آیا پیامبر چیزی به ارث نمی گذارد؟!

 از موارد اختلاف اساسى میان شیعه و اهل سنت، قضیه ارث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و همچنین قضیه فدك است كه آیا متعلق به حضرت زهرا (سلام الله علیها) است و توسط خلیفه اول و دوم مصادره گردید و یا این كه مطابق حدیث مذكور به عنوان صدقه به بیت المال منتقل گردید و متعلق به تمام مسلمانان بود؟

 
 
 
ارثیه، فدک،
 

 

الف: می دانیم که اولین کسی که در مورد فدک، قضیه ارث به جای نگذاشتن پیامبر را مطرح ساخت، خلیفه اول بود. از نكات جالب در این جریان مخالفت های عملی خود خلیفه اول با حدیث خود است كه در ذیل به چند مورد از آنها اشاره می نماییم:

 

1. نوشتن نامه فدک

 

نخستین كسى كه با محتواى این حدیث به شكل عملى مخالفت كرد، شخص خلیفه اول بود؛ زیرا وى پس از درخواست حضرت زهرا(سلام الله علیها) نامه اى مبنى بر باز پس گیرى فدک براى آن حضرت نوشت:


خلیفه اول نامه اى براى تحویل دادن فدك به فاطمه نوشته بود، خلیفه دوم وارد شد، گفت: این چیست؟ خلیفه اول گفت: نامه اى است براى فاطمه تا میراث پدرش را به وى تحویل دهند، خلیفه دوم گفت: پس چه چیزى بین مسلمین تقسیم خواهى كرد، این قوم به جنگ تو خواهند آمد؟ سپس نامه را گرفت و پاره كرد(1).

 

2. بازگرداندن عصا، كفش و مركب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امیر مؤمنان(علیه السلام)

 

اقدام دیگری كه از او درخور دقت است این است كه خلیفه اول پس از آن كه اموال پیامبر را تصاحب كرد، برخى از اموال شخصى آن حضرت را به امیر مؤمنان(علیه السلام) بازگرداند:


مركب و وسایل پیامبر، هشام كلبی از عوانه روایت نموده كه خلیفه اول مركب سوارى، عصا و كفشهاى رسول خدا را به علی بازگرداند و گفت: غیر از اینها صدقه است.(2) اگر ماتَرك (آنچه باقی مانده است) رسول الله (صلی الله علیه و آله) صدقه است؛ نباید فرقى بین زمین و خانه و وسائل شخصى نباشد.

 

ب: مخالفت خلیفه دوم با حدیث ارث

 

علاوه بر خود خلیفه اول، خلیفه دوم نیز مخالفت های خود را با این حدیث ابراز نموده است كه به چند مورد از آنها اشاره می كنیم:

 

1.  بازگرداندن صدقات مدینه

 

صدقات مدینه جز اموال پیامبر(صلی الله علیه و آله) مورد مطالبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود: ام المومنین عائشه مى گوید: فاطمه علیهاالسلام شخصى را نزد خلیفه اول فرستاد تا میراث پیامبر را از فیء و صدقات مدینه و فدك و آنچه كه از خمس خیبر باقى مانده بود مطالبه نماید.(3) اما خلیفه اول، با استدلال به حدیثش از پرداخت آن به فاطمه (سلام الله علیها) ممانعت به عمل آورد، ولی در مقابل خلیفه دوم، در زمان روی كارآمدنش، آنها را به امیرمؤمنان (علیه السلام) و عباس بازگرداند.


بخاری در این باره می نویسد: اما صدقات پیامبر را كه در مدینه بود، خلیفه دوم به علی و عباس بازگرداند.(4)

 

بنا به نقل و اعتراف بخارى، خلیفه دوم صدقات مدینه را به علی و عباس تحویل داد، در صورتى كه خلیفه اول مطالبه حضرت زهرا(صلی الله علیه و آله) به حدیثش: ما انبیاء میراث نمى گذاریم؛ بلكه صدقه است، استدلال مى كرد تا او را از حق مسلمش محروم كند؛ اما پس از گذشت زمانی نه چندان دور، همان صدقات به وارثان تعلق مى گیرد، آیا حكم الهى تغییر كرده بود و یا موانع بر طرف شده بود؟

 

2.   بازگرداندن فدک به وارثان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)

 

اقدام دیگری كه جای دقت دارد، بازگرداندن فدك، توسط خلیفه دوم ، یعنی همان كسی كه نامه فدك را پاره نمود .


حموی در این رابطه می نویسد:

 

فدک روستائى است در حجاز كه فاصله آن تا مدینه دو یا سه روز راه است، این روستا در سال هفتم از هجرت هنگامى كه خیبر فتح شد مردم ساكن فدك افرادى را نزد رسول خدا فرستادند تا با آنان مصالحه نماید و جنگ و ستیز نباشد، و پیشنهاد كردند كه نصف از محصول و دارائى را به پردازند، رسول خدا قبول فرمود، پس فدك بدون جنگ تسلیم شد و این سرزمین كه آب فراوان و نخلستان هاى زیادى دارد مختص رسول خدا است و این همان فدكى است كه فاطمه فرمود: رسول خدا آن را به من بخشیده است. سپس خلیفه اول از فاطمه شاهد خواست كه داستانى دارد. خلیفه دوم پس از آن كه به خلافت رسید و كشورگشائى هایی نمود و وضعیت مالی مسلمین بهبود یافت، خلیفه دوم تصمیم گرفت تا فدك را به وارثان باز گرداند.(5) اگر وارثان، پس از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله) سهمى و حقى نداشته اند، و پیامبران ارث نمی گذارند، چطور مى شود كه در زمان فراوانى ثروت و كشورگشائى، پیامبران ارث می گذارند؟

 

فدک

 

 

ج:   مخالفت خلیفه سوم با این حدیث

 

خلیفه سوم نیز پس از سر كار آمدن، اقداماتی انجام داد، كه در مخالفت آشكار با حدیث خلیفه اول بود، از جمله:

 

بخشش كامل فدک به مروان

 

خلیفه اول به این دلیل فدک را به فاطمه (سلام الله علیها) برنگرداند، كه هر آنچه از پیامبر باقی مانده، صدقه است در حالی كه خلیفه سوم همه آن را به مروان بخشید.


از ایرادها و عیوبى كه مردم به خلیفه سوم نسبت مى داده اند این بود كه او طرد شده و تبعید شده به دستور پیامبر یعنى حكم بن ابوالعاص را با اینكه خلیفه اول و خلیفه دوم به او پناه ندادند، پناه داد و صد هزار درهم از بیت المال نیز به وى بخشید، ابوذر را به ربذه تبعید كرد، عامر بن عبد قیس را از بصره به شام فرستاد، عبدالله بن خالد بن اسید از وى تقاضایى كرد، چهار صد هزار به وى داد،... و فدك را كه صدقه رسول خدا بود به مروان بخشید.(6)


خلیفه سوم دقیقا در این تصمیم با روش دو خلیفه پیشین مخالفت كرده و با عملش ثابت مى كند كه این اعمال نه تنها بر اساس ملاك شرعى و عقلى نبوده بلكه جانبدارانه و هدفمند بوده است.


نتیجه آنکه می بینیم در میدان عمل حق مسلم حضرت زهرا سلام الله علیها به ایشان بازگردانده نشد اما بصورت عملی نیز با آن چه که در ابتدا در مورد فدک، حدیث عدم به ارث گذاشتن پیامبر بیان گردید، زیر سوال رفته است!

 


پی نوشت ها:


(1).الحلبی، علی بن برهان الدین (متوفای1044ه )، السیرة الحلبیة فی سیرة الأمین المأمون، ج 3، ص 488، ناشر: دار المعرفة - بیروت ٓ 1400.


(2).الماوردی البصری الشافعی، علی بن محمد بن حبیب (متوفای450ه )، الأحكام السلطانیة والولایات الدینیة، ج 1، ص 193، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت - 1405ه - 1985م


(3).البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256ه )، صحیح البخاری، ج 3، ص 1360، ح3508، كتاب فضائل الصحابة، بَاب مَنَاقِبِ قَرَابَةِ رسول اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَمَنْقَبَةِ فَاطِمَةَ علیها السَّلَام، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.


(4).البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای256ه )، صحیح البخاری، ج 3، ص 1126، ح2926، أبواب الخمس، باب فَرْضِ الْخُمُسِ، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن كثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.


(5).الحموی، أبو عبد الله یاقوت بن عبد الله (متوفای626ه )، معجم البلدان، ج 4، ص 239، : ناشر: دار الفكر ٓ بیروت


(6).الأندلسی، احمد بن محمد بن عبد ربه (متوفای328ه )، العقد الفرید، ج 4، ص 267، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت / لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420ه - 1999م.

 

 

 

 

 

 

 

 

اضافه کردن نظر