بررسی رابطه سلم با «عبودیت و کمال» مبتنی بر مساله سنخیت

 دکتر مهران رضایی (استادیار دانشگاه مازندران):

 

اشاره

 

عاشورا نسخه جامعی از سلوک در مسیر بندگی خدا و منبعی کامل برای سنجش عیار عبودیت خویشتن است؛ بر همین اساس است که اهل بیت(ع) پس از کربلا، توجه ویژه ای به این واقعه و زیارات امام حسینعليه السلام داشته اند. پژوهش حاضر در پی بررسی و تحلیل عبارت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُم‏»[1] (فرازی از زیارت عاشورا) با محوریت مساله سنخیت در سلم است.

 

برای سلم در این عبارت، معانی و تعاریف مختلفی بیان شده است، مواردی همچون دوستی، محبت، صلح، آرامش، طاعت، ولایت، اسلام و ... (ر.ک: کربلایی، بی تا: ج‏4، ص372). این معانی مرتبط با یکدیگر بوده و کاملا منفک و مجزا نیستند. هر کدام از این معانی می تواند محور پژوهش قرار گیرد و مجموعۀ گسترده ای از مفاهیم را بر اساس معانی مختلف استخراج کرد؛ ولیکن در این پژوهش بدلیل محدودیت های حجمی یک مقاله، محور اصلی، معنای دوستی و محبت از سلم است. برای پژوهش های آینده، پیشنهاد می گردد عبارت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُم‏» بر اساس سایر معانی نیز مورد تحلیل قرار گرفته و سپس با تطبیق، مقایسه و شبکه سازی مفاهیم، به دستاوردهای جدیدی نائل آمد.

 

سلم، دوستی و محبت، رابطه وثیقی با مساله سنخیت دارد. در مقام تحلیل در این باب، ابتدا چند نکته مقدماتی ارائه می گردد و سپس تحلیل نهایی تقدیم خواهد شد.

 

1- سلم، دوستی و محبت، سببی است برای «سنخیت». بدین معنا که در حالتی که a نسبت به b احساس سلم و محبت دارد، اندک اندک شباهت هایی با b می یابد و در نتیجه سنخیت بیشتری بین a و b حاصل می شود.

 

ملاصدرا در بحث از عشق قائل است که نتیجه عشق و ازدیاد محبت، افزایش سنخیت عاشق و معشوق و در نهایت متحد شدن نفس عاشق با صورت معشوق است. در تبیین این مدعا، ابتدا اتحاد جسمانی در تفسیر این مطلب را مردود دانسته و سپس این اتحاد را به اتحاد نفس عاقله با صورت عقل بالفعل (در بحث عقل و معقول) و اتحاد نفس حساسه با صورت محسوس بالفعل تشبیه می کند. ملاصدرا در ادامه بیان می دارد که اتحاد مورد بحث، در واقع، «صیرورت و تبدیل شدن نفس عاشق [a] به شخص جدیدی است که متحد با صورت معشوق [b] است». این صیرورت و تبدیل شدن، پس از شدت فکر و ذکر و توجه به معشوق [b] است، تا بدان حد که صورت معشوق [b] متمثل شده و در ذات عاشق [a]، منقش و تثبیت می گردد (ملاصدرا، 1981: ج‏7، ص177).

 

این بیان مشیر و تبیین‌کنندة مکانیسم تأثیر این پدیده شگرف (عشق، دوستی و محبت زیاد) است که چگونه شخص عاشق و محب، افعال و سکناتش همچون معشوق می‌گردد؛ شاید در این مورد بتوان به تعبیری عرفی تمسک جست که نفس فرد عاشق، در نتیجة فرآیند عشق‌ورزیدن، همچون «روگرفت (کپی) برابرِ اصلِ معشوق خود» می‌شود؛ درنتیجه با « صیرورت و تبدیل شدن نفس عاشق به شخص جدیدی است که متحد با صورت معشوق است» (یکی‌شدن صورت‌ها)، همان احوال و افعالی که در معشوق مشاهده می‌گردد، از عاشق نیز صادر می‌گردد. در واقع، نفس عاشق نوعی تحول جوهری می‌یابد و خودِ «نفس عاشق» کپی «نفس معشوق» می‌گردد (رضایی، هوشنگی و تبرایی، 1395: صص 84 و85)؛ که نتیجه چنین تحول جوهری‌ای، با توجه به یکی شدن و اتحاد نفوس، نهایت سنخیت است.

 

2- سنخیت، سلم، دوستی و عشق أموری ذومراتب [ وتشکیکی، دارای مراتب مختلف با شدت های مختلف] هستند. ضمن تاکید مجدد بر اینکه سنخیت کاملا متاثر از سلم و دوستی است، بیان می داریم، مراتب سنخیت نیز کاملا متاثر از مراتب سلم و دوستی هستند. هر چه میزان سلم و دوستی بیشتر باشد، میزان سنخیت نیز بیشتر خواهد بود.

 

3- رابطه‌ای مستقیم و معنادار وجود دارد مابین «میزان سلم» و «میزان سنخیت»؛ هر چه «میزان سلم» بالاتر باشد، «میزان سنخیت» نیز بیشتر خواهد بود.

 

همچنین با توجه به اینکه «سنخیت» به مثابه معلول برای «سلم» است و اینکه معلول دلالت دارد بر وجود علت و نشانه ای برای آن است، در نتیجه، هر چه «میزان سنخیت» بیشتر باشد، نشان از این است که «میزان سلم» نیز فزون تر است.

 

4- با توجه به اینکه امام حسین علیه السلام، انسان کامل و آخر کمال انسانی و نهایتِ درجه خلوص و بندگی است، هر چه میزان سلم و دوستی فرد با ایشان و مشابهان ایشان بیشتر شود، فرد سنخیت و مشابهت بیشتری با ایشان یافته و در مسیر عبودیت و خالص شدنِ هر چه بیشتر، پیش خواهد رفت. به دیگر سخن، فرد، هر چه سلم و دوستیِ بیشتر نسبت به انسان کامل بیابد، سنخیت بیشتری با او خواهد یافت، و در نتیجه خالص تر خواهد شد. در این نکته، در کنار مولفه های پیشین(سلم، دوستی، عشق و سنخیت) سه مولفۀ جدید اضافه شده است، یعنی کمال، عبودیت و خلوص، که همچون موارد قبل، ذومراتب و مشکک بوده و همچنین دارای رابطه معنادار و مستقیم با آن موارد هستند؛ در نتیجه، چندین مولفه [سلم، دوستی، عشق، سنخیت، کمال، عبودیت و خلوص] داریم که همگی ذومراتب بوده و با یکدیگر رابطۀ معنادار و مستقیم در شدت و ضعف دارند.

 

البته در عبارت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُم»، طبق ترجمه ظاهری و کلمه به کلمه، مراد از عبارت اینگونه می نماید که فرد می گوید من در سلم هستم با «کسانی که با شما در سلم هستند». ولیکن مشخص است که محور و شاخص این دوستی و محبت و وجه اشتراک و محور اجتماع مابین دوستدارانِ مختلف، خود ائمه هستند. به دیگر بیان، با افزایش افق دید، خود ائمه اطهار(ع)، متعلَق و موضوعِ اصلی در این سلم و دوستی هستند و البته چه بسا که متعلَق و موضوع نهایی و حقیقی را در نهایت، خود خدا بدانیم.

 

بعد از تبیین این نکات مقدماتی، وارد تحلیل نهایی می شویم و مراتب مختلف «سلم» و «سنخیت» را بر اساس مراتب مختلفِ «عبودیت» و «خالص شدن»، مرور خواهیم کرد. با توجه به نقش تربیتی و الگوسازی ای که ائمه(ع) در روایات داشته اند، مبنای بحث هم تعالیم ائمه معصومین(ع) خواهد بود.

 

امام حسین(ع) در مسیر حرکتشان به کربلا فرمودند: «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَار وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَة»[2] گروهی خدا را عبادت می کنند با انگیزه پاداش و این عبادت تجار است؛ گروهی خدا را عبادت می کنند از روی ترس، و این عبادت بندگان است؛ گروهی نیز خدا را عبادت می کنند از روی شکرگذاری، و این عبادت احرار و آزادگان است؛ این نوع عبادت افضل و برترین عبادت‌هاست (حرانی، 1404: ص246؛ مجلسی، بی تا: ج‏75، ص117).

 

کسی که در مسیر سلم و سنخیت با امام قرار می گیرد، طبق سلمی که نسبت به امام دارد، سنخیتی در ظاهر عمل (عبادت، انجام واجبات، ترک محرمات و ...)، با امام می یابد. یعنی همچون ظاهر اعمال امام، عبادت می کند و ... البته چون در ابتدای مسیر است، عبادتش همچون عبادت بردگان و یا عبادت تجار است.

 

این میزان از تعهد به دینداری و پیروی، قابل تمجید و ستایش فراوان است ولیکن سطح و مرتبۀ عالی تر آن، دینداری همچون معصوم است، عبادتی در مرتبۀ احرار و آزادگان؛ البته خود این مرتبه نیز، دارای مراتب و قابل اشتداد است. فردی که در مسیر سلم و دوستی است، هر چه بیشتر پیش می رود باید سنخیت بیشتری یافته و شبیه تر به امام شود. بر همین مجرا، سطح عبودیت و خلوصش نیز بیشتر می شود.

 

امام سجاد(ع)فرموده است: «إِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ لِأَغْرَاضٍ لِي وَ لِثَوَابِهِ فَأَكُونَ كَالْعَبْدِ الطَّمِعِ الْمُطِيعِ إِنْ طُمِّعَ عَمِلَ وَ إِلَّا لَمْ يَعْمَلْ وَ أَكْرَهُ أَنْ أَعْبُدَهُ لِخَوْفِ عِقَابِهِ فَأَكُونَ كَالْعَبْدِ السَّوْءِ إِنْ لَمْ يَخَفْ لَمْ يَعْمَلْ قِيلَ فَلِمَ تَعْبُدُهُ قَالَ لِمَا هُوَ أَهْلُهُ بِأَيَادِيهِ عَلَيَّ وَ إِنْعَامِه‏» من نمی پسندم و اکراه دارم که خدا را بخاطر اغراضی برای خودم و برای ثوابش عبادت کنم که در این صورت، مانند بندۀ طمعکاری خواهم بود که اگر طمع کند عمل می کند وگرنه هیچ عملی نخواهد داشت. همچنین نمی پسندم که خدا را بخاطر ترس از عقابش عبادت کنم که در این صورت مانند بنده ای نابکاری خواهم بود که اگر نترسد، هیچ عملی نخواهد داشت. عرض شد: پس برای چه خدا را عبادت می کنید؟ فرمود: برای آنچه او اهلش و شایستۀ پرستش است بواسطۀ نیکی ها و نعمت هایش برای من (مجلسی، همان: ج‏67، ص198؛ حکیمی، 1380: ج‏1، ص738). انسان در مسیر سلم و سنخیت، پا را فراتر از عبودیت بردگان و تجار می گذارد و خالص تر می شود.

 

در نهایت این مسیر و در انتهای «آزادگی و حریت در عبودیت و خلوص»، مقام «عاری شدن از هر چه غیر خداست، چه در اعمال و چه در نیات» می باشد. انسان در نهایتِ مراتب سلم و سنخیت با انسان کامل، می تواند چشم به نهایت عبودیت و خلوص و آزادگی داشته باشد. آن مقامی که امام صادق(ع) چنین تبیین می فرماید: «مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى عَبْدِهِ أَجَلَّ مِنْ أَنْ لَا يَكُونَ فِي قَلْبِهِ مَعَ اللَّهِ غَيْرُه‏»؛ خداوند عز و جل، به هیچ بنده‌ای، نعمتی بزرگ‌تر از این نداده است که در قلبش همراه با خدا، هیچ چیز دیگری نباشد (مجلسی، همان: ص198).

 

به دیگر سخن، مقام خلو از ما سوی الله، نهایت خُلُو، بندگی، عبودیت و کمال؛ «عَنِ الْبَاقِرِ ع قَالَ لَا يَكُونُ الْعَبْدُ عَابِداً لِلَّهِ حَقَّ عِبَادَتِهِ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ إِلَيْهِ فَحِينَئِذٍ يَقُولُ هَذَا خَالِصٌ لِي فَيَقْبَلُهُ بِكَرَمِه‏»؛ از امام باقر(ع) نقل شده است که فرموده اند: بنده، عابد حقیقی برای خدا - آنگونه که حق عبادتش است- نمی‌شود مگر اینکه از تمام خلق روی گردان شود به سمت خدا؛ در این صورت خداوند می گوید «این فرد برای من خالص شده است»؛ در نتیجه، خداوند به کرمش آن بنده را می پذیرد (امام عسکری، 1409: ص328؛ مجلسی، همان: ص111؛ حلی، 1407: ص233). در قلۀ این مسیر، و در اعلی مراتبِ این سلم، دوستی، عشق، سنخیت، کمال، عبودیت و خلوص، «رضایت و قبول الاهی» نهفته است.

 

به دلیل نهایتِ آزادگی و خلوصی که در این مراتب وجود دارد، اینجا جایی است، که شخص اولویتی غیر از خدا را در زندگی خویشتن نمی بیند و لذت هایش مطابق با خواست الاهیست، همچون ولی او و هم سنخ و هم راستا با او. در این مرحله از سلم و سنخیت، «عاشق و مُحب» هیچ لذتی غیر از فنای در معشوق ندارد.

 

بسیاری از کسانی که در این مسیر به مراتب و مقامات بالایی نائل آمده اند، به گونه ای بوده اند که به حدی از سلم و سنخیت رسیده اند که اهل بیت(ع) در کنار آن ها احساس آرامش می کردند؛ آن چنان که امام صادق(ع) به ابوحمزه ثمالی فرمود: «إِنِّي‏ لَأَسْتَرِيحُ‏ إِذَا رَأَيْتُك؛ من وقتی تو را می بینم احساس راحتی می کنم» (كشي، 1409: ص33؛ قمی، 1414: ج‏2، ص440) و امام موسی بن جعفر(ع) مفضل را هم‌نشین و مصاحب خویش و دارای مکانی رفیع نزد خود می خواند (مفضل، بی تا: ص183؛ نوری، 1408: ج‏4، ص132).

 

منابع:

 

  1. قرآن کریم.
  2. امام عسكرى(ع)، 1409ق، التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري(ع)‏، مدرسه امام مهدى(عج)،‏ قم.
  3. حرانی، ابن شعبه، 1404ق، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، جامعه مدرسین، قم، چاپ دوم.
  4. حكيمى، اخوان [برادران]، 1380ش، الحياة، ترجمه: احمد، آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى،‏ تهران، جلد اول.
  5. حلى، احمد ابن فهد، 1407ق، عده الداعي و نجاح الساعي‏، دار الكتاب اسلامى،‏ قم.
  6. رضایی، مهران؛ هوشنگی، حسین و تبرایی، زهرا، 1395ش، تحلیل مبادی غیرمعرفتی فعل در قالب رویکرد مدل های مفهومی(بر مبنای آرای صدرالمتالهین)، فصلنامه تحقیقات بنیادین علوم انسانی، شماره پیاپی 2، بهار 1395.
  7. رضى، محمد بن حسین، 1414ق، نهج البلاغه، نشر هجرت،‏ قم.
  8. طباطبايى، سید محمد حسين،‏ 1418ق، الشيعه نص الحوار مع المستشرق كوربان‏، ترجمه: جواد على كسار، موسسه ام‌القري للتحقيق و النشر، بيروت، چاپ دوم‏.
  9. قمى، عباس، 1414ق، سفينه البحار و مدينة الحكم و الآثار، اسوه،‏ قم، جلد دوم.
  10. کربلایی، شيخ جواد، بی تا، الأنوار الساطعة في شرح الزيارة الجامعه، دار الحديث،‏ قم، جلد چهارم.
  11. كشى، محمد بن عمر،1409ق، رجال الكشي- إختيار معرفة الرجال، تحقیق و تصحیح: محمد بن الحسن طوسى و سیدحسن‏ مصطفوى، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، مشهدمقدس.
  12. كوفى، فرات بن ابراهيم،‏ 1410ق، تفسير فرات الكوفي‏، تحقیق: كاظم محمد، مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي،‏ تهران.
  13. مجلسی، محمد باقر، بی‌تا، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، نشر اسلامیه، تهران، جلدهای 67 و 75.
  14. مفضل بن عمر، بی تا، توحيد المفضل، مقدمه و تعلیقات: كاظم‏ المظفر، نشر داوری، قم، چاپ سوم.
  15. ملاصدرا، محمد بن ابراهیم،1981م، الحكمه المتعاليه فى الاسفار العقليه الاربعه، دار الاحياء التراث، بيروت، چاپ سوم، جلد هفتم.
  16. نورى، حسين بن محمد تقى، 1408ق، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، قم، جلد چهارم.


[1]- علامه طباطبایی عبارت «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُم‏» را منقول از پیامبر اکرم ص و در تایید محتوای تفسیری آیه 23 سوره شوری نیز می داند و چنین تبیین می کند: « قوله تعالى: قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى[شوری/ آیه 23]؛ فهذه الآية الكريمة تجعل محبة أهل البيت و مودتهم‏ فرضا واجبا على‏ جميع‏ المسلمين‏، و قد روي عن النبي الأكرم نفسه، أن المراد بالقربى هم: علي و فاطمة و الحسن و الحسين‏. و هذا الحديث في أن المراد بالقربى هم أهل بيت النبي (علي و فاطمة و الحسن و الحسين) يتسق تمام الاتساق مع ما ذكره رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) في مواطن اخرى مخاطبا أمير المؤمنين و فاطمة و الحسن و الحسين (ع): إني سلم لمن سالمكم، حرب لمن حاربكم‏ (طباطبايى، 1418: ص440).

به شکل دیگری نیز از پیامبر اکرم(ص) قریب به همین عبارت نقل شده است:«فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنَا عُثْمَانُ [عَلِيُ‏] بْنُ مُحَمَّدٍ قِرَاءَةً عَلَيْهِ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع [قَالَ‏] [لَمَّا] ابْتَنَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ بِفَاطِمَةَ [ع‏] فَاخْتَلَفَ رَسُولُ اللَّهِ [ص‏] إِلَى بَابِهَا أَرْبَعِينَ صَبَاحاً كُلَّ غَدَاةٍ يَدُقُّ الْبَابَ ثُمَّ يَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَةِ الصَّلَاةَ رَحِمَكُمُ اللَّهُ‏ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً قَالَ ثُمَّ يَدُقُّ دَقّاً أَشَدَّ مِنْ ذَلِكَ وَ يَقُولُ أَنَا [إِنِّي‏] سِلْمٌ‏ لِمَنْ‏ سَالَمْتُمْ‏ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ» (كوفى، 1410: ص339).

[2]- این حدیث از امام علی(ع) نیز نقل شده است (رضی، 1414: ص510).

 

 

 

 

 

 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا