به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه

دکتر محمود دیانی**: پیش از هرچیز، میلاد آخرین سفیر الاهی،پیامبر مهر و مدارا محمد مصطفی ص وولادت ششمین امام و رییس مذهب تشیع حضرت جعفربن محمدالصادق (ع) را به خوانندگان ارجمند تبریک و شادباش می گویم. نیز تقارن معنا دار و معنابخش این دو مناسبت با بیست و هفتم آذرماه (روز وحدت حوزه و دانشگاه) را به فال نیک می گیرم. بدان امید که در سایه ی این تقارن مبارک، بخشی از آرمان های منادی بزرگ وحدت حوزه و دانشگاه خمینی کبیر و راحل، جامه ی عمل بپوشد.

 

 در طول قریب به چهار دهه که از نامگذاری روز شهادت آیت الله دکتر مفتح [عضو محترم هیات علمی دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران] به «روز وحدت حوزه و دانشگاه» می گذرد، مطالب گوناگونی در خصوص ضرورت،فواید،برکات، امکان ، موانع و آسیب شناسی این امر اظهار شده است که تکرار آن مباحث نه مطلوب این قلم است و نه در وسع این مجال.

 

 

آنچه مسلم است آن است که دو قشر نخبه و تعیین کننده ی روحانی و دانشجو چه در پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال پنجاه وهفت و چه در حوادث پس از آن مانند جنگ تحمیلی و دفاع از کشور و نیز اداره ی آن نقشی بی بدیل و مثال زدنی ایفا کرده اند.

 

به نظرم  مقصود امام خمینی از وحدت این دو نهاد بشکوه آن نبود که هریک از روحانی و دانشجو، به ایفای نقش ویژه ی دیگری بپردازد و به اصطلاح این دو به صورت دایم جاگزین هم شوند. این تنها در صورتی قابل قبول است که ما ساده اندیشانه تفاوت این دو را در لباس و برخی امور ظاهریشان بدانیم. در حالی که می دانیم این دو مرکز، به اعتبار علوم ،روش تحقیق و برخی ماموریت هایی که به عهده دارند با هم متفاوتند.

 

دانشگاه و حوزه به عنوان دو مرکز عالی علمی و اندیشگی، در والاترین سطح تاثیرگذاری بر توده ی مردم هستند. در ایده ی وحدت حوزه و دانشگاه، رویکرد اصلی آن است که این دو مرکز فاخر از نفوذ خود برای تحقق اهداف مشترک بهره گیرند. اهدافی که جامع آنها صیانت از اعتقادات،استقلال،حقوق وآزادی های مردم است.

 

طغیان و خروش بر ظلم ستمگران و نیز شکم بارگی مرفهان متجاوز و بی درد،به تعبیر امیرالمومنین ع، وظیفه ایست که خدا از همه ی اهل علم طلبیده و آنان را به آن مکلف کرده است.

 

 

 بنا بر این اگر بخواهیم امروز باز تفسیری از وحدت حوزه و دانشگاه داشته باشیم، اهم مواردی را که این دو نهاد باید دنبال کنند، می توانیم اینگونه نام ببریم:

 

 الف: نظارت کامل و رصد مستمر اعمال سیاست مردان و حاکمان و تذکر مشفقانه ی کاستی ها و نواقص آنان.

 

ب : دمیدن روحیه ی خود باوری و اعتماد به نفس به نسل مسلمان ایرانی.

 

ج : تلاش شبانه روزی برای پیداکردن بهترین راه های عالمانه و خداپسندانه برای اداره ی کشور و در نتیجه نمایش کارآمدی اسلام برای اداره ی فرد و جامعه. 

 

د: تجهیز توده های مردم و به ویژه نسل آینده ساز به سلاح مستحکم ایمان و علم جهت استقامت در قبال نفوذ یا شبیخون بیگانگان در حوزه های مختلف.

 

البته نگارنده بر این باور است که یکی از محورهای کاری مشترک میان این دو مرکز فاخر، بازنگری در علوم انسانی و منطبق سازی گزاره ها و آموزه های آن با انسانشناسی،خداشناسی و جهانشناسی الاهی و قرآنی است. حقیقتی که مقام معظم رهبری بر اهمیت آن مکررا تاکید کرده و آن را از هردو مرکز خواسته اند. اما توضیح این رسالت عظیم مشترک ،خود مجالی مستقل می طلبد.. بنا براین:

 

 شرح این هجران و ان خون جگر       این زمان بگذار تا وقتی دگر!

 

بدیهی است که انجام رسالت های پیش گفته ، پیش شرط هایی دارد که سخن در باره ی آنها ماموریت این سطور نبود.


 

** عضو هیأت علمی دانشگاه مازندران

 

 

 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا