نوشتاری پیرامون فتوّت و جوانمردی/ دکتر رضا اکبرپور

فتوّت و جوانمردی از آن دسته کلماتی هستند که به خوبی در دل فرهنگ اسلامی و ایرانی ما نشسته اند و کسی نیست که با معنا، مفاهیم و مصادیق آن ها کم و بیش آشنا نباشد.
در فرهنگ مُعین از واژه ی جوانمرد به معنی کریم،سخی و بخشنده یاد شده است.بنابراین مهم ترین صفت یک جوانمرد،کرامت،سخاوت و بخشندگی اوست.علاوه بر این ها،به صاحب همّت که معنایی کاملاً معنوی و عرفانی دارد،جوانمرد گفته می شود.
جوانمردی فضیلتی انسانی و معنوی است و به سکّه ای دو روی می ماند که یک روی آن به سمت خلق است و روی دیگر آن مثل همه ی عبادات به سوی خود.پس شخص هر چه جوانمردتر باشد،به خود سود رسانده است. در زیر چتر جوانمردی، غریب و آشنا با هم جا می شوند.
کلمه ی “فِتیَه” که جمع “فَتَی” به معنی جوان شاداب است،اوّلین بار در آیه ی ۱۳ سوره ی کهف آمده است.آن جا که قرآن کریم می فرماید: ما داستان آنان را به حق برای تو بازگو می کنیم؛آن ها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایت شان افزودیم.
در تفسیر نمونه ذیل تفسیر همین آیه به نقل از برخی از محققان در باب مفهوم فتوّت آمده است که،” راسُ الفُتوّه الاِیمان” یعنی سرچشمه ی جوانمردی،ایمان است. نیز نقل است که،جوانمردی پرهیز از گناهان و به کار گرفتن فضایل است( هِیَ اجتنابُ المحارم و استعمال المکارم) تفسیر نمونه،جلد ۱۲،ص ۳۹۹
چنان که پیداست این واژه،آن چنان معنای عمیق و گسترده ای دارد که، می تواند تمامی باورها و رفتارهای دینی و انسانی ما را از صدر تا ذیل فرا بگیرد. از ایمان و باور به توحید تا خدمت بی منّت به خلق.
جوانمردی، صفتی جامعه نگر است.آن جا که در معنای نداشتن بُخل و بخشیدن مال، در صورت امکان، به کار می رود. در نامه ی ۳۱ نهج البلاغه از نامه ی امام علی ( علیه السلام) به فرزندش امام حسن( علیه السلام)، چنین می خوانیم، ” وَ اِذا وَجَدتَ مِن اَهلِ الفاقهِ مَن یَحمِلُ لَکَ زادَکَ الیَ یَومِ القیامهِ و… اگر مستمندی را دیدی که توشه ات را تا قیامت می برد و فردا که به آن نیاز داری به تو بازمی گرداند،کمک او را غنیمت بشمار و زاد و توشه ات را بر دوش او بگذار.
جوانمردی به عنوان یک فضیلت انسانی که ریشه در معرفتی توحیدی دارد در کلام و سلوک مردان حق و اهل ذوق و عرفان نیز جلوه هایی دارد.پیش تر گفتیم که گستره ی شمول معنا و مفهوم و مصادیق این واژه چندان وسیع است که از صدر و ذیل باورهای توحیدی تا خدمت بی منّت به خلق را در بر می گیرد.در حکایتی معروف که از منطق الطّیر عطّار،به عنوان یک اثر عرفانی نقل شده، آمده است که،شیخ ابوسعید در حمّام بود و از روی اتّفاق قائم یا کیسه کش حمّام مردی ناآشنای معرفت بود.این مرد در حین کیسه کشیدن، چرک پشت شیخ را تا بازوی او می آورد تا شیخ ببیند او(قایم) چه خدمتی دارد به او می کند.در همین احوال از شیخ می پرسد که جوانمردی چیست؟
بوسعید مهنه در حمام بود،/ قایمش افتاد و مرد خام بود.
شوخِ شیخ آورد تا بازوی او؛/ جمع کرد آن جمله پیش روی او.
شیخ را گفتا بگو،ای پاک جان،/ تا جوامردی چه باشد،در جهان؟
شیخ گفتا،شوخ پنهان کردنست؛/ پیش چشم خلق ناآوردنست.

در این سخن کوتاه، خواستیم به خدمت عرضه بداریم که، صفتِ فتوت و جوانمردی، صفتی انسانی و معنویِ آشنای همه است. صفتی است که عمیق ترین نوع رابطه ی میان انسان و خدا( توحید) و انسان و جامعه( انواع خدمت به خلق) را به عنوان مظاهری از بندگی،می توان در آن مشاهده کرد.

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *