زندگینامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

 

ولادت

 پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر صلی الله علیه و آله گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی علیه السلام و امام يازدهم حضرت عسکری علیه السلام رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود. همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند.


آخرین امام شیعیان علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، قدم به جهان هستی گذاشتند .


حـضـرت مـهـدى (عـليـه السـلام ) در شـب نـيـمـه شـعـبـان سـال 255 هـجـرى در شـهر سامرّا به دنيا آمد، مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام ((نرجس )) (دخـتـر يـشـوعـا از ذريـه شـمـعـون يـكـى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام ) بود)این مادر بزرگوار به نام های صیقل و ملیکه نیز شناخته شده بودند. ایشان همنام رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله هستند و کنیه شان ابوالقاسم و ابوجعفر است در روايات آمده است كه شايسته نيست آن حضرت را با نام و كنيه، اسم ببرند تا آن گاه كه خداوند به ظهورش زمين را مزيّن و دولتش را ظاهر گرداند.


تعداد زیادی القاب برای ایشان ذکر شده که از آن جمله است: بقیه اللّه الاعظم، صاحب الزّمان، منتقِم، قائم آل محمّد، مهدی خاتم، منتظر، حجت، صاحب الامر، و خلف صالح. و ... .شيعيان در دوران غيبت صغرى ايشان را «ناحيه مقدسه» لقب داده بودند. در برخى منابع بيش از 180 لقب براى امام زمان(ع) بيان شده است.(کشف الغمه،ج2،صص 519-520)


حـضـرت مـهـدى (عـليـه السـلام ) هـنـگـام وفـات پـدرش ، پـنـج سـال داشت ، خداوند به او در همان سن و سال ، حكمت و مقام قضاوت را عنايت  فرمود و او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكى ) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيى (عليه السلام ) در زمان كودكى حكمت آموخت .چـنـانكه به حضرت عيسى (عليه السلام ) در آن هنگام كه در گهواره بود، مقام نبوت عطا فرمود.در مـورد امـامـت امـام مـهـــدى (عـليـه السـلام ) قـبـل از تـولّدش ، از رسـول خـدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تصريح شده بود چنانكه مسلمانان ، آن را مى دانستند و بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) امير مؤ منان على (عليه السلام ) بـه امـامـت آن حـضـرت تصريح فرموده است و همچنين امامان معصوم (عليهم السلام ) يكى پـس از ديگرى ، تا پدرش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به امامت او تصريح كرده اند و پـدر بـزرگـوارش نزد افراد مورد وثوق و خواصّ شيعيانش ، تصريح به امامت آن بزرگوار نموده است و اخـبـار و روايـات در مـورد غـيـبـت و پـنـهـان شـدنـش و هـمـچـنـيـن در مـورد حـكـومـت جهانيش ،قـبـل از تـولّد و پـنـهـان شـدنـش بـه طـور مـسـتـفـيـض  (بـسـيـار) از ائمـه اهـل بـيـت (عـليـهـم السلام) رسیده است.(ر ک :معجم احادیث المهدی که در پنج جلد جمع آوری شده است و دو جلد آن اختصاص به این موضوع دارد.)


در پنج سال ابتدای زندگی این امام بزرگوار جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری علیه السلام کسی او را نمي دید.

 

 

شيعيان خاص ، مهدی علیه السلام را مشاهده کردند

 

در مدت 5 يا 4 سال آغاز عمر حضرت مهدی که پدر بزرگوارش حيات داشت ، شيعيان خاص به حضور حضرت مهدی علیه السلام مي رسيدند. آنان نيز حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی " .


 از جمله چهل تن به نمایندگی عثمان بن سعید محضر امام يازدهم رسيدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها بنماياند تا او را بشناسند ، و امام چنان کرد . آنان پسری را ديدند که بيرون آمد ، همچون پاره ماه ، شبيه به پدر خويش . امام عسکری فرمود : " پس از من ، اين پسر امام شماست ، و خليفه من است در ميان شما ، امر او را اطاعت کنيد، از گرد رهبری او پراکنده نگرديد ، که هلاک مي شويد و دينتان تباه مي گردد.(  الغيبة شیخ طوسی، ص 357.)


اين را هم بدانيد که شما او را پس از امروز نخواهيد ديد ، تا اينکه زمانی دراز بگذرد . بنابراين از نايب او ، عثمان بن سعيد ، اطاعت کنيد " . و بدين گونه ، امام يازدهم ، ضمن تصريح به واقع شدن غيبت کبری ، امام مهدی را به جماعت شيعيان معرفی فرمود ، و استمرار سلسله ولايت را اعلام داشت . يکی از متفکران و فيلسوفان قرن سوم هجری که به حضور امام رسيده است ، ابو سهل نوبختی مي باشد . باری ، حضرت مهدی علیه السلام پنهان مي زيست تا پدر بزرگوارش حضرت امام حسن عسکری در روز هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری ديده از جهان فرو بست .


در اين روز بنا به سنت اسلامی ، مي بايست حضرت مهدی بر پيکر مقدس پدر بزرگوار خود نماز گزارد ، تا خلفای ستمگر عباسی جريان امامت را نتوانند تمام شده اعلام کنند ، و يا بد خواهان آن را از مسير اصلی منحرف کنند ، و وراثت معنوی و رسالت اسلامی و ولايت دينی را به دست ديگران سپارند . بدين سان ، مردم ديدند کودکی همچون خورشيد تابان با شکوه هر چه تمامتر از سرای امام بيرون آمد ، و جعفر کذاب عموی خود را که آماده نماز گزاردن بر پيکر امام بود به کناری زد، و بر بدن مطهر پدر نماز گزارد .

 

صورت و سيرت مهدی علیه السلام

 

چهره و شمايل حضرت مهدی علیه السلام را راويان حديث شيعی و سنی چنين نوشته اند :

 

" چهره اش گندمگون ، ابروانی هلالی و کشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش کشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت . گونه هايش کم گوشت و اندکی متمايل به زردی - که از بيداری شب عارض شده - بر گونه راستش خالی مشکين . عضلاتش پيچيده و محکم ، موی سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله ای از شرم بزرگوارانه و شکوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شکوه رهبری سرشار . نگاهش دگرگون کننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .

 

حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند:

 

«قائم آل محمد(عج( هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است . رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد.(المهدی الموعود،ج 1،ص280و 300)

 

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

دوران زندگی امام زمان حضرت مهدی (عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

 

 1: از تولد تا غیبت امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

امام زمان حضرت مهدی (عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام زمان حضرت مهدی (عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

 

2: غیبت صغری امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند. در اين مدت نايبان خاص ، به محضر حضرت مهدی علیه السلام مي رسيدند ، و نامه هایی که حاوی پاسخ سؤوالات را به مردم مي رساندند . نايبان خاص که افتخار رسيدن به محضر امام علیه السلام را داشته اند ، چهار تن مي باشند که به " نواب خاص " يا " نايبان ويژه " معروفند .

 

1 . نخستين نايب خاص مهدی علیه السلام عثمان بن سعيد اسدی است . که ظاهرا بعد از سال 260هجری وفات کرد ، و در بغداد به خاک سپرده شد . عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد اعتماد امام دهم و امام يازدهم بود و خود در زير سايه امامت پرورش يافته بود.


2 . محمد بن عثمان : دومين سفير و نايب امام علیه السلام محمد بن عثمان بن سعيد فرزند عثمان بن سعيد است که در سال 305هجری وفات کرد و در بغداد بخاک سپرده شد . نيابت و سفارت محمد بن سعيد نزديک چهل سال بطول انجاميد .


 3 . حسين بن روح نوبختی : سومين سفير ، حسين بن روح نوبختی بود که در سال 326 هجری فوت کرد .


 4. علی بن محمد سمری : چهارمين سفير و نايب امام حجه بن الحسن علیه السلام است که در سال 329هجری قمری در گذشت و در بغداد دفن شد . مدفن وی نزديک آرامگاه عالم و محدث بزرگ ثقه الاسلام محمد بن يعقوب کلينی است که آخرین نایب حضرت در سال 329 در بغداد وفات یافت و غیبت صغری پایان پذیرفت و به این ترتیب غیبت کبری در نیمه‌ی شعبان سال 329 هـ.ق آغاز شده است که تاکنون ادامه دارد و هر زمان امر ظهور محقق شود، غیبت کبری نیز پایان می‌پذیرد . همين بزرگان و عالمان و روحانيون برجسته و پرهيزگار و زاهد و آگاه در دوره غيبت صغری واسطه ارتباط مردم با امام غايب و حل مشکلات آنها بوسيله حضرت مهدی علیه السلام بودند .

 

با مرگ علی بن محمد سمری دوره غیبت صغرا یا نیابت خاصه پایان یافت و دومین دوره غیبت آن حضرت، یعنی دوران غیبت کبری، آغاز شد. این دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد یافت. آخرین نامه و دستوری که سمری از امام زمان دریافت نمود به مضمون ذیل نقل شده است:

 

 «بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری خدا اجر برادران ترا در مصیبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهی مرد. پس خود را آماده کن و به احدی برای جانشینی خود وصیت نکن. زیرا غیبت تامه آغاز می شود و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خدای تعالی و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمین از جور خواهد بود. زود باشد که در بین شیعیان کسانی بیایند که ادعای مشاهده کنند، هر کس مدعی مشاهده من قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی بشود کذاب و مفتری است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.» (الغیبه،طوسی،ص243)

 

3: دوره غیبت کبری امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.


اين مدت دوران امتحان و سنجش ايمان و عمل مردم است . در زمان نيابت عامه ، امام علیه السلام ضابطه و قاعده ای به دست داده است تا در هر عصر ، فرد شاخصی که آن ضابطه و قاعده ، در همه ابعاد بر او صدق کند ، نايب عام امام علیه السلام باشد و به نيابت از سوی امام ، ولی جامعه باشد در امر دين و دنيا . بنابراين ، در هيچ دوره ای پيوند امام علیه السلام با مردم گسيخته نشده و نبوده است .


در دوران غیب کبری افراد بسیاری ادعای مهدویت کرده اند از جمله غلام احمد قادیانی، موسس فرقه قادیانی هند در ۱٢۳٥ هـ ق، سید علی محمد شیرازی معروف به سید باب، موسس فرقه بابیان در ایران، که به سال 1266 هـ ق در تبریز کشته شد و محمد احمد معروف به مهدی سودانی که در ۱۳۰٢ هـ ق (۱٨٨۱ م) در سودان بر ضد استعمارگران انگلیسی قیام کرد...


گر چه دوری ما از پناهگاه مظلومان و محرومان و مشتاقان - حضرت مهدی علیه السلام - بسيار درد آور است ، ولی بهر حال - در اين دوره آزمايش - اعتقاد ما اينست که حضرت مهدی علیه السلام به قدرت خدا و حفظ او ، زنده است و نهان از مردم جهان زندگی مي کند ، روزی که " اقتضای تام " حاصل شود ، ظاهر خواهد شد ، و ضمن انقلابی پر شور و حرکتی خونين و پردامنه ، بشريت مظلوم را از چنگ ظالمان نجات خواهد داد ، و رسم توحيد و آيين اسلامی را عزت دوباره خواهد بخشيد.

 

 مردمی برتر از مردم هر زمان

 

 امام سجاد (علیه‌السلام) درباره منتظران و یاران حضرت مهدی (عجل الله فرجه) به یکی از دوستانش به نام ابو خالد (رحمة الله علیه) چنین فرمود:

 

 مردمی که در زمان غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) به سر می‌برند و معتقد به امامت و رهبری آن حضرت بوده و منتظر ظهور و قیامش هستند، از مردم هرزمانی برترند؛ چراکه خداوند آن‌ها را آن‌چنان از عقل و فهم و شناخت برخوردار کرده که غیبت امام زمان (عجل الله فرجه) برای آنان همچون ظهور آن حضرت است. خداوند آن‌ها را در این زمان همچون مجاهداتی قرار داده که با شمشیر در پیشاپیش رسول خدا (صلی‌الله علیه و اله) با دشمن می‌جنگیدند، در حقیقت مردان خالص و شیعیان راستین ما چنین افرادی هستند که در آشکار و پنهان به‌سوی خدا دعوت کنند. (کمال الدین و تمام النعمه،ص320)

 

از آغاز تولد نويد بخش حضرت مهدى(ع) (در سال 255 هجرى) تا زمان قيام آن حضرت و تشكيل حكومت جهانى، رويدادهاى مهم و فراوانى رخ داده و خواهد داد كه قابل شمارش نيستند و هيچ دفتر و ديوانى گنجايش ثبت و ضبط آنها را ندارد؛ اما در اين جا به برخى از رويدادهاى مهمى كه در زمان ظهور آن حضرت اتفاق خواهد افتاد و در روايات و منابع اسلامى به عنوان علامات ظهور حضرت مهدى(ع) از آنها ياد شده است، اشاره مى ‏شود:


1. خروج دجّالِ يك چشم و ادعاى الوهيت و خون ريزى و فتنه‏هاى فراوان او در زمين و جنگ با حضرت مهدى(ع) و شكست و نابودى‏اش به دست امام زمان(ع) يا حضرت عيسى(ع).


2. نداى آسمانى براى معرفىِ حضرت مهدى(ع) و شنيدن همه مردم، آن را به زبان رايج خودشان و استقبال آنان از امام زمان(ع).


3. خروج سفيانى (عثمان بن عنبسه از اولاد يزيد بن معاويه) از وادىِ يابس، در سرزمين ميان مكه و شام، و تصرف بسيارى از شهرها و خون ريزى و فتنه در بين مردم، و نبرد او با لشكريان امام زمان(ع) و كشته شدنش در صخره بيت المقدس به دست ياران حضرت مهدى(ع).


4. خروج سيّد حسنى از شمال ايران (حدود ديلم و قزوين) و دعوت او به مذهب اماميه، و رفع ظلم از مردم و نبردهاى پيروزمندانه او با ستمكاران و فاسقان و پيوستن او به حضرت مهدى(ع) در كوفه.


5. خروج شصت كذّاب كه به دروغ ادعاى پيامبرى مى‏كنند.


6. ادعاى دروغين مقام امامت توسط دوازده نفر از آل ابى‏طالب(ع).


7. كشته شدن نفس زكيّه، پسرى از آل محمد(ص)، در مسجد الحرام، ما بين ركن و مقام.


8. ظاهر شدن صورت و سينه و ياكف دست، در چشمه خورشيد.


9. وقوع كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر رمضان.


10. برخاستن نداهاى متعدد از آسمان در ماه رجب و شنيدن همه مردم.


11. گسترش سياهىِ كفر، فسق و معصيت در سراسر جهان.


12. ظهور حضرت مهدى(ع) (به هيأت مردى سى‏سال) از كنار كعبه، در مكه معظّمه، و دعوت مردم به اسلام راستين. (اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، ج‏3، ص‏710؛ منتهى الآمال فى تاريخ النبى و الآل، ج‏2، ص‏470.)

 

4  : دوره حکومت امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

پس از ظهور، امام زمان حضرت مهدی (عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


حضرت مهدی صاحب علم و حکمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وی نهمين امام است از نسل امام حسين علیه السلام اکنون از نظرها غايب است . ولی مطلق و خاتم اولياء و وصی اوصياء و قائد جهانی و انقلابی اکبر است . چون ظاهر شود ، به کعبه تکيه کند ، و پرچم پيامبر صلی الله علیه و آله را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احکام خدا را در سراسر گيتی جاری کند . و جهان را پر از عدل و داد و مهربانی کند . حضرت مهدی علیه السلام در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلی است و همه هستی او را فراگرفته است . مهدی علیه السلام عادل است و خجسته و پاکيزه . ذره ای از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حکومت او ، به احدی ناراحتی نرسد مگر آنجا که حد خدايی جاری گردد .


مهدی علیه السلام حق هر حقداری را بگيرد و به او بدهد . حتی اگر حق کسی زير دندان ديگری باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون کشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حکومت مهدی علیه السلام حکومت جباران و مستکبران ، و نفوذ سياسی منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مکه - قبله مسلمين - مرکز حکومت انقلابی مهدی شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ... برخی به او بگروند ، با ديگران جنگ کند ، و هيچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی ، باقی نماند و ديگر هيچ سياستی و حکومتی ، جز حکومت حقه و سياست عادله قرآنی ، در جهان جريان نيابد. (.(المهدی الموعود،ج2،ص5-7)


در زمان حکومت مهدی علیه السلام به همه مردم ، حکمت و علم بياموزند ، تا آنجا که زنان در خانه ها با کتاب خدا و سنت پيامبر صلی الله علیه و آله قضاوت کنند . (بحارالانوار،ج52،ص352)در آن روزگار ، قدرت عقلی توده ها تمرکز يابد . مهدی علیه السلام با تاييد الهی ، خردهای مردمان را به کمال رساند و فرزانگی در همگان پديد آورد ... . مهدی علیه السلام فرياد رسی است که خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد . در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتی بيمانند دست يابند .


حتی چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه های زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدی علیه السلام  رسم ستم و شبيخون و غارتگری برافتد و جنگها از ميان برود . در جهان جای ويرانی نماند ، مگر آنکه مهدی علیه السلام آنجا را آباد سازد .(المهدی الموعود،ج1،ص264-318) در قضاوتها و احکام مهدی علیه السلام و در حکومت وی ، سر سوزنی ظلم و بيداد بر کسی نرود و رنجی بر دلی ننشيند . مهدی ، عدالت را ، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه های مردمان کند و دادگری او همه جا را بگيرد . .(المهدی الموعود،ج1،ص280-284)


اولین مأموریت یاران حضرت، جنگی تمام‌عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بزرگ حضرت، در رأس همه کارها قرار دارد. یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه) در این جنگ سربازانی شجاع و فداکار در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) و گوش‌به‌فرمان آن حضرت هستند.
امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

 

قائم آل محمد (علیه‌السلام) شباهت‌هایی با پنج‌تن از پیامبران دارد ... اما شباهت او به جد خود پیامبر صلی‌الله علیه و اله) قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبر و نیز جباران و سرکشان، او با نیروی شمشیر و از (نیروی) ترس، (که در دل جباران انداخته می‌شود) مدد می‌گیرد.( کمال‌الدین و تمام النعمة، جلد 1، صفحه 327.)

 

در این روایت به دو شباهت اصلی حضرت مهدی (عجل الله فرجه) با جد بزرگوارش اشاره‌شده که یکی از آن‌ها، قیام با شمشیر و دیگری، پشتیبانی خدا از او به‌وسیله ایجاد ترس و وحشت در دل دشمنان است.

 

وحشت در دل دشمنان حق

 

 روایات فراوان دیگری در باب پشتیبانی خداوند از حضرت (عجل الله فرجه) به‌وسیله ایجاد رعب و وحشت، نیز وجود دارد و این ویژگی یکی از ویژگی‌های قیام حضرت مهدی (عجل الله فرجه) می‌باشد که مانند ویژگی انقلاب پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و اله) می‌باشد.


 در آیات متعددی از قرآن کریم، به این مسئله اشاره‌شده است که خداوند با ایجاد ترس و وحشت در دل کافران و مشرکان، به یاری پیامبر اسلام و سپاه او برخاسته و آن‌ها را بر دشمنانشان غالب ساخته است؛ مانند آیه 12 سوره انفال که می‌فرماید:


 به یادآور آن هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد، من با شمایم. مؤمنان را ثابت‌قدم بدارید که همانا من در دل کافران ترس خواهم افکند.

 

اصحاب و ياران امام زمان حضرت مهدی (عج)

 

در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

 

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20.  محمد بن شاذان نيشابورى.( معجم احاديث الامام المهدي، ج5،ص122)

 

 

 

زمامداران معاصر امام زمان حضرت مهدی (عج):

 

امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

 

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.)
2. معتمد عباسى (256 - 279ق.)
3. معتضد عباسى (279 - 289ق.)
4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.)
5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.)
6. قاهر عباسى (320 - 322ق.)
7. راضى عباسى (322 - 329ق.)
8. متقى عباسى (329 - 333ق.)(تاریخ عباسیان،ص154)

 

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى ‏كنيم:


عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(کمال الدین و تمام النعمه،ص330)


قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.

 

اعتقاد به مهدويت در دوره های گذشته

 

اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی در دينهای ديگر مانند : يهودی ، زردشتی ، مسيحی و مدعيان نبوت عموما ، و دين مقدس اسلام ، خصوصا ، به عنوان يک اصل مسلم مورد قبول همه بوده است .



اعتقاد به حضرت مهدی علیه السلام منحصر به شيعه نيست


عقيده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام فقط مربوط به شيعيان و عالم تشيع نيست ، بلکه بسياری از مذاهب اهل سنت ( مالکی ، حنفی ، شافعی و حنبلی و ... ) به اين اصل اعتقاد دارند و دانشمندان آنها ، اين موضوع را در کتابهای فراوان خود آورده اند و احاديث پيغمبر صلی الله علیه و آله را درباره مهدی علیه السلام از حديثهای متواتر و صحيح مي دانند .اما اعتقاد مهدویت در جهان بینی شیعه بسیار تاثیرگذار بوده است برای اينکه خوانندگان به اهميت وجود امام غايب در جهان بينی تشيع پی برند ، به نقل قول پروفسورهانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقاتی که با علامه طباطبائی داشته ، مي پردازيم: " به عقيده من مذهب تشيع تنها مذهبی است که رابطه هدايت الهيه را ميان خدا و خلق، برای هميشه ، نگهداشته و بطور استمرار و پيوستگی ولايت را زنده و پابر جا ميدارد ... تنها مذهب تشيع است که نبوت را با حضرت محمد - صلی الله عليه و آله و سلم- ختم شده مي داند ، ولی ولايت را که همان رابطه هدايت و تکميل مي باشد ، بعد از آنحضرت و برای هميشه زنده مي داند . رابطه ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نمايد ، بواسطه دعوتهای دينی قبل از موسی و دعوت دينی موسی و عيسی و محمد- صلوات الله عليهم - و بعد از حضرت محمد ، بواسطه ولايت جانشينان وی ( به عقيده شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتی است زنده که هرگز نظر علمی نميتواند او را از خرافات شمرده از ليست حقايق حذف نمايد ... آری تنها مذهب تشيع است که به زندگی اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است که اين حقيقت ميان عالم انسانی و الوهی ، برای هميشه ، باقی و پا برجاست " يعنی با اعتقاد به امام حی غايب.( مکتب، تشییع، سال 2 (مصاحبه استاد علامه طباطبایی با هانری کربن))

 

قرآن و حضرت مهدی علیه السلام

 

در قرآن کريم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و پيروزی نيکان بر ستمگران آياتی آمده است از جمله : " ما در زبور داوود ، پس از ذکر ( = تورات ) نوشته ايم که سرانجام ، زمين را بندگان شايسته ما ميراث برند و صاحب شوند " . حضرت امام محمد باقر علیه السلام درباره " بندگان شايسته " فرموده است : منظور اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند . و نيز : " ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين نيکی کنيم ، يعنی : آنان را پيشوايان و ميراث بران زمین سازیم.


چنانکه از آيه های " سوره قدر " بروشنی فهميده مي شود ، در هر سال شبی هست که از هزار ماه به ارزش و فضيلت برتر است .آنچه از احاديثی که در تفسير اين سوره ، و تفسير آيات آغاز سوره دخان فهميده مي شود ، اين است که فرشتگان ، در شب قدر ، مقدرات يکساله را به نزد " ولی مطلق زمان " مي آورند و به او تسليم مي دارند . در روزگار پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله محل فرشتگان در شب قدر ، آستان مصطفی علیه السلام بوده است . هنگامی که در شناخت قرآنی ، به اين نتيجه مي رسيم که " شب قدر " در هر سال هست ، بايد توجه کنيم پس " صاحب شب قدر " نيز بايد هميشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آيند ؟ پس چنانکه " قرآن کريم " تا قيامت هست و " حجت " است ، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است . " حجت " خدا در اين زمان جز حضرت ولی عصر علیه السلام کسی نيست .

 

طول عمر امام زمان علیه السلام

 

درازی عمر امام علیه السلام با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی مي دهد ، و در کتابهای تاريخی نيز افراد معمر ( دارای عمر دراز ) زياد بوده اند ، و در گذشته و حال نيز چنين کسانی بوده و هستند ، عمر زياد حضرت مهدی علیه السلام به هيچ دليلی محال نيست ، بلکه از نظر عقلی و ديد وسيع علمی و امکان واقع شدن به هيچ صورت بعيد نيست . از اينها گذشته اگر از نظر قدرت الهي ، بدان نظر کنيم ، امری ناممکن نيست . در برابر قدرت خدا - که بر هر چيز تواناست - عمرهايی مانند عمر حضرت نوح علیه السلام و عمر بيشتر از آن حضرت و يا کمتر از آن کاملا امکان دارد

 

دلایل غیبت امام مهدی علیه‌السلام چیست؟

 

 در روایات، به سبب‌های مختلفی اشاره‌شده است که می‌توان آن‌ها را به هشت دسته، تقسیم کرد:

 

اول - اجرای سنن انبیا علیهم‌السلام درباره حضرت مهدی (عج)

 

 حدیث یکم - حنان بن سدیر، از پدرش از امام صادق علیه‌السلام روایت کند که فرمود: «برای قائم ما، غیبتی است که مدت آن به طول می‌انجامد». گفتم: «ای فرزند رسول‌الله آن، برای چیست؟». فرمود: «خداوند عز و جل، می‌خواهد درباره او، سنت‌های پیامبران علیهم‌السلام را در غیبت‌هایشان جاری سازد. ای سدیر! گریزی از آن نیست که مدت غیبت‌های آن‌ها به سر آید. خداوند عزوجل فرمود: همانا، همه شما پیوسته از حالی به حال دیگر منتقل می‌شوید (انشقاق: 19); یعنی، سنت‌های پیشینیان، درباره شما هم جاری است.

 

 دوم - خدا نمی‌خواهد امام در میان قوم ستمگر باشد.

 

 حدیث یکم - مروان انباری گوید: از ابوجعفر (امام باقر علیه‌السلام) نامه‌ای رسید که نوشته بود: «همانا، خداوند، اگر ناخوش بدارد و دوست نداشته باشد که ما، در مجاورت و کنار قومی باشیم، ما را از میان آن‌ها بیرون می‌برد»
 


حدیث دوم - محمد بن فرج گوید: ابوجعفر (امام جواد علیه‌السلام) به من نوشت: «هنگامی‌که خداوند تبارک‌وتعالی، بر خلقش خشم کند، ما را از میانشان دور می‌کند.»

 

سوم - تنبیه و تنبه مردم

 

 حدیث - در حدیث محمد بن الفرج: «خشم خدا، به جهت تنبیه و تنبه مردم است تا قدرشناس باشند.»(معجم احادیث المهدی،ج3،ص220)

چهارم - امتحان مردم

 

 حدیث - زرارة بن اعین گوید: از امام صادق شنیدم که می‌فرمود: «همانا برای قائم (پیش از آن‌که قیام کند) غیبتی است». سپس فرمود: «او، منتظری است که مردم; در ولادتش; به شک و تردید می‌افتند و بعضی می‌گویند: «زمانی که پدرش (امام حسن عسکری علیه‌السلام) رحلت کرد، فرزندی برای او نبود» و بعضی گویند: «دو سال قبل از وفات پدرش; متولدشده است»; زیرا خداوند عزوجل، محققا، امتحان خلقش را دوست می‌دارد و در آن هنگام، باطل جویان، شک و تردید می‌کنند.». این حدیث و احادیث دیگر وجه غیبت را، امتحان مردم دانسته که مطابق با آیات خداوند و تعلیمات دینی است. (رک : بحار، ج 52، ص 113)

 

پنجم - خوف و ترس از قتل

 

 حدیث یکم - ابان و دیگران، از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کنند که رسول‌الله صلی‌الله علیه و اله فرمود: «گریزی از غیبت برای غلام و پسر خردسال (اشاره به امام مهدی (عج)) نیست». عرض کردند: «یا رسول‌الله! برای چه غیبت می‌کند؟». فرمود: «می‌ترسد او را بکشند.»


 حدیث دوم - زراره گوید: از ابوجعفر (امام باقر علیه‌السلام) شنیدم که می‌فرمود: «همانا برای قائم ما (حضرت مهدی علیه‌السلام) قبل از ظهورش، غیبتی است». گفتم: «برای چه؟ فرمود: «می‌ترسد - و با دست به شکمش اشاره کرد -». زراره گوید: «مقصود، قتل است می‌ترسد او را بکشند.


در کتاب غیبت نعمانی این حدیث، به طریق دیگر، از «زراره» از امام صادق علیه‌السلام نقل‌شده است و نیز احادیث زیادی در ارتباط با این وجه وجود دارد؛ و در این مرحله صرفاً، به معرفی وجوه مختلف علت غیبت می‌پردازیم.

 

ششم - امام زمان عجل الله تحت بیعت هیچ حاکمی نباشد

 

 حدیث یکم - الطبرسی عن الکلینی، عن اسحاق بن یعقوب، انه ورد علیه من الناحیة المقدسة علی ید محمد بن عثمان: «و اما علة ما وقع من الغیبة. فان الله عزوجل یقول: یا ای‌ها الذین امنوا لا تسالوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم انه لم یکن احد من آبائی الا وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه وانی اخرج حین اخرج ولابیعة لاحد من الطواغیت فی عنقی...»


 طبرسی در کتاب احتجاج از ثقة الاسلام کلینی «ره» و ایشان نیز از اسحاق بن یعقوب نقل می‌کند که این مطلب از ناحیه مقدس امام عصر (عج) به‌واسطه علی بن محمد بن عثمان وارد شد: «و اما علت وقوع غیبت، این است که خداوند عزوجل می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار شود، شمارا ناراحت می‌کند». بر گردن همه پدرانم، بیعت سرکشان زمانه بود، اما وقتی‌که من خروج کنم، بیعت هیچ ظالم سرکشی بر گردن من نیست.


 حدیث دوم - محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن الحسین بن سعید، عن ابن ابی عمیر، عن هشام بن سالم، عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: یقوم القائم ولیس لاحد فی عنقه عهد ولاعقد ولا بیعة.


 هشام ابن سالم از امام صادق علیه‌السلام نقل کند که امام فرمود: «قائم، قیام می‌کند درحالی‌که پیمان و قرارداد و بیعت هیچ‌کس در گردنش نیست»


این وجه، در احادیث زیادی مطرح گردیده است، به‌طوری‌که شیخ صدوق در کمال‌الدین باب چهل چهار (علة الغیبة) یازده حدیث را نقل کرده که پنج حدیث نخست را (از شماره 1 تا 5) اختصاص به این وجه قرارداده است.

 

هفتم - خالی شدن صلب‌های کافران از مؤمنان

 

حدیث یکم - ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عبدالله بن عامر، عن ابن ابی عمیر، عمن ذکره، عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: قلت له: «ما بال امیرالمؤمنین علیه‌السلام لم یقاتل مخالفیه فی الاول؟». قال: «لایة فی کتاب الله عزوجل «لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا الیما»». قال: قلت: «وما یعنی بتزایلهم؟.»


 
قال: «ودائع مؤمنین فی اصلاب قوم کافرین، وکذالک القائم علیه‌السلام، لن یظهر ابداً حتی تخرج ودایع الله عزوجل، فاذا خرجت ظهر علی من ظهر من اعداء الله عزوجل جلاله، فقتلهم.»


ابن ابی عمیر، از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که از اباعبدالله (امام صادق علیه‌السلام) پرسیدم: «چرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ابتدای امر، با مخالفان خود کارزار و جنگ نکرده؟». فرمود: به جهت آیه‌ای که در کتاب خداوند عزوجل بوده: «اگر مؤمنان و کفاردر مکه از هم جدا می‌شدند، همانا کافران را عذاب دردناکی می‌کردیم.» گوید: گفتم: مقصود از «تزایلهم (جدا شدن) چیست؟». فرمود: مقصود نطفه‌های مؤمنانی است که در صلب‌های کافران به ودیعت گذاشته‌شده‌اند.  (اثبات الهداة، ج 7، ص 105.)


 همین‌طور قائم هم مادامی‌که ودایع خداوند عزوجل آشکارنشده، ظهور نخواهد کرد. پس وقتی مؤمنان از صلب‌های کافران، آشکار شدند، او نیز ظهور می‌کند و بر دشمنان خداوند عزوجل غلبه یافته و آنان را می‌کشد.


 شیخ صدوق، در کتاب علل الشرایع این روایت را به سند دیگر از ابراهیم کرخی، از امام صادق علیه‌السلام نقل کرده است.

 

هشتم - سر غیبت معلوم نیست و فقط خدا می‌داند

 

 حدیث - عبدالله بن فضل هاشمی گوید: از امام صادق جعفر بن محمد علیهم‌السلام شنیدم که می‌فرمود: «همانا صاحب این امر را غیبتی است که ناچار از آن است؛ و هر باطل جویی، در آن، به شک می‌افتد»


 گفتم: «فدایت شوم! برای چه؟». فرمود: «به جهت امری که به ما اجازه نداده‌اند آن را بر شما آشکارسازیم». عرض کردم: «چه حکمتی در غیبت او است؟». فرمود: حکمت غیبت او، همان حکمتی است که در غیبت حجت‌های الهی پیش از او بوده است. وجه حکمت غیبت او پس از ظهورش آشکار گردد، همچنآن‌که وجه حکمت کارهای حضرت خضر علیه‌السلام - از شکستن کشتی و کشتن پسربچه و به پا داشتن دیوار بر موسی علیه‌السلام روشن نبود تا آن‌که وقت جدایی فرارسید. (بحار، ج 52، ص 91.)              

                              

     ای پسر فضل! این، امری از امور الهی و سری از اسرار خدا و غیبی از غیب‌های پروردگار است و چون دانستیم که خداوند، عزوجل، حکیم است، تصدیق می‌کنیم که تمام‌کارهای او حکیمانه است هرچند وجه و علت آن برای ما آشکار نباشد.


در کتاب الغیبه شیخ طوسی و در طی توقیعاتی که در این کتاب جمع آوری شده است  درباره ضرورت غیبت و لزوم مخفی ماندن آن حضرت از چشم ستمکاران مطالبی جمع آوری شده است.

 

انتظار ظهور قائم علیه السلام

 

انتظار حالتی است که هر انسانی با آن آشنا است و می‌توان گفت: زندگی بدون انتظار بی‌معناست. آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی در کتاب ارزشمند «مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم می‌نویسد: «انتظار کیفیتی روحی است که موجب به وجود آمدن حالت آمادگی می‌شود برای آنچه انتظار دارند... و انسان منتظر تا بدانجا می‌رسد که از خود بی‌خود می‌شود و دردها و سختی‌های دردآور و مشکلات وحشت‌انگیز خود را در راه کسی که انتظارش را می‌کشد حس نمی کند.


به طور کلی انتظار یک مفهوم فراگیر است که در همه‌ی دوره‌های تاریخ انسان وجود داشته و دارد؛ و هر انسانی که در زندگی خود هدفمند باشد دارای خصلت انتظار است. پس طبیعی است که در عصر غیبت، انتظار انسان تشدید یابد؛ هم امام عجل الله تعالی فرجه الشریف و هم امت، انتظار می‌کشند؛ هر دو در انتظار «فرج و ظهور» بسر می‌برند. در برخی از احادیث انتظار فرج بهترین کارها خوانده شده است.


بر خلاف آنان که پنداشته اند انتظار ظهور يعنی دست روی دست گذاشتن و از حرکتهاي اصلاحی جامعه کنار رفتن و فقط " گليم " خود را از آب بيرون بردن ، و به جريانات اسلام دينی و اجتماعی بي تفاوت ماندن ، هرگز چنين پنداری درست نيست ... بر عکس ، انتظار يعنی در طلب عدالت و آزادگی و آزادی فعالیت کردن ، و در نپذيرفتن ظلم و باطل و بردگی و ذلت و خواری مقاومت کردن و در برابر هر ناحقی و ستمی و ستمگری ايستادن است . " مجاهدات خستگی ناپذير و " فوران های خونين شيعه " در طول تاريخ ، گواه اين است که در مکتب ، هيچ سازشی و سستی راه ندارد .


شيعه در حوزه " انتظار " يعنی ، انتظار غلبه حق بر باطل ، و غلبه داد بر بيداد ، و غلبه علم بر جهل ، و غلبه تقوا بر گناه ، همواره آمادگی خود را برای مشارکت در نهضتهای پاک و مقدس تجديد مي نمايد ، و با ياد تاريخ سراسر خون و حماسه سربازان فداکار تشيع ، مشعل خونين مبارزات عظيم را بر سر دست حمل مي کند " . اينکه به شيعه دستور داده اند که به عنوان " منتظر " هميشه سلاح خود را آماده داشته باشد ، و با ياد کردن نام " قائم آل محمد صلی الله علیه و آله " قيام کند ناشی از همين آمادگی است . ناشی از همين قيام و اقدام است .


خورشید پشت ابر!


خواص شیعیان که به محضر امام زمان (عجل الله) شرفیاب می شوند و از نور هدایت او بهره می گیرند خود واسطه های انتقال فیض وجود امام (عجل الله) به سایر مردم هستند. بدین ترتیب حضرت قائم (عجل الله) در دوران غیبت نیز عهده دار وظایف امامت بوده و امت از فیض وجود وی بهره مند می گردند هر چند این بهره مندی در مقایسه با دوران ظهور امام (عجل الله) محدودتر است. امام در دوران غیبت در روایات تشبیه به خورشید پشت ابر شده است که بر زمین می تابد و زمین از نورش ولو پشت ابر بهره مند می گردد. جابربن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسید: آیا شیعه در دوران غیبت از وجود قائم (عجل الله) منتفع می گردد؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: أی والذی بعثنی بالنبوة إنهم لینتعغون به ویستضیئون بنور ولایتة فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و إن جلّتها السّحاب، آری سوگند به کسی که مرا به نبوت برانگیخت شیعیان در دوران غیبت به وجود قائم (عجل الله) منتفع و از نور ولایتش بهره مند می شوند آن گونه که مردم از خورشید بهره می برند هر چند که ابر آن را پوشانده باشد.


غایب بودن ولی عصر (عجل الله) به این معناست که عموم مردم حضرت ولی عصر (عجل الله) را نمی شناسند و از هویت او آگاهی ندارند. گرچه در همین میان نیز برخی از شیعیان خالص حضرت را می شناسند و با او مراوده و ارتباط دارند. بنابراین امام با حضور خویش در میان مردم منشأ آثار و برکات فراوانی می گردد هر چند عموم مردم از تشخیص آن ناتوان باشند.

 

سابقه ی غیبت اولیای الهی!

 

باید دانست که برخی از انیباء و اولیای الهی نیز برای مدتی کوتاه یا طولانی از دسترس مردم به دور و در حال غیبت به سربرده اند در حالی که همچنان منصب نبوت آنان تداوم داشته است. برای مثال موسی علیه السلام برای مدت چهل روز از بنی اسرائیل غایب شد. همچنین حضرت یونس علیه السلام نیز برای مدتی در شکم ماهی گرفتار آمد ولی در هر حال پس از دوران غیبت دوباره به سوی امت خویش بازگشته و عهده دار منصب نبوت و هدایتگری مردم بودند.


از این رو غیبت به تنهایی دلیل عزل امام یا نبی از منصب الهی خویش نمی تواند باشد.

 

  • «اِتَّقُوااللّهُ وسَلِّمُوا لَنا، ورُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ كَما كانَ مِنَّا الاْیراُ، ولا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْكُمْ».( إكمال الدّین، ج 2، ص 510.)

     

  • از خدا بترسید و تسلیم ما باشید و امور خود را به ما واگذار كنید، چون وظیفه ما است كه شما را بى‌نیاز و سیراب نمائیم همان طورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما می‌‌باشد و سعى نمائید به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است، نباشید.

     

  • «انَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ اءهْلى وَشیعَتى»( دعوات راوندى، ص 207، ح 563)

     

  • من آخرین وصی پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه‌ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.

     

  • «یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ، لَهَلَكَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَةِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ».( مستدرك الوسایل، ج 5، ص 247، ح 5795.)

     

  • ای پسر مهزیار: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هر كس  روى زمین بود هلاك می‌‌گردید، مگر آن شیعیان خاصى كه گفتارشان با كردارشان یكى است.

 

 

 

اضافه کردن نظر




 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا