اباعبدالله (علیه السلام) و تغییر مفهوم شادی

 

شادی، مفهوم مهمی در زندگی انسان است و یکی از ارکان سلامت محسوب می‌شود. صاحبان فکر باید در این باره اندیشیده باشند و مانند همه امور مهم دیگر، این موضوع نیز دستخوش آراء گوناگون و رویکردهای افراط و تفریط گونه گردیده باشد. درباره اهمیت و لزوم شادی نیازی به سخن نیست. آنچه مهم است آن است که بدانیم شادی چیست و آیا در طرز فکر انسان ها تغییری نسبت به شادی ایجاد شده است یا خیر؟

 

 

تفکر قدیمیان نسبت به شادی

 

 

قرآن کریم، آنجا که می‌خواهد نگاه مردم آن دوران را به ما نشان دهد، کلمه "فرِح" را درباره قارون به کار می‌برد که از هم قبیله‌های ثروتمند موسی علیه السلام (بنی اسرائیل) بود که در سلطه ذلیل کننده فرعون زندگی می‌کردند؛ اما به خیرخواهی‌های موسی علیه السلام بی‌توجهی می‌کرد و اموالش را حاصل علم و حسابگری خودش می‌دانست و آن را انفاق نمی‌کرد و سرانجام هم به چنان وضعیتی هلاک گشت که شیفتگان او گفتند خوب شد ما مثل قارون نبودیم. مردم به قارون می‌گفتند که شادمانی نکن که خدا شادمانان را دوست نمی‌دارد:

 

 

«إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحینَ» (1)

 

بنابراین می‌آموزیم که در نظر مردم هم قبیله او، شاد بودن دائمی، کار بدی است و خدا افراد شاد را دوست نمی‌دارد.

 

 

قرآن کریم، آنگاه که می‌خواهد در دوران ما درباره شهداء سخن بگوید، همین کلمه "فرح" را به کار می‌برد. به عبارت دیگر، شاد بودن دائمی در نگاه قرآن نه تنها ناپسند نیست، بلکه صفت شهداء می‌باشد. تفاوت آنجاست که این شادی مربوط به اموری است که خدا به آنها داده است:

 

 

«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» (2)

 

تغییر نگاه به شادی

 

از اینجا متوجه می‌شویم که قرآن کریم اساسا به دنبال تغییر نگاه ماست. در اسلام ما به حذف شادی از زندگی امر نشده‌ایم، بلکه به عکس به دنبال دائمی کردن شادی در زندگی هستیم و این شادی نگاهش به خدا و درستی هاست نه به خود و نفسانیات.

 

دینِ درست، دین شادی بخش

 

منظور از دین نحوه زندگی کردن است. ما باید به گونه‌ای زندگی کنیم که همواره شاد باشیم و این شادی نه فقط در ظاهر، بلکه در باطن و جان ما نفوذ کرده باشد و با گذشت زمان از بین نرود. زندگی مومنانه، از اساس فاقد گره‌هایی است که دیگران را به ناشادی می‌کشاند.

 

قرآن کریم آنجا که صفات مومنان را بیان می‌کند، قبل از هر چیز سخن از "فلاح" می‌گوید.

 

مرحوم مصطفوی معنای اصلی این کلمه را نجات از شرها و رسیدن به خیر و تناسب دانسته‌ و کلمه فارسی "پیروزی" را معادل آن قرار داده است.(3) مجمع البحرین نیز آن را عبارت از رسیدن به خواسته ها و خلاصی از عذاب خدا و بقا بر دوام رحمت خدا معنا نموده است. به کشاورزی که زمین را برای کاشتن دانه می‌شکافد نیز "فلاح" می‌گویند؛ بنابراین فلاح یعنی شکفتگی و باز شدن.

 

امام حسین

مومنان حقیقی، در روحیه و طرز فکر و زندگی، باز هستند و گره ندارند؛ گرچه در زندگی ممکن است با مشکلات فراوانی نیز دست و پنجه نرم کنند.

 

لذتی که مفلحان دارند، نشانه‌ای است از اینکه از عذاب الهی به دورند و در رحمت خدا مستقر می‌باشند. بنابراین ندای "حی علی الفلاح" یعنی ای مردم بیایید آسوده و پر از لذت شوید. همچنانکه نقل است که پیامبر صلی الله علیه و آله در حال انتظار برای نماز به بلال می‌فرمودند: ای بلال ما را راحت کن(4) (یعنی اذان بگو تا نماز بخوانیم و لذت ببریم و راحت شویم)

 

نشاط داشتن یکی از یکی از ویژگی های متقیان است، آنگونه که امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید نشاط دائمی آنها در امور مربوط به هدایت است. به عبارت دیگر حوصله دارند که هر چه درست و خداپسند است، انجام دهند و دچار سستی و بی حالی نیستند و در روحیه،‌ کم نمی‌آورند. ظاهر شدن شادی در چهره مومنان(5)، جلوه‌ای از نعمت های دائمی آخرت است که اثرات آن در دنیا نیز برای مومنان وجود دارد؛ زیرا دنیا و آخرت به یکدیگر پیوسته و در هم موثرند.

 

دیگر رقص و پایکوبی شادی نیست

 

بعد از ظهور پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از شهادت امام حسین علیه السلام دیگر رقص و پایکوبی نشانه شادی نیست، بلکه نمایشی ظاهری، موقتی، مصنوعی و بی‌ریشه از شادی است. شادی، حالتی دائمی است که سراسر وجود انسان را فرا می‌گیرد و بدون نیاز به نمایش های بیرونی او را از گره‌ها رهایی می‌بخشد.

امام حسین علیه السلام آنچه را که به صورت نظری در قرآن بیان شده است، در عمل به ما نشان داده‌اند. آن کسی که حالات ایشان را در روز عاشوراء برای ما گزارش کرده است، می‌گوید که هرچه ایشان به شهادت نزدیک تر می‌شد (و به نظر ما هر چه کارش مشکل تر و مصیبت هایش بیشتر می‌شد) سرخی چهره او بیشتر می‌گردید. حتی می‌گوید: چشمم كه به آن سر بریده افتاد، بشاشت و روشنى چهره‏اش‏ آن چنان مرا گرفت كه كشته شدنش را فراموش كردم.(6)

شهید بودن امام حسین علیه السلام، در کنار یادآور بودن مصیبت های ایشان،‌ باید ما را به یاد لذت های ایشان نیز بیندازد زیرا می‌دانیم که شهید به نور خدا نظر می‌کند(7) و این امری بسیار لذتبخش است و در همان روایت می‌خوانیم که نظر به وجه خدا راحت کننده هرکسی است که در رتبه انبیاء و شهیدان الهی باشد.

 

محکی برای راه زندگی

 

شاد بودن درونی و رها بودن از گره‌ها محک خوبی است که می‌توانیم برای شناخت راه زندگی به کار ببریم. آیا از زندگی لذت می‌بریم؟ آیا همیشه برای هدایت نشاط داریم؟ زندگیمان با معنی و روشن است؟ احساس گره یا ابهام در زندگی نداریم؟ اینها بخشی از تأملاتی است که می‌توانیم با آن بفهمیم که به چه حد به شادی مومنانه و حضرت اباعبدالله علیه السلام نزدیک هستیم و اگر چنین نیستیم،‌ ضروری است که بیندیشیم که اشکال از کجاست. طرز فکرهای غلط مان را با قرآن و راهنمایی اهل بیت علیهم السلام باید اصلاح کنیم و ضعف عملکردمان را با همت.

 

پی نوشت:

1-      قصص، 76

2-      آل عمران، 170

3-      التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ماده فلح.

4-      ارحنا یا بلال (مفتاح الفلاح، 182)

5-      المومن بشره فی وجهه (کافی، ج2، ص226)

6-      مجموعه‏ آثاراستاد مطهرى، ج‏17، ص116

7-      ینظر الی وجه الله (وسائل الشیعه، ج15، ص 16)

 

 

 

 

اضافه کردن نظر




 

 

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به موسسه قرآن و عترت پیامبر اعظم (ص) - ساری می باشد.
طراحی و اجرا : گروه نرم افزاری یکان پرداز آسیا