وقتی که انفاق کردن ویژه و ممتاز می شود!

سوره هل اتی، اهل بیت

 

قرآن کریم دو مرتبه بر نبی مکرم اسلام نازل شد، که اولین بار به صورت دفعی و یکجا و برای بار دوم به صورت تدریجی و در مدت بیست وسه سال بر پیامبر نازل شد. در نزول تدریجی ،آیات قرآن طی جریانات مختلفی نازل می شد و مسیر پیش روی مسلمین را روشن می ساخت. گاهی به مسلمین دلگرمی می داد و گاهی آنها را از سقوط در دره های هلاکت برحذر می داشت. گاهی پرده از چهره ی منافقین برداشته و گاهی بهترین خلق خدا را در میان مسلمین برای آنها بیان می کرد تا آنها نیز قدم در مسیری که این برگزیدگان برداشته اند، بردارند.


مقربترین افراد به خداوند متعال در میان مسلمین، پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) هستند. آنها که در مقام و منزلتشان آیات متعددی نازل شده است؛ آیه ولایت، تطهیر، نجوی، اطعام و... را می توان از جمله این آیات برشمرد. آیاتی که با وجود مستندات فراوان و قطعی بر نزولشان در شأن اهل بیت باز هم عده ای از روی تعصب و عداوت با آن مخالفت کرده و با القای شبهات بی پایه و اساس در صدد تخریب مستندات آن برآمده اند.

 

سوره هل اتی در شأن اهل بیت

 

سوره انسان یا (هل اتی) از جمله سوری است که عده ای بر سر مدنی بودن آن و اینکه در شأن حضرات معصومین نازل شده جنجال زیادی بر پا کرده و این دسته از روایات را جعلی دانسته و آن را به اجماع مسلمین نسبت می دهند.


اولا آنها مخالفت خود را ریشه ای مطرح کرده و از اصل منکر مدنی بودن آن شدند چرا که تنها در صورتی این آیه در شأن اهل بیت خواهد بود که مدنی باشد و از آنجا که  واقعه اطعام اسیر در مدینه اتقاق افتاده در صورت اثبات مکی بودن آن از اساس ادعای طرف مقابل باطل می شود در حالی که باید بدانند که جناب طبرسی مدنی بودن این سوره را مورد اتفاق اهل تفسیر دانسته و برای اثبات مدنی بودن تمام سوره روایات ترتیب نزول را با سندهای معتبر آورده است که همه آنها اتفاق نظر بر مدنی بودن این سوره دارند.


ثانیا به اسناد اینگونه روایات اشکال گرفته اند که باید در جوابشان بگوییم آنقدر روایات متعددی از طرق عامه و خاصه در این باره آمده که به حد تواتر معنوی رسیده است و نمی توان خدشه ای در اصل آن وارد ساخت.


در رابطه با شأن نزول این سوره سه دسته روایت وارد شده است:


1. برخی روایات تنها به این پرداخته اند که این آیات در وصف اهل بیت نازل شده که مسکین و یتیم و اسیر را برخود مقدم داشتند و افطارشان را ایشان دادند.


2. دسته ی دوم اشاره به بخشش حلوایی دارد که برای افطار پخته شده بود ولی آن را در یک شب به مسکین، یتیم و اسیر دادند.

 

3. دسته سوم مطالب بیشتری را نقل کرده اند که جای نقد و بررسی دارد همچون قرض گرفتن حضرت امیر از یهودی و سه روز با آب افطار کردن و...


 از آنجا که بیان و بررسی هر سه دسته از روایات از حدود این مقاله خارج است تنها به ذکر یک روایت از دسته دوم که علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به نقل تفسیر قمی آورده اند اکتفا می کنیم: در تفسیر قمى از پدرش از عبداللَّه بن میمون از امام صادق (علیه السلام) روایت كرده كه فرمود: نزد فاطمه (سلام الله علیها) مقدارى جو بود، با آن عصیده اى درست كرد، (غذایى است كه جو را با روغن آغشته نموده و سپس مى پزند (نوعی حلوا)) همین كه آن را پختند و پیش روى خود نهادند تا تناول كنند، مسكینى آمد و گفت خدا رحمتتان كند مسكینى هستم، على (علیه السلام) برخاست و یك سوم آن طعام را به سائل داد. چیزى نگذشت كه یتیمى آمد و گفت: خدا رحمتتان كند، باز على برخاست و یك سوم دیگر را به یتیم داد. پس از لحظه اى اسیرى آمد و گفت خدا رحمتتان كند باز على (علیه السلام) ثلث آخر را هم به او داد، و آن شب حتى طعم آن غذا را نچشیدند، و خداى تعالى این آیات را در شان ایشان نازل كرد، و این آیات در مورد هر مومنى كه در راه خدا چنین كند جارى است . (ترجمه تفسیر المیزان، ج 20، ص: 214)


از این روایت چند نکته استفاده می شود:


1. در صدر اسلام عده ی زیادی روزه دار بودند و افرادی بودند که انفاق می کردند ولی تنها در وصف این چند نفر آیه نازل می شود و این نشان می دهد که هر عبادتی (چه روزه، چه انفاق) درجات دارد و باید سعی کرد همچون این بزرگواران عبادت کرد.


2. انفاق در هر شرایطی خوب است ولی آن وقت ویژه و ممتاز می شود که اولا بهترین باشد (همانطور که حضرت امیر بهترین غذای سرسفره افطار که حلوا باشد را به مسکین و یتیم و فقیر می دهد) و ثانیا خود شخص بسیار علاقه به آن داشته باشد ولی تمامش را به دیگری بدهد.(چه شخصی مشتاق تر به حلوای تازه از شخص روزه دار!)

 

 

 

 

اضافه کردن نظر