اسلوب سیاست حسنی/رضوان مهدوی

 

 

رضوان مهدوی؛ فعال دینی و فرهنگی

از بدو تاریخ تاکنون، از زمانی که اجتماعات بصورت منسجمی تشکیل شد و روابط اجتماعی استقرار یافت بحث روش حکومت داری و یا بصورت عام هدایت جامعه مورد بحث کارشناسان و اندیشمندان بوده است. نظریات مختلفی نیز در این باب ارائه شده است که می­توان برای پی­گیری این نظریات به مباحث فلسفه­ی سیاسی ورود یافت. اما آنچه که به عنوان زیرمجموعه ­ی هدایت جامعه در بحث روش کنش­های سیاسی مورد توجه قرار می­گیرد رفتار انسان­های نخبه و لیدرهای جریانات فکری مختلف است که می­تواند الگویی از برای پیروان باشد. در میان نخبگان سیاسی نیز مشاهده می­شود در اتفاقات گوناگون رفتارهایی بروز می­یابد که گاه متناقص با رفتاری دیگر است و اساساً با اهداف آن جریان فکری در تضاد قرار می­گیرد به عنوان نمونه می­توان به رفتار متناقض حاکمان فرانسه اشاره کرد که از یک طرف آن کشور را مهد دموکراسی و حقوق بشر نام می­نهند اما در عین حال نقض حقوق بشر را در مورد کشف حجاب در رابطه با مسلمانان مشاهده کنیم!

در تاریخ اسلام نیز از این رفتارها نشانه­های فراوانی می­یابیم بطور مثال ادعای حاکمیت براساس قرآن و سنت توسط خلیفه دوم و در عین حال نقض آشکار قرآن و سنت در مورد حکم متعه! در این میان در سیره­های امام حسن (ع) مشاهده می­شود که ایشان درحوادث و گذرگاه­های مهم سیاسی آن زمان اسلوب مشخصی را ارائه نمودند و هیچ گاه رفتاری نداشتند که به اهداف مد نظر آسیب بزند. در این مختصر نگاشته سعی می­شود به چند اصل اساسی در رفتار سیاسی ایشان اشاره می­شود:

۱-خدا محوری و نگرش توحیدی در مورد هر فعلی: ایشان در جمله­ای که اسلوب سیاستمداری را ترسیم کردند از حقوق خداوند نام بردند که حقوق خداوند عبارتست از: آنچه را از تو خواست اجابت نمایی و از آنچه که تو را از آن نهی کرده پرهیز نمایی[۱] ، همچنین در پاسخ سلیمان بن صرد خزاعی در باب صلح با معاویه فرمودند: … و به حکم خدا عقد بستم. ۲-اتخاذ صلابت و شجاعت در مسیر اهداف: متأسفانه این امام بزرگوار به جهت انعقاد پیمان نامه صلحی که با معاویه برقرار ساختند مورد هجمه­ی مردمان حتی یاران خویش قرار گرفتند و با تعابیر بسیار زشت همچون «یا مذّل المؤمنین» از او یاد کردند در حالیکه در جای جای زندگی ایشان شجاعت موج می­زند، به طور مثال در صحنه­ی جنگ جمل که امام المتقیان (ع) پس از فرستادن محمد حنیفه، امام حسن (ع) را به جنگ فرستاند و از ایشان رزم منحصر به فردی مشاهده گشت که وصف آن را از لسان شاعران می­توان به زیبایی دریافت کرد.

در ماجرای پس از شهادت امیرالمؤمنین نیز پس از بیعت مردم و تشکیل حکومت پس از دعوت معاویه جهت بیعت با امام که نتیجه­ای جز گستاخی معاویه نداشت بدون هراس از شهادت و از دست دادن جان خویش فرمان جهاد صادر کردند و تا آخرین لحظه ممکن خموش ننشستند تا شد همچنانچه نباید می­شد… و سه ضلع زر و زور و تزویر دگربار بر سپاه مؤمنین غلبه یافت و پیمان صلح منعقد گشت. پس از صلح نیز هیچ گاه از شجاعت امام کاسته نشد، به عنوان نمونه در مجالسی که معاویه بارها ترتیب داد، او و عمر و عاص، مغیره بن ­شعبه، عتبه بن ابوسفیان، عمروبن عثمان و ولید بن عقبه را در مناظره­ها مفتضحانه رسوا می­کرد تا آنجا که از کار خویش پیشمان می­شدند و امام هیچ هراسی به خویش راه نمی­داد. [۲] ضمن آنکه در متن صلح نامه نیز نشانه­های فراوانی از اقتدار و موضع مقتدرانه امام مشاهده می­شود که اگر به درستی اجرا می­شد نتایج مفید زیادی عائد جامعه مسلمین علی الخصوص شیعیان می­گشت. ۳- مصلحت و تدبیر: نکته­ی دیگری که شاید سیاسیون از آن غافل باشند اصل تدبیر است. همانگونه که برخی در تعریف سیاست گفته­اند یعنی تدابیر امور، به لحاظ اهمیت اصل مصلحت گاهی تصمیمات سختی باید اتخاذ شود و قواعد ثانویه جایگزین گردد نظیر دفع افسد به فاسد یا حفظ امنیت، در سیره­ی امام حسن (ع)نیز اگر انعقاد صلح و عدم قیام مجدد را با اهمیت­ترین کنش سیاسی ایشان تلقی کنیم رعایت اصل مصلحت بسیار پررنگ است. در جریان صلح عده­ای لب به اعتراض می­گشودند و امام اینگونه پاسخ می­داد: الف) همانا اگر صلح نمی­کردیم یک تن از شیعیان ما  در روی زمین باقی نمی­ماند مگر اینکه کشته می­شد!! ب) آنچه من می­نگرم شما نمی­توانید بنگرید و من حفظ جان، مال امت را در این مصالحه دانستم ج) به درستی که معاویه با من در امری با دعوا کرد که مخصوص من و حق من بود من سزوار آن بودم. و او به ناحق ادعای آن را داشت، اما من مصلحت این امت و قطع فتنه را مد نظر قرار دادم.[۳]  ۴- رعایت عقد و پیمان: همانگونه که در قرآن تأکید شد، مسلمین باید به عهدهای خویش وفادار باشند= آیه ۷ سوره توبه: چگونه برای این مشرکان (پیمان شکن) نزد خدا و رسول او عهدی باشد (با اینکه عهد شکنی آنان تجربه شده است؟) مگر کسانی که در کنار مسجد الحرام با آنان پیمان بسته­اند (و به پیمانشان وفادار مانده­اند) که تا وقتی با شمار است باشند شما نیز با آنان راست باشید همانا خدا تقوا پیشگان را دوست می­دارد. امام در این مورد می­فرمایند: سخاوت و بخشندگی از ویژگی­های پسندیده مسلمان است اما وعده دادن بیماری آن است که اگر وفا نشود، سخاوت را کمرنگ می­کند و درمان آن وفای به عهد است.[۴]  امام مجتبی (ع) در برابر پیشنهاد سلیمان صرد خزاعی نیز برای نقض پیمان مقاومت کردند (البته پس از نقض پیمان توسط معاویه این کار مباح گشت)، نکته­ای که بسیاری از سیاستمداران آن را رعایت نمی­کند ۵- مشورت با پیروان: اگر رهبر سیاسی نتواند از همه­ی ظرفیت­ها کمک بگیرد و بصورت استبدادی طی طریق نماید قطعاً پیروز نخواهد بود و سلب اختیار از پیروان ایجاد استکبار خواهد نمود.

اما امام سعی می­کردند اختیار را از پیروان سلب ننمایند، در جریان درگیری با معاویه جهت اتمام حجت با یاران، خطبه­ای خواندند که بخشی از آن بدین صورت بوده است: …. اگر زندگانی خویش را
می­خواهید ما آنچه را که او می­خواهد قبول می­کنیم و بلکه چشم برخار فرو می­کنیم و زحمت را با خود حمل کنیم و اگر مرگ را بر زندگی اختیار می­کنید در راه خدا بذل جان کنیم و این داوری را از خدا بخواهیم که لشکر پاسخ دادند: ما تقیه پیشه می­کنیم و جان خود را از مهلکه نجات می­دهیم
[۵].

۶- حق نقد رهبری سیاسی: ایشان در ترسیم سیاست مداری در باب حقوق افراد زنده می­فرمایند: … و تا زمانی که ولی امر مسلمین با امت خود صادق است با او صادق باش و هنگامی که وی از راه راست منحرف شد عقیده­ات را رودرروی او اظهار کن، در سیره عملی ایشان هم به عنوان رهبر و نخبه سیاسی مشاهده می­شود که نقدها را محترمانه پاسخ می­دادند مثلاً در باب صلح خطاب به جابر می­فرماید: ای جابر ملامتن نکن!

رسول خدا را در گفتارش تصدیق کن که فرمود براستی که این فرزندم آقا و سرور است، خداوند متعال بوسیله او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح وآشتی برقرار می­کند.

قطعاً با کاوش در سیره­ی ایشان می­توان نکات ارزشمند دیگری نیز برداشت نمود که می­تواند برای همه­ی سیاسیون علی الخصوص سیاستمداران مسلمان الگویی مناسب و شایسته باشد.

امید می­رود تا با نگاه مجدد به زندگی این امام کریم قطره­ای از دریای بی­کران وجود  ایشان دریافت نمود.                                                                

                                                                                                        رضوان مهدی

                                                      به مناسبت نیمه رمضان سنه ۱۴۴۲ هـ.ق

 


[۱] موسوی المصطفی و العتر، ج ۵ ص ۱۱۹

[۲]  شفقی در مهتاب (امیر حسن محمودی) ص ۱۲۲ تا ۱۳۹

[۳] فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی ص ۳۴۱ احقاق الحق ج۱۱ ص ۲۰۳- کشف الغّمه ج ۲ ص ۱۴۶

[۴] فرهنگ سخنان امام حسن مجتبی ص ۳۹۲- نزهه الناظر ص ۷۱ ج ۶ – بحارالانوار ج ۷۵ ص ۱۱۳ ، ذیل ح ۷

[۵]  ناسخ التواریخ، شفق در مهتاب ص ۹۰ الثاقب المناقب ص ۳۰۶ ج ۱

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *