10 روز 10 نوشتار

در جستجوی گوهری کمیاب ( عاشورا به مثابه یک فرهنگ و یک مکتب)

دکتر علی اصغر زکوی** :

السلام علیک یا اباعبدالله

 

ای به رخت دیده اسلام شاد           وی حرمت کعبه اهل رشاد

نوح تویی کشتی اسلام را               روح تویی این تن و اندام را

عیسی وقتی و سلیمان شکوه          جز تو همه دیو و ددند این گروه

شام سیه را مه تابان تویی            مقصد این چرخ شتابان تویی

... مظهر حق مفخر آیین تویی       آبروی ما شرف دین تویی

(مهدی الهی قمشه ای،  نغمه حسینی)

 

     بزرگمردی از تبار حسین (ع) چه نیکو فرمود که: محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. و چه نیکو گفته اند: اسلام محمدی الحدوث وحسینی البقاست.

 

آوای طبل می دهد هر دم این ندا        آمد مه محرم و هنگامه عزا

 

     محرم فرصتی است بی نظیر برای ا مت اسلامی به خصوص شیعه، تا در این روزگار سیطره مادیت و فقر معنویت، که بشر از دیو و دد ملول گشته و آرزوی دیدن انسان کامل را دارد، انسان کاملی از اهل بیت پیغمبر(ص) را به امت اسلامی و جامعه بشری معرفی نماید. اما سوال: کدام جنس از مجالس عزا، کدام حسینیه، کدام نوع از شعر و نوحه گری، کدام کتاب با کدام محتوا، کدام سخنران با کدام سخنرانی می تواند معیار و الگو باشد تا کارکرد محرم، خود را در جامعه و سبک زندگی فردی و اجتماعی مردم خود را نشان دهد؟ در چه صورت عاشورا از قالب یک حادثه تاریخی محض بیرون آمده، می تواند به فرهنگ جاری تبدیل شود؟ معیار ها کدامند؟

 

     در باره آسیب شناسی مراسم عاشورایی سخن فراوان گفته شده و فقهای ارجمند به ویژه رهبر معظم انقلاب و برخی روشنفکران متعهد برای پالایش آیین های عزاداری، آسیب شناسی های خوب و راهکارهای مناسب ارائه داده اند. اما در این نوشتار کوتاه نکات اصلی بایسته های محرم مورد اشارت قرار می گیرد.

 

    

     حماسه کربلا از دو عنصر تشکیل شده است: عنصر عقلانیت و عنصر عواطف و احساسات. به تعبیر دیگر جنبه آگاهی بخشی و معرفت زایی و جنبه تراژدیک. افراط و تفریط در توجه به یک بعد، اشتباه است و کارکرد حماسه عاشورا را تحت الشعاع قرار خواهد داد. به نظر می رسد لازم است چهار هدف اصلی در این و مجالس محرم و صفر دنبال شود که سه مورد آن از سنخ فهم و آگاهی و یکی از آن ها ازجنس عواطف است:

 

1-فهم معارف و آموزه های که حضرت سیدالشهداء (ع) در راستای احیاء آن ها قیام فرمود: معارف قرآن، سنت پیغمبر (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع). مجالس عزای حسین (ع) تبدیل شود به مجالس اسلام شناسی.

 

2- فهم و درک ابعاد مختلف شخصیت انسان کامل، حضرت سیدالشهداء (ع) و دیگر حماسه آفرینان واقعه عاشورا، مانند حضرت ابالفضل، علی اکبر، زینب، سیدالساجدین ( سلام الله علیهم) و دیگران.

 

3- درک و شناخت درس ها، عبرت ها، و پیام های آن حادثه بی نظیر و ماندگار. به عنوان نمونه یک درس این است که حسین (ع) درد دین داشت نه درد دنیا، می خواست سنت و سیره جدش را احیاء کند. پس مسلمان شیعه هم لازم است درد دین داشته باشد نه فقط درد اقتصاد و پول.

 

     یک عبرت این است که: کدام انحراف اجتماعی و سوء تدبیر در صدر اسلام رخ داد که بعد از حدود 50 سال، زاویه انحراف اولیه، دهن باز کرد و اسیران جهل و تعصب، به امید رسیدن به بهشت!! سر فرزندان همان پیغمبر را بر بالای نی کردند؟ آیا جامعه اسلامی ما نیاز به حراست ندارد تا به این انحراف بزرگ دچار نیاید؟ آیا خون شهدای ما رنگین تر از شهدای بدر و حنین است؟ یک پیام این که حسین پرچمدار آگاهی است و یزیدیان پرچمدار جهل و خرافه و تعصب. هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاست. ما در جبهه حق و باطل، در عرصه جهاد بین عقل و نفس، در کدام سو قرار گرفته ایم؟ در گستره جهان اسلام چطور؟ زیر علم ابالفضلیم که پرچم اسلام نبوی و علوی را بر دوش دارد یا زیر علم وهابیت و تکفیری ها که پرچم اسلام امریکایی، اسلام قومیت گرایی، و اسلام سکوت در برابر جنایتکاران را؟ آیا مانند حربن یزید ریاحی به موقع تصمیم گرفته ایم تا صف خود را از صف ناپاکان روزگار جدا کنیم یا مانند مختار با تاخیر تصمیم خواهیم گرفت؟ یا مانند عبدالله بن عمر کاروان حسین را ترک کرده و با پای حجاج بن یوسف بیعت خواهیم کرد؟

 

     در مکتب حسین بی تفاوتی در برابر جریان حق و باطل روزگار، یعنی نشناختن اسلام و ناآگاهی از روح نهضت عاشورا. به تعبیر شریعتی: اگر در صحنه حق و باطل روزگار موضع خود را مشخص نکنیم چه بر سر سجاده نماز بایستیم یا بر سر سفره می! تفاوتی نمی کند. چه این که ملحق خواهیم بود به خیل عظیم مسلمانانی که حج به جا می آوردند و نماز و روزه بر پا می داشتند اما زیر بیرق امویان و یزیدیان. نه پیام غدیر راگرفتند نه پیام حسین را.

 

     به نظر می رسد اولین و مهم ترین و فوری ترین هدف، در مجالس محرم و صفر همان  اسلام شناسی، حسین شناسی, و عاشورا شناسی است تا فرهنگ عاشورایی، در سبک زندگی ما رسوخ و نفوذ کند و درونی شود.

 

4- توجه به عنصر احساسی و عاطفی حادثه عاشورا. توصیه پیشوایان دین (ع) بر اقامه مجالس عزا برای حضرت سیدالشهداء و بکاء و تباکی فلسفه ی عظیمی دارد که این وجیزه را مجال پرداختن به آن نیست. امام حسین (ع) عاشورا را طوری طراحی کرد تا هر انسان آزاده ای با مطالعه آن، از ماهیت پلید و ضد انسانی بنی امیه آگاه شده، ظلم آن ها را در حق فرزندان پیغمبر (ص) آشکارا به نظاره بنشیند،  و با شنیدن مصائب اهل بیت (ع) و اشک ریختن در رثای آنان، مس وجود خویش را با کیمیای ناب حسین (ع) به زر تبدیل کند.

 

    

      با درآمیختن دو عنصر عقلانیت و عواطف و توجه متعادل به هر دوی آن ها، می توان عاشورا را به یک فرهنگ جاری در جامعه تبدیل کرد. نکته مهم آن است که اولویت اول فهم عاشورا است که به سه مصداق آن اشاره شد و 70-80 درصد مجالس ما باید به آن اختصاص یابد و 20- 30 درصد به نوحه خوانی و عزاداری و مقتل خوانی.

 

      در خصوص نوحه خوانی ها و ذکر مصایب  و سینه زنی ها هم لازم است از اشعاری استفاده شود با پنج ویژگی: اولا فضایل حماسه آفرینان کربلا را بیان کند. ثانیا از دروغ و نقل های سبک خالی باشد. ثالثا از تعابیری که شخصیت های بزرگ عاشورا آفرین را تنزل می دهد به شدت پرهیز شود. رابعا محبت و ولایت اهل بیت را در مخاطبان ارتقاء بخشد. خامسا روح معنویت و حماسه را در مخاطبان زنده کند.

 

     در اهمیت فهم و درک و شناخت ابعاد واقعه عاشورا، همین بس که به تعبیری بزرگی از بزرگان روزگارما (آیت الله جوادی آملی): اگر سینه ای نفهمد و بر آن کوبیده شود با طبلی که بر آن می کوبند فرقی ندارد. چون هر دو نمی فهمند. طبل هم کارکرد دو سه روزه تاسوعا و عاشورا و احیانا ایامی از ایام صفر را دارد و در بقیه ایام سال در انبار خاک می خورد؛ سینه ای که نفهمد و نسبت به عاشورا و شخصیت حسین بن علی و درس ها و عبرت و پیام های آن آگاهی کافی نداشته باشد فقط در ایام  محرم و صفر بر خود می کوبد و بقیه ایام سال غبار غفلت و گناه بر  آن می نشیند. در آن صورت، حسین (ع) نه در متن زندگی که در حاشیه قرار می گیرد و سبک زندگی و فرهنگ خانواده و جامعه دیگر رنگ حسینی نخواهد داشت. سبک زندگی ها غربی شده، محرم و صفر تبدیل می شود به یک عادت محض! آیا این همان حسینی است که پیغمبر او را چراغ هدایت و کشتی نجات امت معرفی فرمود؟ در کجای راهیم؟! فاین تذهبون؟!

 

      آیا بهتر نیست مانند حر بن یزید ریاحی به موقع و به هنگام به معیار هایی برگردیم که عالمان دین برای مجالس عزای حسینی ترسیم کرده اند تا عاشورا تبدیل شود به یک فرهنگ، یک مکتب، و یک سبک زندگی؟

 

یا حسین بن علی ما را بخوان         از درت ما دردمندان را مران

زنده کن ما را تو با لطف و کرم     باز هم در جان و دل ایمان بدم.

 

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (ع).

 

محرم سال 1437 هجری/ مهرماه ماه 1394 شمسی


** عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا