نصیرالدین طوسی و تجدید حیات تشیّع / دکتر محمدعلی دیانی

در گزارش های تاریخی آمده است که خواجه نصیر الدین طوسی در یکی از تعب آلودترین و رنج اندودترین زمان های زندگی بشر می زیسته است. روزگاری که گرد جهالت مغولان در سرزمین متمدّن ایرانی- اسلامی ما پاشیده شده بود.

به گواهی محقّقان؛ خواجه منشأ خدمات ارزنده ای در طول حیات دینی، علمی، فرهنگی و اجتماعی خود بوده؛ تجدید حیات تشیع، تجدید استقلال ایران، نجات مبانی کلام اسلامی از سیطره فکری اشعریان، راه اندازی رصدخانه مراغه، تأسیس کتابخانه ۴۰۰ هزار جلدی؛ همه و همه از خدمات ارزنده حکیم طوس بوده است.

با این همه؛ رسالت این نوشتار، پرداختن به اثرات و برکات غیر قابل انکار خواجه در حوزه های علمی، فرهنگی و اجتماعی نیست؛ که آن خود میدانی دیگر می طلبد و عرصه ای دیگر، امّا در همین فُسحه و مجال اندک؛ به اقتضای روح کلّی حاکم بر این شماره از دو ماهنامه، مهم ترین خدمت خواجه به حوزه دین- تجدید حیات تشیع – را بسط می دهیم تا ضمن روشن تر شدن عظمت این مرد، به قدر نَمی از یَم، به زدودن غبار مهجوریت از چهره ی این فیلسوف، متکلّم، فقیه، سیاستمدار، ریاضیدان و منجّم شیعه ی ایرانی همّت گمارده باشیم؛ که وی را برگردن پیروان امروز مکتب تشیّع، حقّی بس عظیم و شگرف است…

پرده اول … مورخان مسلمان تثبیت اندیشه و رفتار اُموی را به معاویه بن ابوسفیان(۱) نسبت می دهند. از جمله مسائلی که از دوران حکومت بنیان گذار امویان تا سالیان متمادی در دستگاه های منتسب به حکومت رواج داشت، سبّ و لعن حضرت امیر المؤمنان(ع) و فرهنگ سازی این امر موهن در جامعه اسلامی آن روز از طریق منابر و محافل بود. دردآور آن که این عمل ناپسند از روزگار حکومت و خلافت حضرت علی(ع)(۲) تا سال های سال بعد از آن ادامه پیدا کرد.(۳)

این مورد و مواردی از این دست، خود شاهدی متقن بر اندیشه امامت ستیز جریان اُموی است؛ که تاریخ هیچ گاه نتوانسته این ننگ و تاریکی را از دامان خود بیالاید.

پرده دوم …  اگر نهضت عاشورا و جریان به خاک و خون کشیده شدن آل الله(ع) در سال ۶۱ ه.ق را “جریان اصلی احیاء تشیّع علوی” و وَلوی بدانیم و قیام هایی که به انگیزه خونخواهی نهضت کربلا و نیت استقرار تجدید حکومت شیعی علوی مانند قیام عبدالله بن حنظله، قیام حرّه، قیام توابین(۴) قیام مختار ثقفی(۵)، قیام زید بن علی بن الحسین(ع) و قیام یحیی بن زید بن علی بن الحسین(ع)؛ که وجهه مذهبی بنی امیّه را به کلّی از میان برد(۶)، را “جریان تکمیلی احیاء تشیّع علوی” بنامیم، می توان ادّعا کرد که از مجموع این تحرکات در این فاصله زمانی کوتاه، گامی بلند و هدف دار در جهت احیاء دین (بمعنی الاعم) و مذهب تشیّع علوی (بمعنی الاخص) برداشته شد.

پرده سوم … بارِ روانی و اجتماعی نهضت عاشورا و قیام های تابعه، عرصه را هم از لحاظ دینی و هم از جنبه دنیایی بر آل امیّه تنگ تر و تنگ تر کرد(۷) تا آن جا که معاویه بن یزید بن معاویه به سال( ) دستور منع سبّ و لعن امام علی(ع) بر منابر بلاد اسلامی را صادر کرد(۸). علت صدور این حکم را علاوه بر قابلیّت های شخصی و تفاوت های وی با سایر حاکمان جائر اموی، می توان اثر مستقیم نهضت کربلا در ایجاد این بارِ روانی و اجتماعی قلمداد کرد.

گواهی تاریخ بر کینه توزی های آل امیّه نسبت به جریان امامت شیعی مبرهن است؛ گو اینکه حاکمی چون معاویه بن یزید کورسویی در شب ظلمانی ایجاد کرد، امّا اندیشه و رفتار جاری در جریان اموی به طور تمام قد بر ضدّ اندیشه علوی جلوه گر شد. مواردی که آن ها در اسلام راستین، انحراف ایجاد کردند نیز فراوان است. (۹)

پرده چهارم … داستان به همین جا ختم نمی شود. به دلیل از دست رفتن پایگاه دینی و اجتماعی آل امیّه در میان جامعه اسلامی، سرانجام این حکومت فاسد در سال ۱۳۴ه.ق پس از ۹۴ سال تسلّط بر بلاد اسلامی، به واسطه حرکت تشکیلاتی بنی العباس، توسط ابو العباس سفّاح برچیده شد(۱۰)…

با روی کار آمدن عباسیان، فصل جدید از تقابل خصم با اساس تفکّر شیعیِ علوی آغاز و این اختلافات بنیادین در جامعه آن روز، به طور عینی آشکار گشت. (۱۱)

پرده پنجم … عباسیان از سال ۱۳۴ ه.ق تا سال ۶۵۹ه.ق به مدت ۵۲۵ سال بر بلاد اسلامی حکومت کردند. مهم ترین قلمرو این حکومت  کشور های ایران و عراق امروز بوده است. (۱۲)

حاکمان عباسی از نور هدایت و معرفت شیعیِ انتشار یافته در سراسر بلاد اسلامی، پس از نهضت کربلا و تولّد و ترویج فرهنگ جدید شیعی نگران و هراسان بوده و با توسّل به هرگونه زور و حیله، بغض عمیق و عناد عملی خود را نسبت به جریان تشیّع علوی و آموزه هایش؛ که تجلّی اتمّ و اکمل آن در نهضت کربلاست، نشان می دادند.

برای نمونه؛ به شهادت رساندن امام صادق(ع) و خوف از ترویج معارف دین توسط آن امام(ع)، زندانی کردن طولانی مدّت و آخر امر شهادت امام کاظم(ع)، رفتار مأمون عباسی با حضرت رضا(ع)، به شهادت رساندن امام جواد(ع) در عنفوان جوانی، رفتار خصمانه متوکّل عبّاسی با امام هادی(ع) و تهدید و ارعاب و قتل زائران حسینی(ع) و تخریب و به آب بستن مزار حضرت سید الشهداء(ع) و…، رفتار معاندانه با امام حسن عسگری(ع)(۱۳)، همه و همه نشان دهنده ژرفای عناد و عداوت عباسیان با خاندان نبوت و بانیان معارف تشیّع علوی در جامعه اسلامی، بوده است.

پرده ششم … بنابر آنچه گفته شد، دوران ۱۲۶ساله مشترک حکومت عباسیان با حیات امامان شیعه به تقابل عباسیان با اندیشه های شیعی سپری شد.

درمابقی سال های طولانی حکومت عباسیان تا دوره برچیده شدن آن ها توسط ایلخانان مغول، به واسطه استیلای فکری و فرهنگی و اجتماعی آن ها بر جامعه، عموم مردم از کسب و درک معارف حقّه شیعی بازماندند. (۱۴) حال می بایست فردی مدبّر و حکیم به مقابله با اندیشه و رفتار شیعه ستیزانه عباسیان برخیزد…

پرده هفتم …  ابوجعفر محمّد بن محمّد بن حسن طوسی، متولّد پانزدهم جمادی الاول سال ۵۹۸ ه.ق است و پدرش با تفأل به قرآن کریم او را “محمّد” نامید.

کنیه اش ابو جعفر و به القابی چون “نصیرالدین”، “محقق طوسی”، “استاد البشر” و “خواجه” شهرت دارد.(۱۵)

کسانی که در مورد آثار علمی و فلسفی خواجه طوسی به بررسی پرداخته اند، شماره آثار او را بالغ بر ۱۸۶ اثر دانسته اند(۱۶)، که البته کمتر دانشمند بزرگی را می توان نشان داد که در این حجم و اندازه، آثار علمی به وجود آورده باشد.

شگفتی کار این دانشمند بزرگ وقتی بیشتر می شود که بدانیم او تا پایان عمر پربرکت خود از اشتغال به کارهای روز افزون رصد خانه برکنار نبود و منصب های پر مسئولیت دیوانی نیز بر دوش او سنگینی می کرد.(۱۷)

از جمله آثار ارزشمند خواجه می توان به شرح اشارات، تجرید الاعتقاد، اخلاق ناصری، مصارع المصارع و اساس الاقتباس و… اشاره کرد.

خواجه حدود ۲۲ سال با اسماعیلیان زیست و کتاب شرح الاشارات، تحریر مجسطی، اخلاق ناصری و اخلاق محتشمی و برخی از آثار دیگر او محصول همین دوره است.(۱۸)

عموم  متفکران و مورخان زندگی دیوانی خواجه را در چهار مقطع خلاصه کردند:

الف) ملازمت ناصر الدین محتشم حاکم قلاع قُهستان.

ب)ملازمت علاءالدین پادشاه پیشوای اسماعیلیان و فرزندش خورشاه.

ج) ملازمت هلاکوخان مغول تا زمان فتح بغداد و سقوط خلافت عباسی.

د) تولیت اوقاف و ساختن رصدخانه مراغه. (۱۹)

پرداختن به دو مقطع اول زندگی دیوانی خواجه، از بحث ما خارج است و مطالعه در باب این دو مقطع زندگی اندیشمندی سترگ، چون حکیم طوس را به مخاطبان واگذار می نماییم…

در مقطع سوم؛مهم ترین واقعه حیات خواجه، حمله هلاکوخان مغول به ایران است.

مغولان در سه مقطع به سال های ۶۱۶ ه.ق به فرماندهی چنگیزخان، در سال ۶۲۶ ه.ق به فرماندهی اوگتای قاآن و در نهایت به سال ۶۵۴ ه.ق به فرماندهی هُلاکوخان به ایران حمله ور شدند. البته ناگفته نماندکه به گواهی تاریخ؛ میان حمله چنگیز خان با حمله هلاکوخان، تفاوت ماهُوی وجود دارد که از عهده این نوشتار بیرون است.(۲۰زرین کوب، ۵۲۴)

هلاکوخان به انگیزه پایان دادن به حکومت اسماعیلیان و عباسیان؛ این دو قطب متضاد دنیای اسلام، که به خاطر جنبه مذهبی خویش، مانع از استقرار حکومت ایلخانی آن ها در ایران به شمار می‌آمدند، به ایران لشکر کشید. (۲۱زرین کوب، ۵۲۴) روش تعامل او با فرهنگ اسلام و فرهنگ ایران، برخلاف نیای خود.

هلاکوخان ابتدا به جنگ با اسماعیلیان رفت و تسخیر قلعه‌های اسماعیلیه در الموت را در دستور کار خود قرار داد. سرانجام آن ها را بر انداخت و سپس اندیشه تسخیر بغداد را در سر پروراند.

خواجه در این زمان، در قلعه الموت زندانیِ اسماعیلیان بود. همان کسانی که ۲۲ سال با آن ها زیست. (۲۲)

هنربزرگ و فرصت شناسی جکیم طوس آنجا روشن می شود که سرانجام پس از دست یابی مغول به قلعه، از راه گفت و گو- که شیوه فلسفی او بود- توانست مرد خون آشامی مانند هلاکوخان را که دردامن فرهنگ الحادی و شمنی رشد یافته بود به دین اسلام علاقه مند کند. او توانست تهدیدها را به فرصت بدل کند و از خرابی های بیشتر جلوگیری نماید.

هلاکوخان، خواجه را به دربار نزدیک کرد. خواجه اهل مناصب دنیوی نبود. مشی زندگی او چه دوره ای که با اسماعیلیان می زیست و چه دوره ای که با ایلخانان بود نشان می دهد که منصب وزارتی نپذیرفت و در عزل و نصب امرا دخالتی نداشت. او همواره دانش و نیروی خود را مصروف خدمت به علم و فلسفه کرد و حتی با پیشنهاد دادن به هلاکوخان و پذیرش وی، تولیت اوقاف کشور را پذیرفت و از حُسن توجه و علاقمندی مغولان به احکام نجوم و پیش بینی های فلکی استفاده کرد و دستور و کمک شایان توجه هلاکوخان را برای راه اندازی رصدخانه مراغه و کتابخانه عظیم آن(۲۳) گرفت و همت گماشت و عُشر عایدات اوقاف اسلامی را به نظر نمایندگان دولت به رصدخانه اختصاص داد.(۲۴)

مطالب پیش گفته خود نشان دهنده انگیزه ها و دواعی خواجه هست و احتیاجی به اطناب سخن نیست…

پس از انهدام اسماعیلیان، فتح بغداد در دستور کار هلاکوخان قرار گرفت. البته باید توجه داشته باشیم که حکومت عباسیان پیش از حمله هلاکوخان دوبار به تصرف دیلمیان و سلجوقیان درآمده بود و تا حدودی از قدرت سیاسی و روحانی آن ها کاسته شده بود؛ اما در عین حال میزانی از سایه شکوهمندی این حکومت چند صد ساله بر سر ایرانِ آن روزگار گستریده بود.(۲۵)

هلاکوخان برای حمله به بغداد و پیچیدن طومار عباسیان،در ابتدا با حسام الدین منجم مشورت کرد. حسام الدین؛ طرفدار حکومت عباسیان بود و به بهانه این که خلیفه کُشی عواقب سویی دارد هلاکو را از این کار بازداشت. خان در پی تردید، با خواجه نصیر الدین طوسی مشورت کرد. خواجه او را ترغیب کرد. هلاکوخان، خواجه و حسام الدین را روبه رو کرد. مناظره ای در گرفت و سرانجام رأی خواجه بر اندیشه خان غالب آمد.

نهایت امر، پس از استدلال ها و احتجاجات متقن خواجه، در ماه صفر ۶۵۹ ه.ق، دستور حمله به بغداد از سوی هلاکوخان صادر شد. خلیفه با رجال و فرزندان خود به حالت تسلیم از شهر بیرون آمد و به نزد هلاکو رفت و تسلیم شد. البته هنوز در مورد کشتن و زنده نگاه داشتن او اختلاف نظر وجود داشت و کسانی معتقد بودند که اگر خلیفه کشته شود، بلای آسمانی می رسد و مردم هلاک می شوند ولی سرانجام به صوابدید خواجه او را در نمد پیچیده و آن چنان که نمد می مالند، او را مالیدند تا جان سپرد.

سرانجام؛ داستان حکومت عباسیان که روزی به تدبیر ایرانیان بر سرکار آمد، به واسطه قدرت تدبیر و اندیشه توان مند یک ایرانی دیگر به پایان آمد. (۲۶)

از پی این اقدام، دو اتفاق تاریخ ساز رخ داد:

الف) ترویج معارف حقه شیعه به دلیل تأثیرات فرهنگ اسلامی بر مغولان و از جمله اثرات خواجه بر هلاکوخان، تجدید حیات یافت. معارفی که تا

 

 

ب) استقلال ایران که از دوران از دست رفته بود، دوباره به دست آمد

 

 

 

 

منابع:

۱-ابراهیمی دینانی، غلامحسین، الف، ۱۳۸۹، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام،  ج۲،طرح نو، تهران.

۲-ابراهیمی دینانی، غلامحسین، ب، ۱۳۸۸، نصیرالدین طوسی؛ فیلسوف گفتگو ،هرمس، تهران.

۳-الامین، حسن، ۱۹۷۷، الاسماعیلیون و الموغول و نصیرالدین طوسی، بیروت.

۴-تویسرکانی، قاسم،۱۳۶۶،مقاله ای در یادنامه خواجه نصیرالدین طوسی، ج۱،دانشگاه تهران،تهران.

۵-رشیدوو،پی، نن، ۱۳۶۸، سقوط بغداد، اسدالله، آزاد، آستان قدس رضوی، مشهد.

۶-زرین کوب، عبدالحسین، ۱۳۹۰، روزگاران، ج۲،

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.