشمندی و تجربه فرد توجه دارند . سرمایه گذاران، تحلیل گران و نشریه های تخصصی مدیریت نیز این مسئله را دنبال می کنند و همین گونه می اندیشند; یعنی سازمان ها و مؤسسات امروزه در پی رهبران هستند تا مدیران بورکرات و یا تکنوکرات .

بر این اساس، در چنین شرایطی هدایت نیروها در جهت اهداف سازمان، همسو کردن هدف های فردی آنان با هدف های سازمان، تفهیم و تفهم متقابل، ایجاد انگیزه جز از طریق رهبری در اعمال مدیریت امکان پذیر نیست . به عبارت دیگر، در یک جمله می توان گفت که شرایط و ملاحظات مزبور سبک رهبری را در مدیریت به کلیه سازمان ها به ویژه سازمان های نظامی دیکته می نماید .
از این رو، سبک رهبری منحصر به اسلوب های اداره جامعه نمی شود . اداره کنندگان سازمان ها، مؤسسات و دستگاه ها باید مدیران خود را علاوه بر دانش مدیریت، به ویژگی و مهارت رهبری نیز مجهز نمایند .
بنابراین از آنجا که محتوای حرکت عاشورای حسینی (ع)، تبلور عینی یک الگوی رهبری موفق و مؤثر است، بررسی آن به عنوان یک مسئله مهم و زنده ضرورت دارد .
در نیمه دوم قرن حاضر، و به ویژه در دهه های اخیر، توجه پژوهشگران بیشتر به تفاوت ماهوی میان این دو مفهوم جلب گردیده است . از این رو، دیدگاه نوین دانش مدیریت کوشیده است تا گونه های تمایز ماهوی میان این دو مفهوم را تشریح نماید .
به زعم ما، میان رهبری و مدیریت تمایز مهمی وجود دارد; رهبری ماهیتا مفهومی وسیع تر از مدیریت است . رهبری یک امر معنوی و تعهدی است; رهبری یک نقش و وظیفه انسانی است که مدیریت موظف است آن را به کار گیرد . به عبارت روشن تر، رهبری نیازهای معنوی و انسانی یک سازمان را برمی آورد، ولی مدیریت ابزارهای مادی و تکنیکی افزایش تولید و رفع نیازهای مصرفی انسان ها را در سازمان شامل می شود .
رهبری، آن توان و برجستگی ویژه ای که در محدوده مسؤولیت سازمانی، هماهنگی لازم را ایجاد می کند، مشکلات پیش آمده را از سر راه بر می دارد، ضعف ها را تقلیل و قوت ها را افزایش می دهد .
بنابراین تفاوت اصلی میان این دو مفهوم، در کلمه سازمان نهفته است; رهبری ضمن اینکه برای تحقق هدف هایش مستلزم کار کردن با افراد و به وسیله افراد است، لیکن این هدف ها، الزاما هدف های سازمانی نیستند .
به طور خلاصه می توان چنین برداشت کرد که رهبری اعم از مدیریت است; زیرا چنان که مدیر توانست نظام تمایلات عمومی، نظام اندیشه و بالاخره نظام رفتار عینی مجموعه انسانی تحت سرپرستی خود را به صورت منسجم و هماهنگ به منظور اجرای مدیریت و یا تحقق هدف مشخص سازماندهی و هدایت نماید، می توان گفت که مدیریت در عالی ترین درجه خود، یعنی «رهبری » محقق گردیده است .
در یک جمله باید گفت که رهبری، ایمان و تخصص را در خارج از ذهن با یکدیگر در آمیخته، به آن نمود عینی می بخشد . (۱)
شیوه مبارزه
امام حسین (ع) با توجه به درک دوران حکومت پدرش و برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع) و همچنین بی وفایی مردم کوفه، به درستی می دانست که دعوت ۱۲ هزار نفری مردم کوفه از ایشان، به واقعیت نزدیک نیست . لذا در مقابله با یزید، با توجه به یاران اندک و اهداف عالی، یعنی بیداری جامعه اسلامی و افشای عملکرد حکام جائر به ویژه یزید، می بایست شیوه مبارزه را نظامی – فرهنگی انتخاب کند .
به روشنی می توان گفت که این نوع مبارزه، اولین بار بود که در این نهضت به کار می رفت . از این رو امام حسین (ع) تصمیم گرفت زنان، کودکان کم و سن و سال حتی کودک شیرخواره خود را در عملیات کربلا شرکت دهد .
شاید در نخستین نگاه، همراه آوردن کودکان و زنان برای هر شنونده ای شگفت آور باشد و احساس شود که با مدیریت نظامی ناهمساز است، اما وقتی مجموعه ماجرا را مطالعه کنید، در می یابید که حرکت زنان و کودکان خردسال در دل تاریکی از کوره راه ها و بیابان ها، از مدینه تا مکه و از آنجا تا کربلا و همچنین پس از حماسه کربلا و بازگشت به سوی مدینه، آن هم از غیر مسیر اول، کاملا حماسه کربلا اطلاع رسانی گردید و عاطفه مردم را برانگیخت و آتش بر دل های مرده زد و سؤال هایی در اذهان عمومی به وجود می آورد که بعدها ثمره آن روشن گردید; که آن تثبیت حقانیت قیام امام حسین (ع) و ترسیم چهره تزویر و ایت حکومت بنی امیه بود .
جلوه های مدیریت و رهبری در روز عاشورا
کارکردهای مدیریت و رهبری در حرکت حسینی در متعالی ترین وجه خود تجلی یافته بود . امام حسین (ع) صحنه ها را طوری ترتیب داده بود که گویی این نمایش، الگوی مدیریت و رهبری موفق و مؤثر باید تا قیامت باقی بماند .
برای آشنایی با کارکردهای مزبور، در این بخش به برخی از جلوه های آن در حماسه روز عاشورا اشاره می گردد:
جلوه های کارکردی مدیریت در روز عاشورا
– یکی از اقدامات مقدماتی در برنامه ریزی‌ها، بررسی و حصول اطمینان منابع انسانی و مادی و تطبیق آن با واقعیت‌های اجرای برنامه است . از این رو در شب عاشورا، امام حسین (ع) با تمام حساسیت این نکته را مورد توجه خویش قرار داده .
به نقل از مورخین واقعه عاشورا، حسین بن علی(ع) در طول حرکت از مدینه تا کربلا و در مواقع مختلف، موضوع خطرناک بودن عملیات عاشورا و شهادت خویش را اعلان نموده و به یارانش اجازه مرخصی داده و بیعت را از آنان برداشته بود . در شب عاشورا نیز برای آخرین بار این موضوع را با صراحت تکرار کرد . این پیشنهاد در واقع آخرین آزمایش و برآورد واقعی از منابع نیروی انسانی بود که توسط امام (ع) انجام گرفت .
– در اختیار داشتن نیروی انسانی شایسته و کارآمد از مهم ترین عوامل موفقیت مدیران و برنامه های آنان است . لذا حضرت (ع) از این نکته غافل نبوده است، حتی در شرایط سخت و بحران، که عموم مدیران و رهبران ملاک گزینش و پالایش را در جذب نیروی انسانی قائل نمی شوند . از این رو می بینیم که نیروی انسانی حضرت (ع) عموما از نظر موقعیت سیاسی اجتماعی و فضائل اخلاقی، بسیار برجسته و عالی و دارای سوابق اجتماعی و سیاسی و از اصحاب کبار حضرت پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) بودند و در غزوات آنان شرکت داشتند; در واقع از نخبگان قبائل خود بودند . (۴)
– سازماندهی مجموعه نیروهای انسانی و منابع مادی برای تحقق اهداف و برنامه ها، یکی از کارکردهای مدیریتی است . حضرت امام حسین (ع) در ابتدای حرکت خود، دوازده پرچم را برافراشت و هر پرچم را به دست یک نفر از اصحاب داد تا یک پرچم باقی ماند . لذا بعضی گفتند این را به ما بسپارید . حضرت در پاسخ آنان فرمود: خداوند به شما جزای خیر بدهد، صاحب این پرچم خواهد آمد . پس از چندین روز، به دنبال فراخوانی حضرت (ع) جناب حبیب بن مظاهر به حضور رسید و حضرت (ع) نیز پرچم باقی مانده را به دست ایشان سپرد . همچنین در روز عاشورا امام (ع) پس از ایراد خطبه برای یارانش صفوف لشکر خویش را که بنا به مشهور، ۷۲ تن بودند، منظم نمود . فرماندهی میمنه سپاه را به زهیر بن قیس و میسره را به حبیب بن مظاهر و خود و برادرش ابوالفضل (ع) فرماندهی قلب سپاه را به عهده گرفتند .
این مطالب نشان می دهد که امام (ع) به تقسیم وظایف و سپردن مسؤولیت به اهلش تا چه اندازه اهمیت قائل بود .
– یکی از اصول اساسی و شاید مهم ترین کارکردهای مدیریتی «هماهنگی » است . از این رو امام حسین (ع) در ابتدا با طولانی کردن مسیر حرکت و افزایش توقف گاه ها، سعی در ایجاد هماهنگی برون سازمانی و اطلاع رسانی داشت . علاوه بر آن در روز عاشورا برای هدایت مؤثر سپاه خویش، نقطه ای مرتفع را در میدان عملیات، به عنوان مرکز فرماندهی قرار داده بود; که مشاهده عملیات، هدایت نیروها و حتی حملاتش از آنجا ممکن بود; زیرا هم به یگان های صفی (عملیات کننده) و هم یگان های ستادی (پشتیبانی کننده) یعنی خیام نزدیک بود . (۵)
– شناسایی و استفاده از ابزار قوی تر برای اجرای بهتر ماموریت، یکی از تدابیر مدیریتی است که حضرت (ع) بارها از آن سود جسته است . در روز عاشورا حضرت برای ایراد خطبه، جهت آگاهی اذهان عمومی سپاهیان دشمن، دستور دادند که شتری بیاورند . از اسب خود پیاده و سوار شتر شد تا در دید مخاطبین قرار گیرد و صدایش به همه برسد .
– کارکرد مدیریتی یا «کنترل و نظارت » برای شناسایی برنامه ها و چگونگی اجرای آنها جهت حصول مؤثر هدف هاست از این رو مدیران بایستی سعی در کشف نارسایی ها و موانع موجود بر سر راه رشد استعدادهای نیروهای انسانی و پیشرفت برنامه داشته باشند . در شب عاشورا نیز امام حسین (ع) از محیط خیمه ها بیرون رفت تا نزدیکی لشکر دشمن . نافع بن هلال (یکی از یاران آن حضرت (ع) بود) از امام (ع) سؤال کرد که دلیل نزدیک شدنش به لشکر دشمن در این وقت شب چه بوده است؟ امام (ع) در پاسخ فرمود: آمده ام تا پستی و بلندی اطراف خیمه ها را بررسی کنم که مبادا برای دشمن، مخفی گاهی باشد و از آنجا برای حمله خود یا دفع حمله شما استفاده کند .
همچنین ذکر کرده اند که یکی از فعالیت ها و وظایفی که در شب عاشورا توسط آن حضرت تعیین شده بود، آماده سازی و کنترل سلاح های جنگی بود . از این رو مردی بنام جون (آزاد شده ابوذر غفاری) که متخصص در کار اسلحه سازی بود، در خیمه ای به این کار مشغول شده بود . امام (ع) نیز در شب عاشورا خیمه او را بازدید نمود . با ذکر این نمونه ها به روشنی می توان گفت که کارکردهای مدیریتی در تمام مراحل فرماندهی نهضت عاشورا به نحو شایسته ای جاری و ساری بود . (۶)
جلوه های رهبری در روز عاشورا
– اصل آگاهی بخشی کارکنان نسبت به اهداف و قوانین سازمان، یکی از وظایف مدیران در نقش رهبری است . از این رو امام حسین (ع) از ابتدای حرکت خویش در هر فرصتی نسبت به آگاه کردن اذهان عمومی به ویژه کسانی که قصد همراهی او را داشتند، اقدام می نمودند . در شب عاشورا نیز پس از ایراد خطبه ای مفصل یاران خود را نسبت به ماندن و رفتن از میدان عملیات در روز عاشورا آزاد گذاشت، زیرا امام (ع) برای تحقق حماسه مقدس عاشورا تاکید داشت که یاران زیر پرچم با بصیرت عمل کنند و هر کدام از آنها چنانچه با انگیزه های دیگر آمده اند، پالایش شوند .
– یکی از وظایف مدیران در نقش رهبری، فراهم آوردن شرایط روحی و روانی مناسب برای اجرای عملیات و فعالیت در سازمان می باشد . از این رو امام (ع) نه تنها به بازسازی و تعالی مستمر روح و فکر یاران خویش پرداخت تا در مناسب ترین شرایط روحی به مجاهدت بپردازند بلکه می کوشیدند بر روح و روان دشمن نیز تاثیر بگذارد تا اگر هنوز در کسی استعداد و امکان برگشت وجود دارد، باز گردد . در این راستا به یکی از نمونه های برجسته هدایت های امام حسین (ع) در روز عاشورا اشاره می کنیم:
حر (یکی از فرماندهان برجسته سپاه دشمن) از کسانی است که خصایل انسانی و کرامت در سپاه امام حسین (ع) او را بیدار و به وجد آورده و با خود گفت: خودم را در میان بهشت و دوزخ می بینم، اما من بر بهشت چیزی را بر نمی گزینم; هر چند پیکرم پاره پاره شود و مرا در آتش بسوزانند . لذا خود را از دوزخ (سپاه یزید) رها و به سپاه امام حسین (ع) رسانید و در رکاب آن حضرت جنگید تا به شهادت نائل آمد .
این فراز انسانی از الگوی رهبری امام حسین (ع) که حتی توانست نیروی انسانی دشمن را جذب و وادار به فداکاری نماید، برای مدیران و رهبران، مایه درس و عبرت است . (۷)
– یکی دیگر از برجسته گی های رهبری عاشورا، دادن اختیار و تفویض آن به نیروهای عمل کننده است . در این مورد می توان، مراجعه حر را به امام (ع) اشاره نمود: در روز عاشورا حر نزد امام (ع) آمد و گفت: اگر سوار بر اسب باشم، بهتر توان جنگاوری خواهم داشت تا پیاده باشم . امام (ع) نیز فرمود: «هرگونه می پسندی عمل کن » . همان طور که ملاحظه می کنید، آزادی و اختیار نیروهای انسانی موجب تلاش و مجاهدت های بیشتر در سازمان می گردد .
– یکی از اصول مهم رهبری نهضت کربلا اصل انگیزش بود . از این رو امام (ع) در روز عاشورا پس از نماز صبح رو به سوی یارانش نموده، برای ایجاد آمادگی روانی کامل آنان چنین فرمود:
ای بزرگ زادگان، صبر و شکیبایی به خرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت های همیشگی آن می رساند چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری باشکوه انتقال یابد . همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان و شکنجه گاه منتقل گردد .
در پایان این نوشتار باید گفت: یکی از نکاتی که مدیران را در به عهده گرفتن نقش رهبری موفق می سازد، پیش قدم بودن در مصاف با مشکلات و آسیب هاست . در این رابطه امام علی بن الحسین (ع) می گوید: روز عاشورا چون کار بر امام حسین (ع) سخت شد، اصحاب وی دیدند هر چه کار دشوارتر می شود، رخساره آن حضرت برافروخته تر و بدنش آرام و قلبش مطمئن تر می گردد . پس یارانش با یکدیگر می گفتند: نمی بینی چگونه امام (ع) بر روی مرگ می خندد و از مرگ بیم ندارد . این ایستادگی و پیش قدمی امام (ع)، روحیه یارانش را تقویت می کرد.

محمدجواد مهدوی، شاعر آیینی ساروی در گفت‌وگو با روابط عمومی موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری

محمدجواد مهدوی، شاعر آیینی ساروی و همیار روابط روابط عمومی موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری گفت: رسالت شاعر آیینی معرفت افزایی دینی است، شاعری موفق است که در کنار بیان ظلم‌های تحمیل شده بر زینب کبری(س) و گریاندن مخاطب، ظلم‌ستیزی آن بانوی شجاع و ندای «ما رأیتُ الّا جمیلاً» را نیز به گوش مخاطب برساند.
شعر محوری‌ترین نقش را در ادبیات آیینی دارد و عناصر سه‌گانه شور و عاطفه، شعور و عقلانیت و حماسه‌آفرینی به‌ عنوان مؤلفه‌های اساسی در شعر عاشورایی و آیینی مطرح هستند. شعر عاشورایی بیش از شعر و زیبایی‌شناسی، بر شعور استوار است و تنها زمانی که شاعر براساس عقیده و تکلیف وارد این عرصه شود، می‌تواند حق مطلب را در زمینه شعر آیینی و عاشورایی ایفا کند.
محمدجواد مهدوی، شاعر آیینی ساروی در گفت‌وگو با روابط عمومی موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری در تبیین شعر آیینی و تفاوت آن با شعر هیئتی، اظهار کرد: شعر آیینی دامنه‌ای به گستردگی تمام آنچه که در قالب آیین جا می‌گیرند، دارد و دارای زیر شاخه‌های متفاوتی است. البته برخی شعر آیینی را شعری می‌دانند که برای اهل‌بیت(ع) سروده شده باشد اما به نظر بنده‌، تعریف و دایره شمول شعر آیینی گسترده‌تر از این مقوله است و می‌تواند شامل همه موضوعاتی باشد که آیین را در بر می‌گیرد.
وی ادامه داد: شعر هیئتی به‌عنوان یکی از زیر شاخه‌های شعر آیینی شناخته می‌شود و مختصات خاص خود را دارد؛ شعر هیئتی نه آنقدر شهریت لازم دارد که مخاطب عام هیئت از درک آن عاجز بماند و نه آنچنان مستلزم سادگی است که دم‌دستی به نظر بیاید.
مهدوی با ذکر اینکه شعر آیینی تنها به بُعد احساسی و بیان مصائب اختصاص ندارد، ادامه داد: نگاه احساسی به مسائل و جنبه شور در شعر آیینی بخشی از ماجراست اما هدف نیست، همچنان که در هیئت و دستگاه امام حسین(ع) نیز گریه کردن هدف نیست، گریه بر مصائب اهل‌بیت(ع) زمانی منشأ تأثیر است که هم منبع شناخت و معرفت‌افزا باشد و هم موجب جلای آیینه جان شود تا نور ناب اهل‌بیت(ع) در آن جلوه‌گر شود. بنابراین هدف شعر آیینی و به‌ویژه شعر عاشورایی عقلانیت و معرفت‌افزایی و بصیرت‌بخشی است.


رسالت شاعر آیینی در تلفیق کردن شور و شعور
این شاعر آیینی استان در تشریح رسالت شاعر عاشورایی در تلفیق کردن شور و شعور حسینی، بیان کرد: رسالت شعرای آیینی بصیرت‌افزایی است، شاعری موفق است که در کنار بیان ظلم‌های تحمیل شده بر زینب کبری(س) و گریاندن مخاطب، ظلم‌ستیزی آن بانوی شجاع و ندای «ما رایت الا جمیلا» را نیز به گوش مخاطب برساند و نیز، در کنار بیان مصائب شهادت حضرت قاسم دریای معرفت را در جمله «احلی من العسل» او در شب عاشورا را نیز به مخاطب نشان دهد.
مهدوی با مهم دانستن رشته توسل محکم شاعر آیینی به اهل‌بیت(ع) به‌ویژه امام حسین(ع)، گفت: تمامی اشعاری که به موفقیت رسیدند و ماندگار شدند برخاسته از قلب و اندیشه شاعرانی است که گوشه نظری از سوی اهل‌بیت(ع) به آنان شده است؛ اگر این پیوند به‌درستی برقرار شود شعر نیز مسیر بایسته و شایسته را طی خواهد کرد.
وی تصریح کرد: اگرچه واقعه عاشورا در یک مقطع زمانی کوتاه و در مکانی محدود یعنی دشت کربلا به‌وقوع پیوست اما باید گفت که گفتن و سرودن بی‌تکرار از عاشورا الی‌یوم القیامه می‌تواند ادامه داشته باشد، اگرچه گفتن از آنچه که هست هم تکرار نیست. مضمون عاشورا مصداق رود روان عشق و معرفت است و محال است آبی که این لحظه از این رود می‌گذرد همان آبی باشد که یک لحظه قبل گذشته است.
این شاعر آیینی همیار موسسه پیامبر اعظم(ص) با تأکید بر اینکه واقعه عاشورا تا روز قیامت برای نسل‌ها تعریف و تفسیر خاص دارد، بیان کرد: تعبیر «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» بر همین اساس ذکر شده است. عاشورا مکتبی است که هر انسان می‌تواند برای تعالی در عصر و دوره خویش به آن توسل بجوید. بر همین اساس شعرای آیینی نیز می‌توانند روز به روز و لحظه به لحظه از این خُم ناب معرفت تفاسیر و تعابیری نو ارائه کنند.
ویژگی‌های شعر عاشورایی جریان‌ساز
این شاعر آیینی استان در خصوص ویژگی‌های شعر عاشورایی جریان‌ساز، گفت: شعر ناب عاشورایی شعری است که به هدف شعر یعنی بصیرت‌افزایی نزدیک باشد. شعری که فقط می‌گریاند خوب است چرا که اشک بر ابا عبداالله(ع) معرفت‌افزاست اما شعر خوب‌تر آن است که بر بصیرت مخاطب بیفزاید و بر زندگی او اثر مستقیم بگذارد. نمونه‌های فراوانی از اشعار تأثیرگذار آیینی در ادبیات فارسی به یادگار مانده است که از جمله می‌توان به اشعار محتشم کاشانی اشاره داشت که با این مطلع آغاز می‌شود:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است، باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است.
قطعه شعری از سروده‌های محمدجواد مهدوی در حال و هوای محرم، حُسن ختام گفت‌وگو است.
حضرت قاسم بن الحسن(ع)
از لب ساقی میخانه عسل می ریزد
سیزده جرعه به پیمانه عسل می ریزد
اهل میخانه بیایید که در ساغرتان
حضرت عشق کریمانه عسل می ریزد
“شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان”
گر به زلفش بزند شانه، عسل می ریزد
شاعر چشم غزلخوان و خمارش شده ام
که از زبان من دیوانه عسل می ریزد
وصف مضمون نگاهش همه را شاعر کرد
واژه واژه دَرِ این خانه عسل می ریزد
کار این شعر به ” احلیٰ ” بکشد می بینیم
در ره عشق چه مردانه عسل می ریزد
ای مقاتل بنویسید که در معرکه از
غیرت قاسم دُردانه عسل می ریزد
سوختن عاقبتش نیست مگر خاکستر؟
پس چرا از پر پروانه عسل می ریزد؟!
“سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت”…

تبیین انتساب سند زیارت عاشورا به امام صادق(ع) / دکتر حسینی کارنامی

انتساب سندی زیارت عاشورا به امام جعفر صادق(ع)

حجت الاسلام دکتر سیدحسین حسینی کارنامی

استادیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم پزشکی مازندران و همیار پژوهشی موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری

برای زیارت عاشورا در دو کتاب کهن قدمای شیعه، یعنی کامل الزیارات ابن قولویه و مصباح المتهجد طوسی سه سند ذکر شده است که در زیر یکی از این موارد، مورد ارزیابی قرار می گیرد:

زیارت عاشورا؛ طریق شیخ طوسی از امام صادق (ع)درکتاب مصباح المتهجد:

مهمترین سند زیارت عاشورا، سندی است که شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد به طریق خود از امام صادق (ع)نقل کرده است: «مُحَمَّدُ بْنُ الحَسَن الطُوسی عَنْ مُحَمَّدُبْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَهَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ عَنْ اَبی عَبدِاللهِ عَنْ آبائِه عَنْ النَّبی عَنْ جَبرَئیل عَنْ الله تَعالی … » )طوسی،۱۴۱۱ :ج ۲، ص ۷۷۷ ؛ نیز ثقفی طهرانی، ۱۳۷۰ : ج ۱، ص ۴۷ (.شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد در مقدمه زیارت عاشورا در باره این دعا این گونه آورده است: رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیُّ عَنْ سَیْفِ بْنِ صْحَابِنَا

َعَمِیرَهَ قَا ل خَرَجْتُ مَعَ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ وَ عِنْدَنَا جَمَاعَهٌ مِنْ أبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع)فَسِرْنَا مِنَ الْحِیرَهِ إِلَى الْمَدِینَهِ فَلَمَّا

َإِلَى الْغَرِیِّ بَعْدَ مَا خَرَجَ أبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ (ع)ئفَرَغْنَا مِنَ الزِّیَارَهِ صَرَفَ صَفْوَانُ وَجْهَهُ إِلَى نَاحِیَهِ أمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (ع)سِأفَقَالَ لَنَا تَزُورُونَ الْحُسَیْنَ (ع)مِنْ هَذَا الْمَکَانِ مِنْ عِنْدِ رَأنَا مَعَهُ قَالَ فَدَعَا صَفْوَانُ بِالزِّیَارَهَِبُو عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقُ (ع)وَ أَإِلَیْهِ أَوْمَأَ

مِنْ هَاهُنَا أبِی جَعْفَرٍ (ع)فِی یَوْمِ عَاشُورَاءََالَّتِی رَوَاهَا عَلْقَمَهُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أ..؛ محمد بن خالد طّیالسی از سیف بن عمیره نقل م یکند که به همراه صفوان بن مهران جمال و گروهی از یاران به نجف رفتیم. پس از آن که از زیارت فارغ شدیم، صفوان رو به سوی کربلا کرد و خطاب به ما گفت: از این مکان، یعنی کنار سر مبارک امیر المومنین (ع)، حسین (ع)را زیارت کنید. او در حالی که با دست اشاره می‌کرد گفت: آن‌جا همان جایی است که امام صادق (ع)، امام حسین (ع)را زیارت نمود و من همراه آن حضرت بودم. سیف بن عمیره گوید: آنگاه صفوان شروع کرد به خواندن همان زیارتی که علقمه بن محمد حضرمی آن را از امام محمد باقر (ع) برای روز عاشورا روایت کرده بود … (طوسی، همان(.در این سند عاوه بر شخصیت شیخ طوسی سه راوی تا شخص معصوم (ع)به نا مهای محمد بن خالدطّیالسی، سیف بن عمیره وصفوان بن مهران اسدی کوفی آمده است. البته بین شیخ طوسی وطیالسی مشیخه طوسی است که طبق روش حدیثی به جهت اختصارحذف شده است در مورد آن مطالبی بیان خواهد شد.

۱-۱محمد بن حسن طوسی: شیخ الطائفه محمد حسن طوسی (متوفای ۴۶۰ ه.ق) رجالی بزرگ عالم اسلام و صاحب دو کتاب از هشت اثر کهن و معتبر رجالی شیعه است. میان کتاب‌هاى فراوانى که در علم رجال تألیف شده هشت کتاب به عنوان اصول ثمانیه رجال (رجال کشی، فهرست نجاشی، فهرست شیخ طوسی، رجال شیخ طوسی، رجال برقی، رجال ابن داود، رجال ابن غضائری، رجال علامه حلی) معروف شده اند که بیشترین اعتبار و اعتماد را بین کتب علم رجال کسب نموده اند. البته از میان این هشت اثر چهار کتاب رجال کشی، فهرست نجاشی، فهرست شیخ طوسی و رجال شیخ طوسی از اهمیت بیشتری برخوردار است که اصل در این فن به شمار می آیند. بنابراین، دو اثر مهم از این مجموعه را شیخ طوسی تألیف کرده که حتی به جهت جامعیت،نظم، شیوایی قلم، نیکویی سلیقه و نبوغ علمی خود، کتب پیشین را مهجور ساخته است. از این رو می توان شیخ طوسی را مهم ترین رجالی شیعه نام نهاد. در هر حال، وثاقت شیخ طوسی امر مسلم است.

. محمد بن خالد طیّالسی: در تمام کتا بهای رجالی هیچ گونه نقدی و تضعیفی درباره محمدبن خالدالطیالسی وجود ندارد (نجاشی، همان: ص ۳۴۰ ؛ طوسی، ۱۳۸۱ :ص ۳۴۳ ؛ طوسی، ب یتا: ص ۳۴۳ ؛ خویی، همان: ج ۱۶ ، ص ۶۹ (.به علاوه بزرگ‌ترین، دقیق‌ترین و موثق‌ترین راویان همانند علی بن حسن بن فضال که خیلی کم از ضعیف نقل می‌کند و در نقل روایت خطا نمی‌کند( به طیالسی اعتماد نموده و از او روایت کرده اند. نیز بزرگان و اجلاء روات شیعه مانند محمدبن علی بن محبوب، سعدبن عبدالله اشعری قمی، علی بن سلیمان بن حسن بن جهم رازی، معاویه

بن حُکَیم، محمدبن حسن صفار، ابوالعباس محمد جعفر زراری، علی بن ابراهیم قمی، عبدالله بن جعفر حمیری، عبدالله بن محمد خالدالطیالسی از محمد بن خالد روایت م یکنند. بنابراین در خصوص مورد اعتماد بودن طیالسی هیچ شکی نیست. دیگر آن که، تعبیر شیخ درمصباح، «َروی محمدُ بنُ خالد » است که عبارت «َروی » نشان می‌دهد که نزد شیخ، صحت سند قطعی بوده است، اگر شیخ تامل و تردید در درستی نقل داشت بایستی می گفت: «ُروِی عن محمدبن خالد .»این سه جهت که دست به دست یکدیگر بدهند، به طور قطع می توان گفت که سند شیخ به کتاب محمدبن خالد الطیالسی صحیح است.

نکته قابل تامل در این سند آن است که شیخ سند خود را ابتدا از محمد بن خالد طیالسی شروع می‌کند با این که این دو شخصیت هم عصر نیستند؛ در پاسخ گفته شد که درست است شیخ در این سند افراد متصل به محمد بن خالد طیالسی را نیاورد، اما از ظاهر حدیث استفاده می شود که به قرینه روی محمد بن خالد… که به صورت فعل معلوم آورد نه مجهول روی شیخ به طور مستقیم از کتاب محمد بن خالد اخذ کرد. شیخ طوسی در کتاب الفهرست خود به صورت مستقل افراد

طریق خود به کتاب محمد بن خالد الطیالسی را این گونه آورده است:عن حسین بن عبید الله غضائری عن احمد بن محمد بن یحیی عطارعن ابیه، عن محمد بن علی بن محبوب، عن محمد بن خالد طیالسی .»همه اشخاص این طریق از بزرگان و معتمدان شیعه هستند. بنابراین، سند شیخ طوسی به به محمد بن خالد طیالسی قابل تصحیح است. دیگر آن که، بر فرض اشکال در مبانی طریق شیخ به طیالسی، راه دیگری برای تصحیح این سند وجود دارد و آن عبارت است از این که شیخ طوسی از سه طریق که یک طریق آن در صورت جمیع مبانی، صحیح است از محمدبن علی بن محبوب روایت نقل م یکند و محمدبن علی بن محبوب تمام روایات محمدبن خالد طیالسی را نقل کرد و تمام این احادیث منقول از طیالسی از طریق محمدبن علی بن محبوب به شیخ رسیده است. بنابراین وقتی شیخ به محمدبن علی بن محبوب سند صحیح دارد، به محمد بن خالد طیالسی نیز سند دارد. با این وجود، این نکته را نیز باید توجه داشت که آیت الله خویی در طریق شیخ طوسی به

محمد بن خالد از شخصی به نام احمد بن محمد بن یحیی وجود دارد که توثیق نشده است: «طریق الشیخ إلیه، فیه أحمد بن محمد بن یحیى و هو لم یوثق »(خویی، همان: ج ۱۶ ، ص ۷۰)

(. ۱-۳سیف بن عمیره: سیف بن عمیره نخعی کوفی، شخصیتی ثقه و مورد اعتماد است. چنانچه آیت الله خویی از قول نجاشی م ینویسد:قال النجاشی: سیف بن عمیره النخعی، عربی، کوفی، ثقه » )نجاشی،همان: ص ۱۸۹ ؛ طوسی، بی تا: ص ۲۲ ۴ ؛ خویی، همان: ج ۸، ص ۳۶۵ (.

۱-۴ صفوان بن مهران اسدی کوفی: صفوان بن مهران اسدی کوفی از اصحاب امام صادق (ع)و ثقه و جلیل القدر بوده و مکرر به همراه آن حضرت از مدینه به کوفه و نجف به زیارت قبر امیرالمومنین (ع)مشرف شد و بر محل قبر آن حضرت (ع)مطلع بود. وی به صراحت از سوی شیخ طوسی و نجاشی توثیق شده است )نجاشی، همان: ص ۱۹۸ ؛ طوسی،همان: (ص ۲۴۳ ؛ کشی، ۱۳۴۸ : ص ۴۴۱ ؛ خویی، همان: ج ۹، ص ۱۲۱ (.آیت الله شبیری زنجانی این سند را صحیح می‌داند. او می گوید:گذشته از تاییدات غیبی معتبر که موید زیارت عاشورایند، ظاهر این عبارت می رساند که حضرت صادق (ع)با همین زیارتی که علقمه از امام باقر (ع)نقل کرده، اشاره نموده و زیارت کرده است. نیز سندی که در کتاب مصباح‌المجتهد برای آن ذکر شده است، سندی صحیح است .»(استفتاء منقول از آیت الله شبیری زنجانی(بنا بر این، با توجه به آنچه گفته شد، اولین سند از اسناد سه گانه زیارت عاشورا از نظر اعتبار به طور قطع صحیح و بدون خدشه است.

 

اسلوب سیاست حسنی/رضوان مهدوی

 

 

رضوان مهدوی؛ فعال دینی و فرهنگی

از بدو تاریخ تاکنون، از زمانی که اجتماعات بصورت منسجمی تشکیل شد و روابط اجتماعی استقرار یافت بحث روش حکومت داری و یا بصورت عام هدایت جامعه مورد بحث کارشناسان و اندیشمندان بوده است. نظریات مختلفی نیز در این باب ارائه شده است که می­توان برای پی­گیری این نظریات به مباحث فلسفه­ی سیاسی ورود یافت. اما آنچه که به عنوان زیرمجموعه ­ی هدایت جامعه در بحث روش کنش­های سیاسی مورد توجه قرار می­گیرد رفتار انسان­های نخبه و لیدرهای جریانات فکری مختلف است که می­تواند الگویی از برای پیروان باشد. در میان نخبگان سیاسی نیز مشاهده می­شود در اتفاقات گوناگون رفتارهایی بروز می­یابد که گاه متناقص با رفتاری دیگر است و اساساً با اهداف آن جریان فکری در تضاد قرار می­گیرد به عنوان نمونه می­توان به رفتار متناقض حاکمان فرانسه اشاره کرد که از یک طرف آن کشور را مهد دموکراسی و حقوق بشر نام می­نهند اما در عین حال نقض حقوق بشر را در مورد کشف حجاب در رابطه با مسلمانان مشاهده کنیم!

در تاریخ اسلام نیز از این رفتارها نشانه­های فراوانی می­یابیم بطور مثال ادعای حاکمیت براساس قرآن و سنت توسط خلیفه دوم و در عین حال نقض آشکار قرآن و سنت در مورد حکم متعه! در این میان در سیره­های امام حسن (ع) مشاهده می­شود که ایشان درحوادث و گذرگاه­های مهم سیاسی آن زمان اسلوب مشخصی را ارائه نمودند و هیچ گاه رفتاری نداشتند که به اهداف مد نظر آسیب بزند. در این مختصر نگاشته سعی می­شود به چند اصل اساسی در رفتار سیاسی ایشان اشاره می­شود:

۱-خدا محوری و نگرش توحیدی در مورد هر فعلی: ایشان در جمله­ای که اسلوب سیاستمداری را ترسیم کردند از حقوق خداوند نام بردند که حقوق خداوند عبارتست از: آنچه را از تو خواست اجابت نمایی و از آنچه که تو را از آن نهی کرده پرهیز نمایی[۱] ، همچنین در پاسخ سلیمان بن صرد خزاعی در باب صلح با معاویه فرمودند: … و به حکم خدا عقد بستم. ۲-اتخاذ صلابت و شجاعت در مسیر اهداف: متأسفانه این امام بزرگوار به جهت انعقاد پیمان نامه صلحی که با معاویه برقرار ساختند مورد هجمه­ی مردمان حتی یاران خویش قرار گرفتند و با تعابیر بسیار زشت همچون «یا مذّل المؤمنین» از او یاد کردند در حالیکه در جای جای زندگی ایشان شجاعت موج می­زند، به طور مثال در صحنه­ی جنگ جمل که امام المتقیان (ع) پس از فرستادن محمد حنیفه، امام حسن (ع) را به جنگ فرستاند و از ایشان رزم منحصر به فردی مشاهده گشت که وصف آن را از لسان شاعران می­توان به زیبایی دریافت کرد.

در ماجرای پس از شهادت امیرالمؤمنین نیز پس از بیعت مردم و تشکیل حکومت پس از دعوت معاویه جهت بیعت با امام که نتیجه­ای جز گستاخی معاویه نداشت بدون هراس از شهادت و از دست دادن جان خویش فرمان جهاد صادر کردند و تا آخرین لحظه ممکن خموش ننشستند تا شد همچنانچه نباید می­شد… و سه ضلع زر و زور و تزویر دگربار بر سپاه مؤمنین غلبه یافت و پیمان صلح منعقد گشت. پس از صلح نیز هیچ گاه از شجاعت امام کاسته نشد، به عنوان نمونه در مجالسی که معاویه بارها ترتیب داد، او و عمر و عاص، مغیره بن ­شعبه، عتبه بن ابوسفیان، عمروبن عثمان و ولید بن عقبه را در مناظره­ها مفتضحانه رسوا می­کرد تا آنجا که از کار خویش پیشمان می­شدند و امام هیچ هراسی به خویش راه نمی­داد. [۲] ضمن آنکه در متن صلح نامه نیز نشانه­های فراوانی از اقتدار و موضع مقتدرانه امام مشاهده می­شود که اگر به درستی اجرا می­شد نتایج مفید زیادی عائد جامعه مسلمین علی الخصوص شیعیان می­گشت. ۳- مصلحت و تدبیر: نکته­ی دیگری که شاید سیاسیون از آن غافل باشند اصل تدبیر است. همانگونه که برخی در تعریف سیاست گفته­اند یعنی تدابیر امور، به لحاظ اهمیت اصل مصلحت گاهی تصمیمات سختی باید اتخاذ شود و قواعد ثانویه جایگزین گردد نظیر دفع افسد به فاسد یا حفظ امنیت، در سیره­ی امام حسن (ع)نیز اگر انعقاد صلح و عدم قیام مجدد را با اهمیت­ترین کنش سیاسی ایشان تلقی کنیم رعایت اصل مصلحت بسیار پررنگ است. در جریان صلح عده­ای لب به اعتراض می­گشودند و امام اینگونه پاسخ می­داد: الف) همانا اگر صلح نمی­کردیم یک تن از شیعیان ما  در روی زمین باقی نمی­ماند مگر اینکه کشته می­شد!! ب) آنچه من می­نگرم شما نمی­توانید بنگرید و من حفظ جان، مال امت را در این مصالحه دانستم ج) به درستی که معاویه با من در امری با دعوا کرد که مخصوص من و حق من بود من سزوار آن بودم. و او به ناحق ادعای آن را داشت، اما من مصلحت این امت و قطع فتنه را مد نظر قرار دادم.[۳]  ۴- رعایت عقد و پیمان: همانگونه که در قرآن تأکید شد، مسلمین باید به عهدهای خویش وفادار باشند= آیه ۷ سوره توبه: چگونه برای این مشرکان (پیمان شکن) نزد خدا و رسول او عهدی باشد (با اینکه عهد شکنی آنان تجربه شده است؟) مگر کسانی که در کنار مسجد الحرام با آنان پیمان بسته­اند (و به پیمانشان وفادار مانده­اند) که تا وقتی با شمار است باشند شما نیز با آنان راست باشید همانا خدا تقوا پیشگان را دوست می­دارد. امام در این مورد می­فرمایند: سخاوت و بخشندگی از ویژگی­های پسندیده مسلمان است اما وعده دادن بیماری آن است که اگر وفا نشود، سخاوت را کمرنگ می­کند و درمان آن وفای به عهد است.[۴]  امام مجتبی (ع) در برابر پیشنهاد سلیمان صرد خزاعی نیز برای نقض پیمان مقاومت کردند (البته پس از نقض پیمان توسط معاویه این کار مباح گشت)، نکته­ای که بسیاری از سیاستمداران آن را رعایت نمی­کند ۵- مشورت با پیروان: اگر رهبر سیاسی نتواند از همه­ی ظرفیت­ها کمک بگیرد و بصورت استبدادی طی طریق نماید قطعاً پیروز نخواهد بود و سلب اختیار از پیروان ایجاد استکبار خواهد نمود.

اما امام سعی می­کردند اختیار را از پیروان سلب ننمایند، در جریان درگیری با معاویه جهت اتمام حجت با یاران، خطبه­ای خواندند که بخشی از آن بدین صورت بوده است: …. اگر زندگانی خویش را
می­خواهید ما آنچه را که او می­خواهد قبول می­کنیم و بلکه چشم برخار فرو می­کنیم و زحمت را با خود حمل کنیم و اگر مرگ را بر زندگی اختیار می­کنید در راه خدا بذل جان کنیم و این داوری را از خدا بخواهیم که لشکر پاسخ دادند: ما تقیه پیشه می­کنیم و جان خود را از مهلکه نجات می­دهیم
[۵].

۶- حق نقد رهبری سیاسی: ایشان در ترسیم سیاست مداری در باب حقوق افراد زنده می­فرمایند: … و تا زمانی که ولی امر مسلمین با امت خود صادق است با او صادق باش و هنگامی که وی از راه راست منحرف شد عقیده­ات را رودرروی او اظهار کن، در سیره عملی ایشان هم به عنوان رهبر و نخبه سیاسی مشاهده می­شود که نقدها را محترمانه پاسخ می­دادند مثلاً در باب صلح خطاب به جابر می­فرماید: ای جابر ملامتن نکن!

رسول خدا را در گفتارش تصدیق کن که فرمود براستی که این فرزندم آقا و سرور است، خداوند متعال بوسیله او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح وآشتی برقرار می­کند.

قطعاً با کاوش در سیره­ی ایشان می­توان نکات ارزشمند دیگری نیز برداشت نمود که می­تواند برای همه­ی سیاسیون علی الخصوص سیاستمداران مسلمان الگویی مناسب و شایسته باشد.

امید می­رود تا با نگاه مجدد به زندگی این امام کریم قطره­ای از دریای بی­کران وجود  ایشان دریافت نمود.                                                                

                                                                                                        رضوان مهدی

                                                      به مناسبت نیمه رمضان سنه ۱۴۴۲ هـ.ق

 


[۱] موسوی المصطفی و العتر، ج ۵ ص ۱۱۹

[۲]  شفقی در مهتاب (امیر حسن محمودی) ص ۱۲۲ تا ۱۳۹

[۳] فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی ص ۳۴۱ احقاق الحق ج۱۱ ص ۲۰۳- کشف الغّمه ج ۲ ص ۱۴۶

[۴] فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی ص ۳۹۲- نزهه الناظر ص ۷۱ ج ۶ – بحارالانوار ج ۷۵ ص ۱۱۳ ، ذیل ح ۷

[۵]  ناسخ التواریخ، شفق در مهتاب ص ۹۰ الثاقب المناقب ص ۳۰۶ ج ۱

در گفتگو با حجت الاسلام دکتر محمود ابوترابی مطرح شد؛ تاثیر اجتماعی روزه از منظر قران و عترت

گفتگو با حجت الاسلام دکتر محمود ابوترابی؛ عضو هیات علمی دانشگاه و هیات موسس موسسه پیامبر اعظم(ص) ساری

*در ابتدای این گفتگو، اساسی ترین اهدف تشریع حکم روزه را بفرمایید؟
یکی از اساسی‌ترین اهداف تشریع حکم روزه، پرورش روحیه تقواپیشگی مردم جامعه است. تقوا با عنایت به معنای لغویِ ریشه آن، سپر به دست گرفتن و در مواجهه با دشمنان، هوشیارانه به مبارزه و دفاع برخاستن است. البته در تقوای الاهی، انسان متّقی راه مبارزه و دفاع و ابزار آن را از رهنمودهای «ربّ علیم، قدیر و قوی» اتّخاد می‌کند: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ‏ (بقره/۱۸۳)
از منظر قرآن اهل تقوا آنانند که با بصیرت الاهی همیشه در حال آماده باش وبیداری قرار دارند؛ آنان دشمن تسویل‌گر درون و تزیین‌گر قسم خورده بیرون: نفس امّاره و شیطان را، خوب شناخته‌اند که لحظه‌ای خواب نداشته و از فریب و حمله در این «جهاد اکبر» آرام و تعطیلی ندارند. لذا در سایه تقوا، حالت خود کنترلی و مراقبه درونی تقویت شده، بر قوای ادراکی و تحریکی، بینشی و گرایشی نظارت پیوسته‌ای جاری می‌شود؛ بدین سبب از زبان و چشم و گوش و … آنان اعمال سعادت بخش و «بهشت ساز» صادر شده و از هر آن چه موجب خسارت و شقاوت و «جهنم آفرین» باشد؛ گریزانند. (ر. ک.: بقره/۱۷۷؛ توبه/۳۶)
از امام علی(ع) روایت شده است: صَوْمُ‏ الْقَلْبِ‏ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ اللِّسَانِ وَ صَوْمُ اللِّسَانِ خَیْرٌ مِنْ صِیَامِ الْبَطْنِ
روزه قلب از روزه زبان بهتر و روزه زبان از روزه شکم بهتر.
این حدیث مبارک دلالت دارد: روزه سه‌گانه‌ای وجود دارد. این سه، در طول هم قرار گرفته‌اند. و دارای مراتب متفاوت هستند؛ اما برترینِ آن، روزه قلب است که نقش فرمانده بر اعضاء بدن را ایفا می‌کند. و تقوا مقرّش در دل است و نظارت و حمایتش بر باطن و ظاهر. آری؛ اگر قلب «سلیم» گردد مردمان آن جامعه در امنیت همه جانبه روزگار سپری خواهند کرد

*روزه چه تاثیری بر معنویت و روحیه طهارت گرا دارد؟
در فرهنگ قرآنی یاد قیامت یکی از مبانی اعتقادی بسیار تأثیرگذار در ابعاد مختلف از جمله در تعاملات اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی است.
از حضرت رضا(ع) روایت شده: إِنَّمَا أُمِرُوا بِالصَّوْمِ‏ لِکَیْ یَعْرِفُوا أَلَمَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ فَیَسْتَدِلُّوا عَلَى فَقْرِ الْآخِرَه
مردم به روزه گرفتن مأمور شده‏اند تا درد گرسنگی و تشنگی را بفهمند و با آن بر فقر و تنگدستی آخرت راه بجویند.
روزه از این گروه‌ها به تمام و کمال نیست: متمرّدان از امام و رهبران (الهی) و غلامان فراری از خدمت موالیان خود؛ زنان غیر متواضع نسبت به شوهران‌شان مگر این که توبه کنند و فرزندان نفرین وعاقّ شده از طرف پدر و مادر مگر به نیکی کردن به آنان برگردند.
روزه ولو در حدّ گرسنگی و تشنگی جسمانی، نه تنها اصل یاد قیامت را بلکه برخی ویژگی‌های آن را در دل و جان زنده کرده و بر رفتار این جهانی افراد جامعه تأثیر می‌نهد. این رمز تحول آفرینی روزه از مَعبَر یاد قیامت است؛ قیامتی که قران می‌فرماید: فراموشی آن موجب ضلالت از مسیر حق و زمینۀ هواپرستی و انحراف در مقام قضاوت و عدول از عدالت خواهد بودو سبب کم فروشی و ناهنجاری‌ها در فعالیت‌های مالی و در جریان عدالت اقتصادی جامعه
از حضرت زهرای اطهر(س) در مقام شگفتی در عدم رعایت روزه‌دار نسبت به آن چه که از او انتظار می‌رود، روایت گردید: مَا یَصْنَعُ‏ الصَّائِمُ‏ بِصِیَامِهِ إِذَا لَمْ یَصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوَارِحَهُ
انسان روزه‌دار با روزه‌اش می‌خواهد چه کند اگر زبان و گوش و چشم و اعضای خود را (از زشتی‌ها) صیانت و محافظت نکند!

*یکی از مسایلی که بسیار بر روزه داران تأکید می شود، کمک و همدردی به فقیران در ایام ماه رمضان است و یکی از اصلی ترین اثرات این ماه فهم فقیران و نیازمندان عنوان شده است، چرا نسبت به این مساله تا این حد تأکید شده و هدف اصلی از چنین تاکیدی چیست؟ بناست مسلمانان به چه درکی از فقیران برساند؟
پیشوایان گرامی دین، در روایات و ادعیه اسلامی ماه رمضان را ماه مواسات نامیده اند. از نتایج بارز روزه برانگیختن حس همدردی نسبت به مستمندان و همنوعان تنگدست است، آنان که زندگی آسوده ای دارند و رنج فقیر و طعم گرسنگی را نچشیده اند، ممکن است از حال مستمندان غافل بمانند و روزه وسیله ای است که آنان را از غفلت می رهاند و رنج مستمندان را با یاد آنان می آورد تا به دستگیری فقیران همت گمارند و به درد دل آنان برسند.
از سویی به احسان و اطعام و انفاق به مستمندان در ماه مبارک رمضان بسیار سفارش شده است و از سویی دیگر گرسنگی و تشنگی روزه موجب درک رنج مستمند می گردد و بدین ترتیب ثروتمند به فقیر نزدیک می شود و احساس ها رقت میابد و احسان و انفاق فزونی می گیرد و جامعه کمک به همنوع را می آموزد. مواسات یعنی سهیم ساختن برادران در رزق و روزی و رمضان به همین جهت ماه مواسات نامیده اند تا مسلمانان به احسان نسبت به هم بپردازند و با تمرین بر این صفت ارزنده انسانی جامعه را از حقد و کینه برهانند و برادروار در کنار هم از نعمت های الهی بهره بگیرند و شایسته است که روزه داران به همه این نکات انسانی روزه توجه کنند و بکوشند واقعاً فریضه روزه را آنچنان که باید بجا آورند و ماه مبارک رمضان را آنچنان که سزاوار این ماه است بسر آورند، تا همگان از برنامه های سازنده اسلامی بهره ور شوند.

*آیا روزه داری تاثیری بر کم شدن فاصله طبقاتی بین مردم دارد؟
روزه در سازوکار طبیعی خود زمینه چشیدن گرسنگی را برای مکلَّفان فراهم می‌نماید. انسان مسلمان در صورت مواجه شدن با موانع در روزه گرفتن به قضا و در مواردی به «کفاره» دادن موظف می‌شود که به فقیران و مسکینان تعلق می‌گیرد.در روز «عید فطر» در مقام شکرگزاری باز هم با وجوب پرداخت زکات فطره تلاش بر مساعدت هرچه بیشتر برای توجه به مستمندان رقم می‌خورد. و نیز در تخلف نسبت به پرهیز از مبطلات روزه در موارد نه چندان کم، به پرداخت کفاره مالی موظف می‌شود. اما این همه برای آن است تا روحیه امداد و توجه به قشر نیازمند در قشر اغنیاء نهادینه شود تا نگاه نوع‌دوستی جهت رفع فقر در دارایان و ثروتمندان پرورش و قدم‌های عملی برای زدودن چهره فقر از جامعه هر چه بیشتر فراهم آید.
لذا در دعاها به تعابیر مختلف، از آن بی‌نیاز مطلق بی‌نیازی فقرا تقاضا می‌شود: اللَّهُمَّ أَغْنِ‏ کُلَّ‏ فَقِیرٍ؛آری، تنگدستی موجب می‌شود مستمند نتواند شکم را سیر و حتی لباس لازم را تهیه و به سبب عزت‌مداری طبع انسان، اگر مبتلا به قرض شد، نتواند بموقع آن را پرداخت نماید:
اللَّهُمَّ أَشْبِعْ کُلَّ جَائِعٍ اللَّهُمَّ اکْسُ کُلَّ عُرْیَانٍ اللَّهُمَّ اقْضِ‏ دَیْنَ کُلِّ مَدِین‏
خدایا هر گرسنه‌ای را سیر نما؛ خدایا هر برهنه‌ای را بپوشان؛ خدایا بدهی هر بدهکاری را ادا نما.
در نظام اجتماعی انسانی، سنت جاری الاهی آن است که این مشکلاتِ فردی و اجتماعی با اسباب و وسائط طبیعی رفع گردد. بدیهی است بخشی از آن، وابسته به تلاش خیرخواهانه صاحبان مُکنت و ثروت است که می‌توانند با کارهایی مانند ایجاد اشتغال و معاونت در رونق کسب و کار، غبار فقر و آثار ناهنجار و شکننده آن را از چهره جامعه بزدایند.

*روایتی در این خصوص اگر وجود دارد، بفرمایید.
از حضرت امام جعفر صادق(ع) از علت وجوب روزه گرفتن پرسش شد. حضرت فرمودند: خدای عزّ و جلّ روزه را واجب گردانید تا به آن غنى و فقیر مساوى شوند. بی‌نیاز به اختیارِ خود، گرسنگى نمى‏کشد تا بر فقیران رحم کند؛ زیرا که غنىّ هرگاه خواهان هر چیزی شود، قدرت تهیه آن را دارد. لذا حق تعالى روزه را مقرر ساخت تا غنى و فقیر را مساوى کرده و به غنى درد گرسنگى را بچشاند و بدین وسیله، بر ضعیفان دل سوزانده و بر گرسنگان رحمت آورد. روشن است رفع فقر یعنی پیشگیری و درمان بسیاری از ناهنجاری و چالش‌های خانواده‌گی و عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه انسانی.

* این روزها عده ای که بیشتر نسل جوان هستند، نکاتی را بیان می کنند که در جای خود حائز اهمیت است، آنها با تأکید بر اینکه روزه داری فقط گرسنگی و تشنگی نیست و می توان به جای روزه داری این چنین، اعمال دیگری را ثبت کرد که بهتر از سی روز روزه داری است. به این قشر چه توصیه ای دارید؟
روزه عمل ساده ای نیست و تنها گرسنگی و تشنگی مایه بوجود آمدن حقیقت روزه نمی باشد، بلکه روزه بزرگترین میدان تمرین برای پاکسازی جسم از امراض گوناگون و تزکیه روان از مفاسد اخلاقی و منور کردن دل به نور خداست.
با چنین روزه ای روزی فراوان می گردد، و اجتماع سالم گشته و آدمی در پیشگاه حق کسب آبرو می کند و در جهان بعد از بهشت بهره مند شده و از عذاب جهنم دور خواهد ماند.
من از میان بسیاری از فواید مهم روزه، به مسایل اجتماعی اشاره می کنم که برای نسل جوان مفید است؛ بسیاری از کدورت ها و ناهنجاری های اجتماعی، به ویژه در ارتباطات ناسالم با دیگران، ریشه در خودپرستی و خودشیفتگی دارد. با روزه داری، فرد روزه دار از پیله خودپرستی خارج شده و پروانه وار گرد دیگر دوستان نیز خواهد گشت. توجه به همسایگان، اصلاح کدورت ها، بازدید از اقوام و حضور در سفره افطاری دیگران و… زمینه های پدیدآیی ارتباطات سالم و سودمند را فراهم می سازد.
خداوند روزه را براى آزمایش اخلاص مردم واجب فرموده است، که روزه در اخلاص عمل بسیار موثر است، یعنى کسى که روزه مى گیرد و تمامى روز را با همه امکان خوردنی ها و آشامیدنى هایى که در اختیار دارد، در عین حال امساک مى نماید، جز اخلاص به پیشگاه حضرت حق مفهومى دیگر ندارد و در قسمتى از نهج البلاغه مى فرماید: «و صوم شهر رمضان فانه جنه من العقاب » و یکى از دلائل وجوب روزه این است که روزه ماه رمضان سپر است از عقاب الهى، یعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان و معاصى انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست مى آید.

در پایان این گفتگو اگر نکته ای هست بفرمایید.
قرآن برترین کتاب هدایت‌گر و انسان‌ساز است. از منظر دین اسلام و قرآن انسان یا در دین یا در آفرینش با هم برابرند. از طرفی، در ادیان الاهی عموماً و در دین اسلام به خصوص، احکام و مقررات آن برای تعالی انسان و جوامع انسانی وضع شده‌اند. یکی از این فرامین تحول آفرین انسان در عرصه معنوی و مادی، روحی و جسمی، دنیوی و اخروی، روزه گرفتن است. در قرآن و روایات از پیشوایان عصمت و طهارت برای روزه تأثیرات فردی و اجتماعی، نقل شده است. در این نوشته مختصر، آثاری از روزه از جنبه پیشگیرانه و درمانی در ابعاد بهداشت جسمی و روحی، اقتصادی، اخلاقی اجتماعی تبیین گردید. هر چند آثار اجتماعی انسان‌ساز فراوان دیگری مانند تقویت رابطه با خدا، پیوند بین خویشان و همنوعان، پرورش روحیه ایثارگریو رونق مهرورزی و ابراز محبت به هم‌کیشان و همه آحاد جامعه قابل بررسی‌اند.

 

نصیرالدین طوسی و تجدید حیات تشیّع / دکتر محمدعلی دیانی

در گزارش های تاریخی آمده است که خواجه نصیر الدین طوسی در یکی از تعب آلودترین و رنج اندودترین زمان های زندگی بشر می زیسته است. روزگاری که گرد جهالت مغولان در سرزمین متمدّن ایرانی- اسلامی ما پاشیده شده بود.

به گواهی محقّقان؛ خواجه منشأ خدمات ارزنده ای در طول حیات دینی، علمی، فرهنگی و اجتماعی خود بوده؛ تجدید حیات تشیع، تجدید استقلال ایران، نجات مبانی کلام اسلامی از سیطره فکری اشعریان، راه اندازی رصدخانه مراغه، تأسیس کتابخانه ۴۰۰ هزار جلدی؛ همه و همه از خدمات ارزنده حکیم طوس بوده است.

با این همه؛ رسالت این نوشتار، پرداختن به اثرات و برکات غیر قابل انکار خواجه در حوزه های علمی، فرهنگی و اجتماعی نیست؛ که آن خود میدانی دیگر می طلبد و عرصه ای دیگر، امّا در همین فُسحه و مجال اندک؛ به اقتضای روح کلّی حاکم بر این شماره از دو ماهنامه، مهم ترین خدمت خواجه به حوزه دین- تجدید حیات تشیع – را بسط می دهیم تا ضمن روشن تر شدن عظمت این مرد، به قدر نَمی از یَم، به زدودن غبار مهجوریت از چهره ی این فیلسوف، متکلّم، فقیه، سیاستمدار، ریاضیدان و منجّم شیعه ی ایرانی همّت گمارده باشیم؛ که وی را برگردن پیروان امروز مکتب تشیّع، حقّی بس عظیم و شگرف است…

پرده اول … مورخان مسلمان تثبیت اندیشه و رفتار اُموی را به معاویه بن ابوسفیان(۱) نسبت می دهند. از جمله مسائلی که از دوران حکومت بنیان گذار امویان تا سالیان متمادی در دستگاه های منتسب به حکومت رواج داشت، سبّ و لعن حضرت امیر المؤمنان(ع) و فرهنگ سازی این امر موهن در جامعه اسلامی آن روز از طریق منابر و محافل بود. دردآور آن که این عمل ناپسند از روزگار حکومت و خلافت حضرت علی(ع)(۲) تا سال های سال بعد از آن ادامه پیدا کرد.(۳)

این مورد و مواردی از این دست، خود شاهدی متقن بر اندیشه امامت ستیز جریان اُموی است؛ که تاریخ هیچ گاه نتوانسته این ننگ و تاریکی را از دامان خود بیالاید.

پرده دوم …  اگر نهضت عاشورا و جریان به خاک و خون کشیده شدن آل الله(ع) در سال ۶۱ ه.ق را “جریان اصلی احیاء تشیّع علوی” و وَلوی بدانیم و قیام هایی که به انگیزه خونخواهی نهضت کربلا و نیت استقرار تجدید حکومت شیعی علوی مانند قیام عبدالله بن حنظله، قیام حرّه، قیام توابین(۴) قیام مختار ثقفی(۵)، قیام زید بن علی بن الحسین(ع) و قیام یحیی بن زید بن علی بن الحسین(ع)؛ که وجهه مذهبی بنی امیّه را به کلّی از میان برد(۶)، را “جریان تکمیلی احیاء تشیّع علوی” بنامیم، می توان ادّعا کرد که از مجموع این تحرکات در این فاصله زمانی کوتاه، گامی بلند و هدف دار در جهت احیاء دین (بمعنی الاعم) و مذهب تشیّع علوی (بمعنی الاخص) برداشته شد.

پرده سوم … بارِ روانی و اجتماعی نهضت عاشورا و قیام های تابعه، عرصه را هم از لحاظ دینی و هم از جنبه دنیایی بر آل امیّه تنگ تر و تنگ تر کرد(۷) تا آن جا که معاویه بن یزید بن معاویه به سال( ) دستور منع سبّ و لعن امام علی(ع) بر منابر بلاد اسلامی را صادر کرد(۸). علت صدور این حکم را علاوه بر قابلیّت های شخصی و تفاوت های وی با سایر حاکمان جائر اموی، می توان اثر مستقیم نهضت کربلا در ایجاد این بارِ روانی و اجتماعی قلمداد کرد.

گواهی تاریخ بر کینه توزی های آل امیّه نسبت به جریان امامت شیعی مبرهن است؛ گو اینکه حاکمی چون معاویه بن یزید کورسویی در شب ظلمانی ایجاد کرد، امّا اندیشه و رفتار جاری در جریان اموی به طور تمام قد بر ضدّ اندیشه علوی جلوه گر شد. مواردی که آن ها در اسلام راستین، انحراف ایجاد کردند نیز فراوان است. (۹)

پرده چهارم … داستان به همین جا ختم نمی شود. به دلیل از دست رفتن پایگاه دینی و اجتماعی آل امیّه در میان جامعه اسلامی، سرانجام این حکومت فاسد در سال ۱۳۴ه.ق پس از ۹۴ سال تسلّط بر بلاد اسلامی، به واسطه حرکت تشکیلاتی بنی العباس، توسط ابو العباس سفّاح برچیده شد(۱۰)…

با روی کار آمدن عباسیان، فصل جدید از تقابل خصم با اساس تفکّر شیعیِ علوی آغاز و این اختلافات بنیادین در جامعه آن روز، به طور عینی آشکار گشت. (۱۱)

پرده پنجم … عباسیان از سال ۱۳۴ ه.ق تا سال ۶۵۹ه.ق به مدت ۵۲۵ سال بر بلاد اسلامی حکومت کردند. مهم ترین قلمرو این حکومت  کشور های ایران و عراق امروز بوده است. (۱۲)

حاکمان عباسی از نور هدایت و معرفت شیعیِ انتشار یافته در سراسر بلاد اسلامی، پس از نهضت کربلا و تولّد و ترویج فرهنگ جدید شیعی نگران و هراسان بوده و با توسّل به هرگونه زور و حیله، بغض عمیق و عناد عملی خود را نسبت به جریان تشیّع علوی و آموزه هایش؛ که تجلّی اتمّ و اکمل آن در نهضت کربلاست، نشان می دادند.

برای نمونه؛ به شهادت رساندن امام صادق(ع) و خوف از ترویج معارف دین توسط آن امام(ع)، زندانی کردن طولانی مدّت و آخر امر شهادت امام کاظم(ع)، رفتار مأمون عباسی با حضرت رضا(ع)، به شهادت رساندن امام جواد(ع) در عنفوان جوانی، رفتار خصمانه متوکّل عبّاسی با امام هادی(ع) و تهدید و ارعاب و قتل زائران حسینی(ع) و تخریب و به آب بستن مزار حضرت سید الشهداء(ع) و…، رفتار معاندانه با امام حسن عسگری(ع)(۱۳)، همه و همه نشان دهنده ژرفای عناد و عداوت عباسیان با خاندان نبوت و بانیان معارف تشیّع علوی در جامعه اسلامی، بوده است.

پرده ششم … بنابر آنچه گفته شد، دوران ۱۲۶ساله مشترک حکومت عباسیان با حیات امامان شیعه به تقابل عباسیان با اندیشه های شیعی سپری شد.

درمابقی سال های طولانی حکومت عباسیان تا دوره برچیده شدن آن ها توسط ایلخانان مغول، به واسطه استیلای فکری و فرهنگی و اجتماعی آن ها بر جامعه، عموم مردم از کسب و درک معارف حقّه شیعی بازماندند. (۱۴) حال می بایست فردی مدبّر و حکیم به مقابله با اندیشه و رفتار شیعه ستیزانه عباسیان برخیزد…

پرده هفتم …  ابوجعفر محمّد بن محمّد بن حسن طوسی، متولّد پانزدهم جمادی الاول سال ۵۹۸ ه.ق است و پدرش با تفأل به قرآن کریم او را “محمّد” نامید.

کنیه اش ابو جعفر و به القابی چون “نصیرالدین”، “محقق طوسی”، “استاد البشر” و “خواجه” شهرت دارد.(۱۵)

کسانی که در مورد آثار علمی و فلسفی خواجه طوسی به بررسی پرداخته اند، شماره آثار او را بالغ بر ۱۸۶ اثر دانسته اند(۱۶)، که البته کمتر دانشمند بزرگی را می توان نشان داد که در این حجم و اندازه، آثار علمی به وجود آورده باشد.

شگفتی کار این دانشمند بزرگ وقتی بیشتر می شود که بدانیم او تا پایان عمر پربرکت خود از اشتغال به کارهای روز افزون رصد خانه برکنار نبود و منصب های پر مسئولیت دیوانی نیز بر دوش او سنگینی می کرد.(۱۷)

از جمله آثار ارزشمند خواجه می توان به شرح اشارات، تجرید الاعتقاد، اخلاق ناصری، مصارع المصارع و اساس الاقتباس و… اشاره کرد.

خواجه حدود ۲۲ سال با اسماعیلیان زیست و کتاب شرح الاشارات، تحریر مجسطی، اخلاق ناصری و اخلاق محتشمی و برخی از آثار دیگر او محصول همین دوره است.(۱۸)

عموم  متفکران و مورخان زندگی دیوانی خواجه را در چهار مقطع خلاصه کردند:

الف) ملازمت ناصر الدین محتشم حاکم قلاع قُهستان.

ب)ملازمت علاءالدین پادشاه پیشوای اسماعیلیان و فرزندش خورشاه.

ج) ملازمت هلاکوخان مغول تا زمان فتح بغداد و سقوط خلافت عباسی.

د) تولیت اوقاف و ساختن رصدخانه مراغه. (۱۹)

پرداختن به دو مقطع اول زندگی دیوانی خواجه، از بحث ما خارج است و مطالعه در باب این دو مقطع زندگی اندیشمندی سترگ، چون حکیم طوس را به مخاطبان واگذار می نماییم…

در مقطع سوم؛مهم ترین واقعه حیات خواجه، حمله هلاکوخان مغول به ایران است.

مغولان در سه مقطع به سال های ۶۱۶ ه.ق به فرماندهی چنگیزخان، در سال ۶۲۶ ه.ق به فرماندهی اوگتای قاآن و در نهایت به سال ۶۵۴ ه.ق به فرماندهی هُلاکوخان به ایران حمله ور شدند. البته ناگفته نماندکه به گواهی تاریخ؛ میان حمله چنگیز خان با حمله هلاکوخان، تفاوت ماهُوی وجود دارد که از عهده این نوشتار بیرون است.(۲۰زرین کوب، ۵۲۴)

هلاکوخان به انگیزه پایان دادن به حکومت اسماعیلیان و عباسیان؛ این دو قطب متضاد دنیای اسلام، که به خاطر جنبه مذهبی خویش، مانع از استقرار حکومت ایلخانی آن ها در ایران به شمار می‌آمدند، به ایران لشکر کشید. (۲۱زرین کوب، ۵۲۴) روش تعامل او با فرهنگ اسلام و فرهنگ ایران، برخلاف نیای خود.

هلاکوخان ابتدا به جنگ با اسماعیلیان رفت و تسخیر قلعه‌های اسماعیلیه در الموت را در دستور کار خود قرار داد. سرانجام آن ها را بر انداخت و سپس اندیشه تسخیر بغداد را در سر پروراند.

خواجه در این زمان، در قلعه الموت زندانیِ اسماعیلیان بود. همان کسانی که ۲۲ سال با آن ها زیست. (۲۲)

هنربزرگ و فرصت شناسی جکیم طوس آنجا روشن می شود که سرانجام پس از دست یابی مغول به قلعه، از راه گفت و گو- که شیوه فلسفی او بود- توانست مرد خون آشامی مانند هلاکوخان را که دردامن فرهنگ الحادی و شمنی رشد یافته بود به دین اسلام علاقه مند کند. او توانست تهدیدها را به فرصت بدل کند و از خرابی های بیشتر جلوگیری نماید.

هلاکوخان، خواجه را به دربار نزدیک کرد. خواجه اهل مناصب دنیوی نبود. مشی زندگی او چه دوره ای که با اسماعیلیان می زیست و چه دوره ای که با ایلخانان بود نشان می دهد که منصب وزارتی نپذیرفت و در عزل و نصب امرا دخالتی نداشت. او همواره دانش و نیروی خود را مصروف خدمت به علم و فلسفه کرد و حتی با پیشنهاد دادن به هلاکوخان و پذیرش وی، تولیت اوقاف کشور را پذیرفت و از حُسن توجه و علاقمندی مغولان به احکام نجوم و پیش بینی های فلکی استفاده کرد و دستور و کمک شایان توجه هلاکوخان را برای راه اندازی رصدخانه مراغه و کتابخانه عظیم آن(۲۳) گرفت و همت گماشت و عُشر عایدات اوقاف اسلامی را به نظر نمایندگان دولت به رصدخانه اختصاص داد.(۲۴)

مطالب پیش گفته خود نشان دهنده انگیزه ها و دواعی خواجه هست و احتیاجی به اطناب سخن نیست…

پس از انهدام اسماعیلیان، فتح بغداد در دستور کار هلاکوخان قرار گرفت. البته باید توجه داشته باشیم که حکومت عباسیان پیش از حمله هلاکوخان دوبار به تصرف دیلمیان و سلجوقیان درآمده بود و تا حدودی از قدرت سیاسی و روحانی آن ها کاسته شده بود؛ اما در عین حال میزانی از سایه شکوهمندی این حکومت چند صد ساله بر سر ایرانِ آن روزگار گستریده بود.(۲۵)

هلاکوخان برای حمله به بغداد و پیچیدن طومار عباسیان،در ابتدا با حسام الدین منجم مشورت کرد. حسام الدین؛ طرفدار حکومت عباسیان بود و به بهانه این که خلیفه کُشی عواقب سویی دارد هلاکو را از این کار بازداشت. خان در پی تردید، با خواجه نصیر الدین طوسی مشورت کرد. خواجه او را ترغیب کرد. هلاکوخان، خواجه و حسام الدین را روبه رو کرد. مناظره ای در گرفت و سرانجام رأی خواجه بر اندیشه خان غالب آمد.

نهایت امر، پس از استدلال ها و احتجاجات متقن خواجه، در ماه صفر ۶۵۹ ه.ق، دستور حمله به بغداد از سوی هلاکوخان صادر شد. خلیفه با رجال و فرزندان خود به حالت تسلیم از شهر بیرون آمد و به نزد هلاکو رفت و تسلیم شد. البته هنوز در مورد کشتن و زنده نگاه داشتن او اختلاف نظر وجود داشت و کسانی معتقد بودند که اگر خلیفه کشته شود، بلای آسمانی می رسد و مردم هلاک می شوند ولی سرانجام به صوابدید خواجه او را در نمد پیچیده و آن چنان که نمد می مالند، او را مالیدند تا جان سپرد.

سرانجام؛ داستان حکومت عباسیان که روزی به تدبیر ایرانیان بر سرکار آمد، به واسطه قدرت تدبیر و اندیشه توان مند یک ایرانی دیگر به پایان آمد. (۲۶)

از پی این اقدام، دو اتفاق تاریخ ساز رخ داد:

الف) ترویج معارف حقه شیعه به دلیل تأثیرات فرهنگ اسلامی بر مغولان و از جمله اثرات خواجه بر هلاکوخان، تجدید حیات یافت. معارفی که تا

 

 

ب) استقلال ایران که از دوران از دست رفته بود، دوباره به دست آمد

 

 

 

 

منابع:

۱-ابراهیمی دینانی، غلامحسین، الف، ۱۳۸۹، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام،  ج۲،طرح نو، تهران.

۲-ابراهیمی دینانی، غلامحسین، ب، ۱۳۸۸، نصیرالدین طوسی؛ فیلسوف گفتگو ،هرمس، تهران.

۳-الامین، حسن، ۱۹۷۷، الاسماعیلیون و الموغول و نصیرالدین طوسی، بیروت.

۴-تویسرکانی، قاسم،۱۳۶۶،مقاله ای در یادنامه خواجه نصیرالدین طوسی، ج۱،دانشگاه تهران،تهران.

۵-رشیدوو،پی، نن، ۱۳۶۸، سقوط بغداد، اسدالله، آزاد، آستان قدس رضوی، مشهد.

۶-زرین کوب، عبدالحسین، ۱۳۹۰، روزگاران، ج۲،