10 روز 10 نوشتار

دعای عرفه ، قرآن صاعد حسین (ع)

محمد اسماعیل قاسمی طوسی** : بی شک، زبان دعا، زبان مخصوصی است. زبان مخلوق در برابر خالق و زبان سپاس و تضرع برای تقرب به خداست. هرچند دعاهای وارده از معصومین(ع) خاستگاه قرآنی دارد ولی تفاوت عمده بین این دو، آن است که قرآن از بالا به پایین نازل شده و دعا  با استفاده از نازله آسمانی به خاستگاه آسمانی ­اش عروج می­ کند و بر این اساس است که دعا را قرآن صاعد می­ نامند.

 

   تردیدی نیست در میان دعاهای رسیده از معصومین، نغزترین و عاشقانه ­ترین دعاها، دعای عرفه امام حسین (ع) در روز عرفه و در صحرای عرفات است. بازگشت به این معادن عرفانی و گنج­ های نهفته در آن، می ­تواند برای همه­ عاشقان و به ویژه جوانان سرآغازی جهت پالایش دل از همه­ نبایدها و نردبانی برای رسیدن به ناخدایی دل ­ها و نیل به خود خداست.

 

 مرحوم محدث قمی (ره) در مفاتیح آورده است که: بشر و بشیر، فرزندان غالب اسدی نقل کرده‎اند: در آخرین ساعات روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین (ع) بودیم که آن حضرت با جمعی از خاندان، فرزندان و شیعیانشان از چادر بیرون آمدند و با نهایت خضوع و خشوع در طرف چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به طرف کعبه گردانیده دست‎ها را تا مقابل رو برداشتند و این دعا (عرفه) را خواندند.

 

اگر چه بعضی از محدثین، یقین به سند این نیایش ندارند ولی طبق اصل معروف که: « دلالته تغنی عن السند»، گاهی مفهوم و محتوای حدیث به قدری با عظمت و مطابق اصول است که از سند بی‎نیاز و احتیاجی به آن؛ وجود ندارد. بدیهی است که نظیر مضامین این نیایش در عالی‎ترین درجۀ حکمت و عرفان اسلامی را جز انبیاء عظام و ائمّه معصومین(ع) نمی‎توانند بیان نمایند. (جعفری/29)

 

    آری اینجا بیابان عرفات است. اینجا می‎گوییم چون، شناخته شده است و همین نزدیکی‎هاست یعنی در دل همه عارفان و عاشقان است. و بیابانش خوانند! آری ، اما چه بیابانی که همه خیابان‎ها و کوچه پس کوچه‎های انسانیت و عرفان به آن ختم می‎شود. اما عرفات چطور؟! کدامیک از وجوه آن را توصیف کنیم؟ روز عرفه، دعای عرفه یا حسین، ارباب عارفان و عاشقان را؟ به راستی، این عارف کامل که حسینش می‏ نامند کدام حسین است؟ آیا این حسین بیابان عرفات همان حسینِ بیابانِ نینوا و کرب و بلاست؟ قطعاً اینچنین است. آنجا که پس از واقعه عاشورا، رأس صاعدِ قرآن ناطق، بر فراز نیزه ­ها آشکارا ناطق قرآن می­ شود و این یعنی اتحاد زبان دعای حسین (ع) با منطق آسمانی آفرینش (قرآن).

 

       آری حسینِ عارفان، حسینی است که از کنار کعبه به سمت عرفات رفت تا پس از نیایش و آفرینش دعای عرفه با خدای عرفه بیعت و تجدید عهد کند یعنی بیعت با حضرت حق و نه بیعت ناحق با دیگران. آری امامِ عرفه با شمشیرِ فرو رفته در غلاف و در کمال صلح و آرامش ظاهری، در حلقه یارانش در کنار کوه، پشت به همه چیز و رو به کعبه، دستِ راز و نیاز به سوی رب الارباب بلند کرده، ساعت‎ها روی پایِ استقامت ایستاده و طولانی‎ترین زنجیره درّ و گوهرهای کم‎یاب و حتی نایاب به نام دعای عرفه را به جامعه انسانی، ایمانی و همه­ خانواده­‌ها و به ویژه جوانان تقدیم نموده و راه و رسم راستین عاشقی را در روح و دل همه­ آزاد اندیشان جهان نجوا کرده است. از حمد و ثنا و برشماری نعمت‎های الهی گرفته تا انواع دعاها و خواستنی‎ها را با خدای خویش زمزمه کرد و البته سالار دعا کنندگان در نهایت و در اوج نیایش خویش، از خدا، خودِ خدا را طلب کرد. و بدین­سان نام خورشیدفامِ مولای عارفان حسین (ع) با سه پدیدۀ روز عرفه، صحرای عرفات و دعای معراج ­ساز عرفه گره خورد.

 

   

 

نگارنده، فقط فرازهای انگشت­‌شماری از شکوفه‎های عرفه را به ترتیب ذیل گلچین می‎کند:

 

 

  •          ألحَمدُاللهِ الّذی لَیسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ

     

(سپاس مر خداوندی راست که هیچ قدرتی نتواند فرمان نافذش را دفع کند و از عطایش جلوگیری نماید.)

 

    آن کدامین قدرت است که بتواند در برابر قضای الهی عرض وجود کند، در حالی که خود جزیی از قضای الهی است. آن کدامین اراده است! که بتواند در مقابل ارادۀ خداوندی خود را بنمایاند، در صورتی که وجود آن اراده از نتایج ارادۀ خداوندی است. (جعفری/30)

 

  •       وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَ لِلکُرُباتِ دافِعٌ وَ لِلدَّرَجات رافِعٌ وَ لِلجَبابِرَه قامِعٌ

   

(اوست شنوندۀ نیایش‎ها و دفع‎کنندۀ مشقّت‎ها و اعتلا دهندۀ درجه‏‌ها و نابود کنندۀ ریشه‎های جبّاران)

 

    خداوندی که امواج دعاهای سرنکشیده برای او معلوم است، چه رسد به این‎که دریای درون به تموّج درآید و از دهان سربکشد و راهی پیشگاه الهی گردد. (همان/33)

 

در واقع امام(ع) می‌­فرماید همه­ عالم در حکم گوش خداست و او همه­ دعاهای آشکار و پنهان انسان را می‌­شنود چرا که او «سمیع» است و در قرآن روشنی­ بخش خویش می­‌فرماید: از من بخواهید تا آن را برآورم واجابت کنم (بقره/186). پس بطلبید تا مشکلات را دفع کند و شما را جایگاه رفیعی دهد و زورگویان را از ریشه درآورد.

 

  •          أللّهُمَّ إنّی أرغَبُ إلَیکَ وَ أشهَدُ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَکَ مّقِرًّ بِأنَّکَ رَبّی وَ إلَیکَ مَرَدّی

   

( خدای من، اشتیاق به شهود جمال و جلالت دارم و به خداوندیِ تو شهادت داده و به ربوبیّت تو اقرار می‎کنم و اعتراف به رجوع به سوی تو می‎نمایم.)

 

    آن کس که اشتیاق به دیدار تو در نهادش نیست، از هستیِ خود بهره‎ای نخواهد برد. آن کس که میل کشش به بارگاه تو ندارد، هیچ حقیقتی نتواند او را به خود جذب نماید.

 

                 جان، بی‎جمال جانان میل جهان ندارد                   هر کس که این ندارد حقّا که آن ندارد

              

                   «حافظ»

 

    جریان قانونی حیات ما «أِنّا لله وَ أِنّا أِلَیهِ راجِعُون» ( ما همه از آنِ خدا و به سوی او باز می‎گردیم) است. مگر نه این است که آن‎چه از بالا شروع شده است در پایین پایان نمی‎یابد؟ (همان/35)

 

 

 

  •          أللّهُمَّ اجعَل غِنایَ فی نَفسی وَ الیَقینَ فی قَلبی وَ الإخلاصَ فی عَمَلی وَبَصَری وَالبَصیرَهَ فی دینی وَاجعَل سَمعی وَبَصَرِی الوارِثَینِ مِنّی وَنصُرنی عَلی مَن ظَلَمَنی وَأرِنی فیهِ ثأری وَ مَأرِبی وَأَقِرَّ بِذلِکَ عَینی

   

( پروردگارا، بارالها، بی‎نیازی را در نفسم قرار بده و یقین را در قلبم، اخلاص را در عملم، نور را در دیدگانم و بینایی را در دینم، تثبیت فرما. معبودا، مرا از اعضایی که لطف فرموده‎ای بهره‎مند فرما، چشم و گوشم را وارث من قرار بده [تا از دوران زندگی‎ام امتیازات قابل ذخیره برای سعادت ابدیم، تهیه نمایند] مرا بر آن کسی که بر من ستم کرده است یاری فرما و گرفتن خونم را و انتقام آن امتیازاتی که اگر زنده می‎ماندم کسب می‎کردم، بر آن ستمکار ارائه فرما و با این لطف چشمم را روشن ساز.)

 

    در آن روز نهایی که قیامت نامیده‎ای و پایان آن آغاز ابدیت است، ما را از عهدۀ مسئولیت دربارۀ چشم و گوش و دیگر اعضاء و قوا که به ما عنایت فرموده‎ای برآور (همان/54-55)، همان روزی که:

 

حـق همـی گویـــد چــه آوردی مـرا              انـدر آن مهـلت که دادم مـر تو را

عمـر خـود را در چـه پـایـان بــرده‏ای                         قوت و قـوّت در چه فانـی کرده‎ای

گوهــــر دیــده کجـــا فرســـوده‎ای              پنج حـس را در کجـا پالـوده‎ای

گوش و چشم و هوش و گوهرهای عرش             خرج کردی چه خریـدی تو زفرش

دست و پا دادست چـون بیـل و کُلنــد                         من نبخشیدم ز خود آن کی شدند

    

«مولوی»

 

  •          لااله‎الا انتَ ربَّ البَلَدِ‌الحرامِ وَالمَشعَرِ‎الحرامِ وَالبیتِ العتیقِ الّذی اَحلَلتَهُ البَرَکهِ و جَعَلتَهُ للِنّاس اَمنّا

 

(خدایی جز تو، ای خدای شهر حرام و مشعر حرمت خیر و بیت کهن که آن را مبارک ساخته و برای مردم خانه امن قراردادی، وجود ندارد.)

 

    اینجا حسین(ع) از پروردگار شهر حرام و مشعر حرام و خانۀ امن صحبت می‎کند گویا حضرتش در آینده روزی را می‎بیند که در ایّام ذیحجّه و آخرین حج حسین (ع)، خانۀ امن حضرت حق برای همه امن است جز برای حسین (ع). اما در این زمان حسین (ع) برای حفظ حرمت حرم امن الهی، حضور در حج و خانه را تبدیل به عمره و سفر به بیابانی دیگر می‎کند تا با درک هلال محّرم الحلال؟! و با وقوف در بیابان کربلا، به قیام در راه خدا جهت هدایت دیگران و دگر اندیشان بپردازد همانانی که در ماه حرام خون بزرگترین قربانی خدا را به زمین ریختند.

 

  •          یا مَن عَفا عَن عَظیمِ الذُّنُوبِ بِحِلمِهِ یا مَن أسبَغَ النَّعماءَ بِفَضلِهِ ... أنتَ کَهفی حینَ تُعیینیِ المَذاهِبُ فی سَعَتِها وَ تَضیقُ بِیَ الأرضُ بِرُحبِها وَ لَولا رَحمَتُکَ لَکُنتُ مِنَ الهالِکینَ وَ أنتَ مُقیلُ عَثرَتی وَلَولا سَترَکَ إیّایَ لَکُنتُ مِنَ المَفضوُحینَ وَ أنتَ مُؤَیِّدی بِالنَّصرِ عَلی أعدائی وَلَولا نَصرُکَ أیّایَ لَکُنتُ مِنَ المَغلُوبین

  

  ( ای خداوندی که با صبر و حلم خود، گناهان بزرگ ما را مورد عفو قرار دادی. ای خداوندی که با احسانِ ربّانی خود، نعمت‎ها را ارزانی فرمودی ... تویی پناه‏‌دهنده من در آن هنگام که راه‎های مختلفِ زندگی مرا ناتوان می‎سازند و زمین با پهنای بسیاری که دارد، برای من تنگ می‎آید. و اگر رحمت تو نبود من از هلاک شدگان بودم. تویی که خطای مرا از تلازم کیفر دور می‏داری و اگر پرده روی گناهان من نمی‎پوشیدی، قطعاً من از گروه رسواشدگان می‎گشتم. تویی که مرا در پیروزی به دشمنانم یاری فرمودی و اگر لطف تو نبود من از مغلوب‎شدگان بودم.) (همان/64)

 

 ای خدای پاک و بـی‎انباز و یـار                                  دسـت‎گیــر و جرم ما را درگـذار

 یـاد ده مـا را سخـن‎های رقیـق                                 که تو را رحـم آورد آن ای رفیـق

ای دعـا از تـو اجابـت هـم ز تـو                                  ایمنـی از تـو مهـابـت هـم ز تـو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کـن                                 مصلحـی تـو ای تو سلطان سُخُن

کیمیـا داری که تبـدیلش کنــی                                گر چه جوی خون بُوَد نیلش کنی

این چنین مینیا‎گری‎ها کار توست                                وین چنین اِکسیرها زاسرار توست

   

«مولوی»

 

حسین (ع) می­‌فهماند که برای رسیدن به سرچشمه­ پاکی‌­ها باید لباس چرکین گناه را از تن درآورد تا بتوان از کوچه پس کوچه‌­های گمراهی به صراط مستقیمِ هدایت و رحمت گسترده الهی گام نهاد. و اوست که با کیمیاگری‌­اش می‌­تواند وجود «مِسی» انسان را به زر ناب و خالص تبدیل کند.

 

  •          إلهیِ أنَا الجاهِلُ فی عِلمی فَکَیفَ لا أکوُنُ جَهُولاً فی جَهلی؟

   

(هر چند دانش فرا بگیرم، باز در عین دانایی‎ام نادانم، چگونه می‎توانم در عین جهلم نادان نباشم؟) (همان/93)

 

بار خداوندا، این سرودِ همیشگیِ ماست:

 

قطرۀ دانش که بخشیدی زپیش                                  متصل گردان به دریاهای خویش

    

  «مولوی»

 

و حسین(ع) برای برون رفت از دام قارونی «و هو علی علم من عندی» (همه­ پیشرفت­‌هایم از دانش من است نه خدا)، به همه­ دانشمندان یادآور می‌­شود که «هر علمی بدون علم نوری خداوند، تاریک و تاریک­‌زاست، چه رسد به نادانی ما که قطعاً سیاه­چالی ویرانگر است.»

 

 

سخن پایانی :

 

   بی تردید اگر دعای عرفه امام ‏حسین (ع) نبود شاید جهانیان ایشان را فقط در عرصه­ جهادش می­‌شناختند. کما اینکه  عده‌­ای کوته­‌بینانه و در کمال بی‌معرفتی حتی قیام حضرت را القاء نفس در تهلکه ­پنداشتند.

 

  در حال حاضر نیز با وجود عجین بودن دعای عرفه با نام حسین (ع) برخی تحلیلگران همچنان آن حضرت را فقط مظهر جهاد می­‌دانند . بنابراین با معرفی دعای عرفه­، بُعد دیگری از ابعاد شخصیتی امام حسین (ع) بیشتر و بهتر شناخته می­‌شود و همچنین تیز هوشان عالم چشمه­ جدیدی در حوزۀ شناخت طبیعت، ماوراء آن و خالقشان را نظاره خواهند کرد.

 

مهم این است که هدف والای امام حسین (ع) در دو رویکرد ایشان یعنی دعا و جهاد (در فضای صلح و جنگ) ناظر به یک چیز است و آن سرکوبی و مبارزه با شیطان درون و بیرون در جهت جلب تقرب و رضایت متقابل در دیدار نهایی با داور و دادار مطلق است (راضیةً مرضیة).

 

امید است این اشارت کوتاه به دعای عرفه، بشارت و بهانه­‌ای برای شناخت جامعتر از شخصیت چند بُعدی حضرت اباعبدا... الحسین بوده باشد.  

 

 

منبع :

 

جعفری، محمدتقی، 1382، نیایش امام حسین(ع) در صحرای عرفات، تهران، موسسه تدوین و نشر آثار علامه جعفری.

 


 

 ** عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران

 

 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا