حقوق اقلیت ها از نظر پیامبر اسلام و حقوق ایران

حقوق اقلیت ها از نظر پیامبر اسلام و حقوق ایران

دکتر فخرالدین اصغری آقمشهدی(استاد حقوق خصوصی دانشگاه مازندران)، تاریخ وصول:۳۱/۶/۸۶-پذیرش نهایی:۱۹/۹/۸۶

مجله: دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان » پاییز ۱۳۸۷ – شماره ۲۳ علمی-ترویجی/ISC ‏(۱۶ صفحه – از ۲۷ تا ۴۲

 

چکیده

رعایت حقوق اقلیت‌ها‌ یکی از دغدغه‌های جامعه‌ی بشری زمـان حاضر و کنوانسیون‌های مختلف بین‌المللی مورد تأکید قرار‌ گرفته است.در دین‌ اسلام‌ نیز رعـایت حقوق این‌گونه افراد مـورد تـوجه قرار گرفته است.پیامبر اسلام نه تنها تبعیض نژادی را هرگز به رسمیت نشناخته بلکه بارها بر تساوی نژادها تصریح کرده است.چنان‌که در‌ فتح مکه فرمود:«مردم از زمان آدم تا امروز مثل دنـدانه‌های شانه(مساوی)هستند. هیچ فضیلتی برای عرب بر عجم و برای سرخ بر سیاه وجود ندارد مگر به سبب تقوی».پیامبر‌ در‌ عمل نیز این‌چنین می‌کرد.به‌عنوان مثال،بلال حبشی اولین مؤذن و عـهده‌دار امـور مالی پیامبر بود.اقلیت‌های دینی نیز در پناه اسلام در انجام مراسم عبادی و حفظ آیین خود آزاد بودند‌ و هیچ‌کس‌ حق اذیت و آزار آن‌ها را نداشت. حتی پیامبر فرمود:«هرکس به انسانی که در پناه اسلام اسـت ظـلم کند روز قیامت در برابر او خواهم بود و علیه او سخن‌ خواهم‌ گفت».قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز با الهام از تعالیم اسلام و سیره نبوی بر تساوی نژادی مردم ایران(اصل ۱۹)و بر آزادی اقـلیت‌های دیـنی در انجام مراسم دینی‌ خود‌(اصل‌ ۱۳) تأکید ورزیده است.

کلیدواژه‌: یهود ،اقلیت‌های دینی ،اقلیت‌های نژادی ،نصاری

 

اقلیت‌های‌ نژادی‌،اقلیت‌های دینی،یهود،نصاری مسأله‌ی اقلیت‌ها از لحاظ تاریخی به دوران قدیم و تأسیس امپراطوری‌های بزرگ بر می‌گردد.به‌عنوان مثال،مـی‌توان بـه‌ فـرمان‌ کوروش‌ کبیر که در سال ۵۳۸ قـبل از مـیلاد‌ پسـ‌ (*

از ورود فاتحانه‌ به‌ شهر‌ بابل برای آزادی ملل در اسارت بابلی‌ها صادر شد،اشاره‌ کـرد کـه مـتن آن بر کتیبه‌ای استوانه‌ای در چهل و پنج سطر حک شـده و بـه اعلامیه کوروش معروف است‌ (حمایت‌ از‌ حقوق اقلیت‌ها در حقوق بین‌الملل/پاورقی شماره‌ی ۱).در پیمان‌ها و اعلامیه‌های مختلف‌ بین‌المللی‌‌۱نیز به مسأله‌ی حـمایت از حـقوق اقـلیت‌ها تأکید شده است که جامع‌ترین آن‌ها اعلامیه‌ی مجمع عمومی‌ سـازمان‌ ملل‌ متحد درباره‌ی حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی،دینی یا‌ زبانی‌ مصوب‌ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲(مصادف بـا آذر ۱۳۷۱) مـی‌باشد.اعـلامیه‌ی مزبور گرچه جنبه‌ی الزام‌آور برای‌ دولت‌ها‌ ندارد‌ همانند اکثر اعلامیه‌های صـادره از سـوی سازمان ملل متحد دارای تأثیر سیاسی و بین‌المللی است‌.احتمال‌ می‌رود در آینده مفاد این اعلامیه مبنایی برای تـدوین یـک کـنوانسیون بین‌المللی در‌ این‌ زمینه‌ شود.در دین مبین اسلام نیز حقوق اقلیت‌ها مورد تـوجه خـاص قـرار گرفته است‌.

شایان‌ ذکر است باتوجه به تبلیغات منفی جهان غرب علیه جهان اسـلام و دولت ایـران‌ در‌ خـصوص‌ رعایت حقوق بشر که حقوق اقلیت‌ها یکی از مصادیق آن است،بررسی موضوع از دیدگاه‌ پیامبر‌ و حـقوق مـوضوعه ایران می‌تواند تا حدود زیادی تبلیغات مزبور را خنثی کند‌.چنان‌که‌ در‌ همایش«تقویت جـهانی بـودن حـقوق بشر:دیدگاه‌های اسلامی در مورد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر»۲که‌ در‌ نوامبر‌ ۱۹۹۸(آبان ۱۳۷۷)در دفتر اروپایی سـازمان مـلل متحد در ژنو برگزار‌ شد‌ خانم رابینسون کمیسر عالی حقوق بشر در پایان همایش اظـهار داشـت:«مـن از وجود اصول و قواعد‌ بنیادین‌ اسلام در رابطه با کرامت انسانی، برقراری عدالت،حمایت از ضعیف،تعاون‌ و هـم‌بستگی‌،احـترام به دیگر فرهنگ‌ها و عقاید آگاهی پیدا‌ کردم‌…اصول‌ اسلام در رابطه با کـرامت انـسانی و هـم‌بستگی‌ اجتماعی‌ منبعی غنی برای مواجهه با بحث‌های امروزین حقوق بشر است.توجه اسلام به‌ کـرامت‌ انـسانی سـابقه‌ای دیرینه دارد و آن‌چنان‌ پویا‌ و زنده است‌ که‌ می‌تواند‌ با چالش‌های امروز حقوق مـواجهه نـماید‌.»(حقوق‌ بشر و راه‌کارهای اجرای آن/۵۹).

(۱)-پیمان پیشگیری و سرکوبی جنایت کشتار عام مصوب‌ ۹ دسامبر‌ ۱۹۴۸؛اعلامیه‌ی جهانی حقوق بـشر مـصوب‌ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۹؛اعلامیه‌ی‌ بین‌المللی‌ درباره‌ی حذف هر نوع تبعیض‌ نژادی‌ مصوب ۱۹۶۳؛پیمان بـین‌المللی مـربوط به حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۴ و پیمان بـین‌المللی‌ مـربوط‌ بـه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌ مصوب‌ ۱۹۶۶‌.

(۲)- enriching the universality‌ of‌ human rights:islamic perspectives‌ on‌ the universal declaration of human rights .

دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان » پاییز ۱۳۸۷ – شماره ۲۳ (صفحه ۲۹)

در مقاله‌ی حـاضر پس از بـیان مفهوم اقلیت‌ تنها‌ به سیره‌ی پیامبر و حقوق ایران در‌ این‌ خصوص می‌پردازیم‌:

۱-مفهوم‌ اقـلیت‌

از سـوی سازمان ملل‌ متحد و نهادهای تـخصصی آن تـلاش‌های زیادی بـرای ارائهـ‌ی تـعریف دقیق و کامل از اقلیت به عمل‌ آمـده‌ اسـت.لیکن،هیچ‌یک به نتیجه‌ای مؤثر‌ نرسیده‌ است‌.زیرا‌،تاکنون‌ توافق عام بـر‌ سـر‌ گروه‌هایی که باید در این فرضیه گـنجانیده شود،حاصل نشده اسـت.(حـمایت از حقوق اقلیت‌ها در‌ حقوق‌ بین‌الملل‌/پاورقـی شـماره ۱).نخستین اقدام در این جهت‌ یادداشت‌ دبیر‌ کل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد در تاریخ ۲۷ دسامبر ۱۹۴۹ تـحت عـنوان «تعریف و دسته‌بندی اقلیت‌ها»است کـه در مـتن آن آمـده است:«…در عمل نـمی‌توان بـه ارائه‌ی مفهومی ادبی بـرای تـعریف‌ اصطلاح اقلیت اکتفا کنیم.در این صورت می‌باید در واقع تقریبا تمامی اجتماعاتی را که در داخل کـشور زنـدگی می‌کنند از جمله خانواده‌ها،طبقات اجتماعی،گـروه‌های فـرهنگی،اشخاصی کـه بـه‌ زبـان‌های‌ محلی صحبت می‌کنند و سـایر گروه‌های مشابه«اقلیت»نامید.»گزارش‌گر ویژه‌ی کمیسیون فرعی مبارزه علیه اقدامات تبعیضی و حمایت از اقلیت‌ها وابـسته بـه کمیسیون حقوق بشر در سال ۱۹۷۲ طی گـزارش‌ نـهایی‌ خـود اصـطلاح اقـلیت را این‌گونه تعریف کـرده اسـت:«…گروهی که از لحاظ کمیت کم‌تر از باقی جمعیت یک کشور بوده و در وضعیتی غیرحاکم‌ قرار‌ دارند که اعـضای آن از‌ نـقطه‌نظر‌ قـومی،دینی یا زبانی دارای ویژگی‌هایی هستند که بـا بـاقی جـمعیت مـتفاوت اسـت و خـصوصا دارای نوعی احساس هم‌بستگی هستند که با آن،فرهنگ‌ها،سنت‌ها‌،دین‌ و زبانشان را پاسداری می‌کنند‌.»(همان‌).باتوجه به تعریف مزبور برای این‌که جمعیتی به‌عنوان اقلیت شناخته شود باید دارای ویژگی‌های زیـر باشد:۱-از لحاظ تعداد باید از سایر اقشار جمعیت که حکومت را در دست دارند‌،کم‌تر‌ باشند.۲-حاکمیت را در دست نداشته باشند.۳- تفاوت نژادی،ملّی فرهنگی و یا تفاوت مذهبی با دیگران داشته باشند.البته،بـدیهی اسـت که اقلیت،تبعه‌ی کشوری که به آن تعلق دارند‌،محسوب‌ می‌شوند و در‌ نتیجه،شامل پناهنده یا مستأمن نخواهند شد.

در مقاله‌ی حاضر تنها به بررسی اقلیت‌های نژادی و دینی از‌ دیدگاه پیامبر می‌پردازیم:

۲-پیـامبر اسـلام و اقلیت‌های نژادی

مردم زمان پیامبر را‌ از‌ لحاظ‌ نژادی می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلی به عرب و عجم تقسیم کرد.با این‌که قرآن به زبان عربی ‌‌نـازل‌ شـده و پیامبر اکرم عرب بوده و اسـلام در عـربستان طلوع کرده است و عمده‌ی نیروهای‌ اداری‌ حکومت‌ پیامبر نیز عرب بوده‌اند از دیدگاه پیامبر عربیّت هرگز یک اولویت محسوب نمی‌شد.به عبارت‌ دیگر،در مکتب تـربیتی پیـامبر اسلام تعلق فرد بـه‌نژاد یـا قبیله‌ی خاصی موجب‌ امتیاز او بر دیگران‌ نبود‌.سخنان پیامبر در فتح مکه مؤید این ادعا است.(الجامع لاحکام القرآن/۱۶/۳۴۱ و فروغ ابدیت/۲/۴- ۷۳۳ و السیره النبویه/۴/۵۴).زیرا،آن حضرت فرمودند:«ای مردم،خداوند در پرتو اسلام افـتخارات‌ دوران جـاهلیت و مباهات به وسیله‌ی انساب را از میان شما برداشته است.همگی از آدم به وجود آمده‌اید و او نیز از خاک آفریده شده است.بهترین بندگان خدا باتقواترین آنها است‌.»حضرت‌ برای این‌که به جهانیان اعلام کـند کـه ملاک شـخصیت و برتری،تنها تقوی است در فراز دیگری از سخنان خود تمام مردم را به دو دسته تقسیم کردند و فضیلت را از‌ آن‌ کـسانی دانستند که پرهیزکار باشند و با این تقسیم‌بندی خط بطلان بر سـایر مـلاک‌های مـوهوم برتری کشیدند.«انما الناس رجلان:مؤمن تقیّ کریم علی اللّه و فاجر شقیّ هیّن علی اللّه‌»همانا‌ مردم دو دسـته‌اند:‌ ‌گـروهی مؤمن که نزد پروردگار گرامی و با کرامتند و گروهی ستم‌کار که نزد خداوند ذلیـل و خـوارند.حـضرت در خصوص این‌که عربیّت موجب امتیاز ذاتی نیست،فرمودند:عربیّت‌ ملاک‌ شخصیت‌ و جزء ذات شما نیست.بـلکه‌ زبانی‌ گویا‌ است و هرکس در انجام وظیفه‌ی خود کوتاهی کند افتخارات پدری او را به جایی نـمی‌رساند و کمبود کار او را جبران نـمی‌کند‌.حـضرت‌ در‌ نهایت به صورت کلی اعلام فرمودند:«ان الناس‌ من‌ عهد آدم الی یومنا هذا مثل اسنان المشط لا فضل للعربی علی العجمی و لا للاحمر علی الاسود الاّ بالتقوی‌.»پیامبر‌ در‌ حجه الوداع نیز نظیر جمله‌ی اخیر را بر زبان جـاری‌ فرمودند:«… ایها الناس انّ ربّکم واحد و انّ اباکم واحد،کلّکم لآدم و آدم من تراب انّ اکرمکم عند اللّه‌ اتقیکم‌ و لیس‌ لعربیّ علی عجمیّ فضل الا بالتّقوی(تحف العقول عن آل الرسول‌/۲۹‌ و بحار الانوار/۷۶/۳۵۰).ای مردم،پروردگـار شـما یکی و پدر شما یکی است.همگی شما از‌ آدم‌ و آدم‌ از خاک است.برای عرب بر عجم هیچ برتری انسان‌ها بر یک‌دیگر‌ تقوی‌ می‌باشد‌. شایان ذکر است که برتری براساس تقوی نیز عـامل تـبعیض در اهداف مادی نیست‌ بلکه‌، معیاری‌ برای تقسیم وظایف و وسیله‌ای برای نیل به اهداف عالیه انسانی است.پیامبر در

جای‌ دیگر‌ می‌فرماید:خداوند به حسب و نسب نظاره نمی‌کند.نیروی جسمانی و قـدرت مـالی افراد معیار‌ نیست‌.آری‌ خداوند به دل‌های شما می‌نگرد.پس،هرکه دارای دلی پاک و نیک‌اندیش باشد مورد عنایت‌ حق‌تعالی‌ قرار می‌گیرد.هر آینه شما فرزندان آدمید و محبوب‌ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست‌.(هـمان‌/۳۴۱‌).ایـن‌گونه سـخنان از پیامبر اسلام ریشه در تعالیم قـرآن دارد کـه تـمامی انسان‌ها را از‌ هرنژاد‌ و با هر نوع ویژگی مادی و معنوی آفریده شده از دو انسان مرد‌ و زن‌ می‌داند‌

:الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجـها و بـثّ مـنها رجالا کثیرا و نساء

(نساء/۱).یکی‌ از‌ نمونه‌های‌ بارز بـرخورد مـساوی پیامبر با نژادهای مختلف تقسیم مساوی بیت المال بین‌ تمام‌ مسلمانان اعم‌از عرب و عجم بوده است.از امام صادق(ع)راجـع بـه کـیفیت تقسیم بیت المال سؤال‌ شد‌.حضرت در جواب فرمود: اهل اسـلام همگی فرزندان اسلام هستند و بیت المال‌ را‌ بین آن‌ها به تساوی تقسیم می‌کنم. اگر‌ بعضی‌ از‌ آن‌ها دارای فضیلتی هستند ایـن امـر مـسأله‌ای‌ بین‌ آن‌ها و خداوند است.(یعنی، پاداش آنها با خداوند است و موجب امـتیاز مـادی نخواهد‌ بود‌).همه‌ی آنها را به منزله‌ی‌ فرزندان‌ یک شخص‌ می‌دانم‌ که‌ فضیلتی برای هیچ‌یک از آن‌ها بـر‌ دیـگری‌ نـیست.امام در پایان فرمودند که سیره‌ی رسول خدا این‌چنین بوده است‌‌۱٫حضرت‌ عـلی(ع)نـیز کـه شاگرد و تربیت‌یافته‌ی مکتب‌ نبوی است،این‌چنین عمل‌ می‌کرد‌.در یک مورد،دو زن‌ نزد‌ آن حضرت آمـدند کـه یـکی عرب و آن دیگری غیرعرب بود.حضرت به آن‌ها‌ سهم‌ مساوی داد.زن عرب در‌ اعتراض‌ گفت‌ من عـرب و آنـ‌ دیگری‌ عجم است.حضرت فرمود‌ در‌ بیت المال فرزندان اسماعیل بر فرزندان اسحاق بـرتری نـدارند.۲حـضرت علی(ع)در عملکرد خود‌ نسبت‌ به برخورد مساوی با نژادهای مختلف‌ و عدم‌تبعیض‌ بین آن‌ها‌ بـه‌ سـیره‌ی‌ نبوی استناد می‌کرد.به‌عنوان‌ مثال،وقتی عده‌ای از اصحاب آن حضرت نزد او آمدند و اظهار داشـتند عـلت پیـمان‌شکنی برخی‌ افراد‌ این است که شما آن‌ها را‌ با‌ عجم‌ مساوی‌ دانسته‌اید‌ و سهم (۱)-عن حفص‌ بـن‌ غـیاث قال:سمعت ابا عبد اللّه(ع)یقول و سئل عن قسم بیت المال فقال:«اهـل الاسـلام هـم‌ ابناء‌ الاسلام‌ اسوّی بینهم فی العطاء.و فضائلهم بینهم و بین‌ اللّه‌.اجعلهم‌ کبنی‌ رجل‌ واحد‌ لا یـفضل احـد مـنهم لفضله…قال:و هذا هو فعل رسول اللّه(ص)فی بدو امره.(وسائل الشیعه/۱۱/۸۱،حـدیث ۳).

(۲)-عـن ابی اسحاق الهمدانی انّ امرأتین اتتا علیا‌ عند القسمه احداهما من العرب و اخری من الموال فـأعطی کـل واحده خمسه و عشرین درهما و کرا من الطعام فقالت العربیه:یا امیر المـؤمنین انـّی امرأه من العرب و هذه امرأه من العـجم‌ فـقال‌ عـلی(ع):و اللّه لا اجد لبنی اسماعیل فی هذا الفی‌ء فـضلا عـلی بنی اسحاق.(همان/حدیث ۴).

آن‌ها را در بیت المال مساوی با بقیه افراد قرار دادهـ‌اید،حـضرت فرمود:من‌ اولین‌ کسی نـیستم کـه این کـار را آغـاز کـرده باشد پیامبر نیز این‌چنین می‌کرد۱٫

سـلمان فـارسی علی‌رغم این‌که عجم و غیرعرب بوده است اما وقتی‌ در‌ ماجرای جنگ احزاب بـه پیـامبر‌ اعلام‌ کرد که در ایران ما در چـنین مواردی،در اطراف شهر خـندق حـفر می‌کنند مسلمانان به تعجب افـتادند و هـر گروهی می‌خواست سلمان با آن‌ها‌ باشد‌.مهاجران می‌گفتند سلمان از‌ ما‌ است.انصار مـی‌گفتند سـلمان از ما است اما پیامبر فـرمود:«سـلمان مـنّا اهل البیت»(مـجمع البـیان/۲/۴۲۷ و اعیان الشیعه/۲/۳۶۵ و تهذیب تـاریخ دمـشق الکبیر/۶/۲۰۰).قطعا پیوند سلمان با اهل‌ بیت‌ پیوند نسبی نبوده است بلکه به دلیـل کـمالات انسانی او بوده است.

در موارد دیگری نـیز پیـامبر راجع بـه سـلمان جـمله‌ی مزبور را تکرار فرمودند.چـنان‌که یک روز سلمان به‌ مجلسی‌ وارد شد‌ که رسول خدا(ص)در آن حضور داشت.افراد حاضر در آن‌جا به خـاطر کـهن‌سالی و پیوند او با‌ رسول خدا(ص)و اهل بـیت او را در صـدر مـجلس نـشاندند.در‌ ایـن‌ حال‌ یکی از مـسلمانان وارد مـجلس شد و با مشاهده‌ی سلمان در صدر مجلس ناراحت شد و گفت:این مرد ‌‌غیرعرب‌ کیست که در میان مـا اعـراب در بـالای مجلس نشسته است.رسول خدا‌ با‌ شـنیدن‌ ایـن سـخن نـگران شـد و بـالای منبر قرار گرفت و فرمود: «این را بدانید که مردم از‌ زمان حضرت آدم تاکنون مانند دندانه‌های شانه برابر و مساوی هستند.هیچ عربی بر‌ غیرعرب و هیچ سرخ‌پوستی بر‌ سیاه‌پوست‌ برتری و فـضیلت نخواهد داشت مگر این‌که دارای تقوای بیش‌تری باشد.سلمان دریایی است که پایان ندارد و گنج وسیعی است که تمام نمی‌شود.سلمان از ما اهل بیت است.(کنز العمال/۳/۶۹۹‌).

نمونه‌ی دیگر از تساوی نـژادی نـزد پیامبر جایگاه بلال حبشی در میان اصحاب آن حضرت است.بلال علی‌رغم این‌که یک برده‌ی سیاه‌پوست آزاد شده بود،به‌عنوان اولین مؤذن انتخاب شد.(السیره‌ النبویه‌/۲/۱-۱۵۰).او علاوه بر مؤذنی،عهده‌دار امور مـالی پیـامبر نیز بود(اسد الغابه/۱/۴۱۵؛مجمع البیان/۱/۳۸۵).وقتی ابو ذر در نزاعی با بلال او را ابن السوداء(سیاه‌زاده)نامید‌ پیامبر‌ خدا گفتار او را برخاسته از تکبر زمان جاهلیت نـامید و در ادامـه فرمود:«فرزند سفید هیچ فـضیلتی بـر فرزند سیاه ندارد مگر به تقوی و عمل صالح.» (۱)-امّا القسم و الاسوه‌ فانّ‌ ذلک امر لم أحکم فیه بادی‌ء بدء قد وجدت أنا و انتما رسول الله(ص)یحکم بـذلک و کـتاب اللّه ناطق به….(شرح نـهج البـلاغه/دوره ۴ جلدی/۲/۳-۱۷۲).

ابو ذر با شنیدن‌ این‌ سخن‌ پیامبر صورت بر خاک نهاد‌ و سوگند‌ یاد‌ کرد تا بلال پا بر گونه‌ی او نگذارد،سر بر ندارد و بلال چنین کرد.(شرح نهج البلاغه/۱۱/۱۹۸).

در فتح‌ مـکه‌ بـلال‌،سلمان و صهیب با دیدن ابو سفیان گفتند شمشیرهای‌ الهی‌ گردن وی را نگرفت.ابو بکر به آن‌ها گفت آیا راجع به سید قریش این‌چنین می‌گویید.از این رو‌،نزد‌ پیامبر‌(ص)از آنان شکایت کرد.حـضرت خـشم آن سه تـن را‌(با این‌که هر سه ازنژاد غیرعرب بودند:بلال از حبشه،سلمان از ایران و صهیب از یونان)خشم الهی‌ توصیف‌ کـرد‌.۱

۳-حقوق اقلیت‌های نژادی در حقوق ایران

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران‌ بـا‌ الهـام از تـعالیم اسلام در اصل ۱۹ مقرر می‌دارد:«مردم ایران از هر قوم و قبیله که‌ باشند‌ از‌ حقوق مساوی برخوردارند و رنگ،نژاد، زبـان ‌ ‌و مـانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود‌.»اصل‌ بیستم‌ نیز به‌طور عام و بدون اشاره بـه نـژاد یـا زبان خاصی مقرر می‌دارد:«همه‌ی افراد‌ ملت‌،اعم‌از‌ زن و مرد،یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از هـمه‌ی حقوق انسانی،سیاسی،اقتصادی‌ اجتماعی‌ و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»از بند ۸،۹ و ۱۴ اصـل سوم قانون اساسی‌ نـیز‌ مـی‌توان‌ تساوی عموم افراد ملّت را با صرف‌نظر از تعلق آن‌ها به اقوام،نژادها و زبان‌های‌ مختلف‌ استنباط کرد.به موجب اصل مزبور وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران عبارت است‌ از‌…۸- مشارکت‌ عامه‌ی مردم در تعیین سرنوشت سـیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی خویش ۹- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات‌ عادلانه‌ برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی… ۱۴-تأمین حقوق همه‌جانبه‌ی افراد‌ از‌ زن‌ و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در بـرابر قـانون.ماده‌ی ۳۸ قانون‌ کار‌ در‌ رعایت مساوات در تعیین دستمزد مقرر می‌دارد:«…تبعیض در تعیین میزان مزد‌ براساس‌ سن،جنس،نژاد،قومیت و اعتقادات سیاسی و مذهبی ممنوع است».

از طرف دیگر،در هیچ‌یک از اصول‌ قانون‌ اساسی و یـا سـایر قوانین برخورداری از هیچ حق یا احراز شغل و سمتی‌ منوط‌ به تعلق فرد به قومیت یانژاد یا‌ زبان‌ خاصّی‌ نشده است.

۴-پیامر اسلام و اقلیت‌های دینی

در‌ زمان‌ پیامبر یهود و نصاری از اقـلیت‌های دیـنی بودند که در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌کردند‌ و به‌ آن‌ها اهل ذمه می‌گفتند.هرچند‌ از‌ نظر اسلام‌ دین‌ حق‌ و توحید باید (۱)-…یا ابا بکر لعلک‌ اغضبتهم‌.لئن کنت اغضبتهم لقد اغضبت ربک.(تـهذیب تـاریخ دمـشق الکبیر/۳/۳۱۳).

سراسر‌ عالم‌ را فراگیرد و هـر انـسانی مـسؤول است‌ با درک و اندیشه خود‌ به‌ مبدأ و قیامت ایمان بیاورد هرگز‌ پیروان‌ سایر ادیان را به پذیرش دین اسلام اجبار نمی‌کند.خداوند در قـرآن مـی‌فرماید‌

:«لا‌ اکـراه فی الدین قد تبین‌ الرشد‌ من‌ الغیّ»

(بـقره/۲۵۶‌).هـیچ‌ اجباری در دین نیست‌ و راه‌ هدایت و رستگاری از راه ضلالت و گمراهی مشخص شده است.در شأن نزول آیه‌ی مزبور‌ آمده‌ است هنگامی کـه در سـال چـهلم‌ هجری‌ یهود بنی‌ نضیر‌ که‌ به لحاظ نقض پیمان‌ و خـیانتی که نسبت به پیامبر اسلام(ص)کردند ناگزیر به ترک محل خود شدند در بین‌ آن‌ها‌ جوانانی از برخی خانواده‌های مـسلمان وجـود‌ داشـتند‌ که‌ یهودی‌ بودند‌ و می‌خواستند با آن‌ها‌ بروند‌.خانواده‌های آن‌ها مانع شـدند و آنـ‌ها را ملزم به اسلام آوردن کردند و آیه‌ی فوق نازل شد.(المیزان‌/۲/۳۶۵‌).در‌ آیه‌ی ۹۹ سوره‌ی یونس نیز آمده است‌

:«و لو‌ شـاء‌ ربـک‌ لآمـن‌ من‌ فی الارض کلهم جمیعا أ فأنت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین»

اگر خـداوند بـخواهد تـمام ساکنین زمین ایمان می‌آورند آیا می‌خواهی مردم را مجبور کنی تا ایمان بیاورند؟براساس این‌ تعالیم بـود کـه پیـامبر حتی کنیز خود ریحانه را که یک یهودی بود وادار به پذیرش اسلام نکرد.او بر دیـن خـود باقی ماند تا آن‌که به دل‌خواه خود مسلمان‌ شد‌(السیره النبویه/۶۰۴).

پیامبر نـه تـنها پیـروان سایر ادیان را وادار به پذیرش اسلام نمی‌کرد بلکه هرگز اجازه اذیت و آزار آن‌ها را نمی‌داد.حتی در روایـات آمـده که آن‌ حضرت‌ فرمود:«هرکس ذمی را بکشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد۱٫»هـم‌چنین فـرمود:«هـرکس به انسانی که در پناه اسلام است ظلم کند‌ و او‌ را کم انگارد و بیش از‌ طاقتش‌ بر او تکلیف کـند یـا چیزی را بدون رضایت از او بگیرد من روز قیامت در برابر او خواهم بود و علیه او سخن خـواهم‌ گـفت‌‌۲٫»امـام سجاد(ع)در رساله‌ی‌ الحقوق‌ در خصوص حق اهل ذمه از پیامبر خدا (ص)نقل می‌کند که آن حضرت فرمود:«هـرکس بـه انـسانی که در پناه اسلام است،ظلم کند من دشمن او خواهم بود۳٫»این‌ سـخنان‌ و رفـتارهای کریمانه پیامبر بود که به اهل کتاب (۱)-«من قتل قیلا من اهل الذمه لم یرح رائحه الجـنه»«مـن قتل معاهدا بغیر حق لم یرح رائحه الجنه.» (السنن الکبری/۹/۲۰۵‌).

(۲)-«من‌ ظلم مـعاهدا‌ و انـقصه و کلفه فوق طاعته او اخذ منه شیئا بـغیر طـیب نـفسه منه فأنا حجیجه یوم القیامه.»(همان‌).

(۳)-مـن ظـلم معاهدا کنت خصمه.

جرأت می‌بخشید او را به پیروی‌ از‌ دین‌ خود دعوت کنند.در نشستی کـه بـزرگان یهود و نصاری با پیامبر داشـتند عـبد اللّه بن صـریا یـهودی ‌‌خـطاب‌ به آن حضرت می‌گوید:«ای محمد، هدایت هـمان اسـت که ما بر آنیم‌ تو‌ هم‌ از ما پیروی کن تا هدایت شـوی.»مـسیحیان نیز همین سخن را تکرار کردند.در‌ ایـن‌جا بود که این آیـه نـازل شد

:و قالوا کونوا هودا او نـصاری تـهتدوا‌ قل بل مله ابراهیم‌ حنیفا‌ و ما کان من المشرکین.

(بقره/۱۳۵ و السیره النبویه/۲/۱۹۱).

بـاتوجه بـه اهمیت بحث،در ذیل به بـررسی رفـتار پیـامبر با یهود و نـصاری جـداگانه می‌پردازیم:

۱-۴-رفتار پیامبر بـا یـهود

پیامبر اسلام پس‌ از ورود به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی با گروه‌های زیادی پیمان بستند.آنـ‌چه در ایـن‌جا مورد توجه ماست پیمان‌هایی است کـه یـهود در آن شرکت داشـته‌اند.یـکی از آنـ‌ها پیمانی است‌ که‌ بـا مهاجرین و انصار منعقد شده و یهود نیز جزء آن‌ها بوده‌اند و دیگری پیمانی است که با خـصوص یـهود سه طایفه بنی نضیر،بنی قـریظه و بـنی قـینقاع مـنعقد شـده است.در ذیل‌ بـه‌ بـررسی این دو پیمان می‌پردازیم:

الف-پیمان عمومی

چنان‌که گفته شد پیامبر در آغاز هجرت قراردادی با تمام گروه‌های مـدینه مـنعقد کـردند که در آن از یهود نیز یاد‌ شده‌ است.در ایـن‌جا تـنها آن قـسمت از پیـمان‌نامه را کـه بـه یهود مرتبط است،نقل می‌کنیم:

«…هر یهودی که از ما تبعیت کند یاری می‌شود و با مسلمان مساوی است‌.به‌ او‌ ستم نمی‌شود و به دشمن او‌ یاری‌ نمی‌شود‌…مادام که مـسلمانان در جنگ باشند یهود به همراه آن‌ها هزینه‌ی جنگ را می‌پردازند.یهود بنی عوف و بندگانشان با مسلمانان یک‌ امت‌ محسوب‌ می‌شوند.یهود دین خود را دارند و مسلمانان دین‌ خود‌ را مگر این‌که ستم کـنند کـه در این صورت خود و خانواده‌شان را به هلاکت خواهند افکند.برای یهود بنی‌ نجار‌،بنی‌ حارث،بنی ساعده،بنی جشم،بنی اوس،بنی ثعلبه و بنی‌ شطیبه همان حقوق بنی عوف ثابت اسـت.نـزدیکان ایشان نیز از این مزایا برخوردارند…کسی بدون اجازه‌ی محمد‌(ص)از‌ مدینه‌ خارج نمی‌شود.از قصاص جراحتی کوچک هم گذشت نخواهد شد.هرکس‌ دیگری‌ را ترور کـند خـود و خانواده‌اش را در معرض ترور قرار داده اسـت مـگر این‌که به او‌ ستم‌ شده‌ باشد

…یهود و مسلمانان هزینه‌ی جنگ را به سهم خود می‌پردازند…اگر به‌ یکی‌ از‌ طرفین این قرارداد حمله شود همگی او را یاری خـواهند کـرد…یهود اوس،خود‌ و بندگانشان‌،نـیز‌ از ایـن حقوق برخوردارند۱….»

چنان‌که ملاحظه می‌شود پیامبر در پیمان مزبور به صراحت به‌ آزادی‌ یهود در حفظ آیین خود و دفاع از آن‌ها در صورت وقوع جنگ اشاره‌ کرده‌اند‌.

ب-پیمان‌ با سه گروه معروف یهود

یـکی دیـگر از پیمان‌های پیامبر با یهود پیمان آن‌ حضرت‌ با یهود بنی قریظه،بنی نضیر و بنی قینقاع است.آن‌ها نزد پیامبرآمدند و گفتند‌:مردم‌ را‌ به چه می‌خوانی؟پیامبر فرمود به گواهی دادن به توحید و رسالت خـودم.مـن کسی هـستم که نامم‌ را‌ در تورات می‌یابید و علمایتان گفته‌اند از مکه ظهور می‌کنم و به این سنگلاخ‌(مدینه‌)کوچ‌ می‌کنم… یهود گـفتند آن‌چه گفتی شنیدیم.اکنون آمده‌ایم با تو صلح کنیم که بـه سـود‌ یـا‌ زیان‌ تو نباشیم و کسی را علیه تو یاری نکنیم و متعرض یارانت نشویم تو‌ هم‌ متعرض ما و دوستانمان نـشوی ‌ ‌تـا ببینیم کار تو و قومت به کجا می‌انجامد.پیامبر نپذیرفت و میان آن‌ها‌ قراردادی‌ بـه شـرح ذیـل نوشته شد:

«یهود نباید علیه پیامبر(ص)یا یکی از‌ یارانش‌ با زبان،دست،اسلحه،مرکب،نـه در‌ پنهانی‌ و نه‌ آشکارا،نه در شب و نه در روز‌،اقدامی‌ انجام دهد و خداوند بر این پیـمان گواه (۱)-«…و انه من تـبعنا مـن یهود فإن‌ له‌ النصر و الأسوه،غیر مظلومین و لا‌ متناصرین‌ علیهم…و ان‌ الیهود‌ ینفقون‌ مع المؤمنین ما دامو محاربین،و ان‌ یهود‌ بنی عوف امه مع المؤمنین،للیهود دینهم و للمسلمین دینهم،موالیهم و انفسهم الا‌ مـن‌ ظلم و اثم فانه لا یوتغ الا‌ نفسه و اهل بیته،و ان‌ لیهود‌ بنی نجار ما لیهود بنی‌ عوف‌ و ان لیهود بنی الحارث مثل ما لیهود بنی عوف و ان لیهود بنی ساعده‌ مثل‌ ما لیهود بنی عـوف و انـ‌ لیهود‌ بنی‌ جشم مثل ما‌ لیهود‌ بنی عوف و ان لیهود‌ بنی‌ الاوس مثل ما لیهود بنی عوف و ان لیهود بنی ثعلبه مثل ما لیهود بنی‌ عوف‌ الا من ظلم و اثم…و انه لا‌ یخرج‌ منهم احـد‌ الا‌ بـاذن‌ محمد(ص)و انه لا ینحجز‌ علی ثار جرح و انه من فتک فبنفسه فتک و اهل بیته الا من ظلم…و ان علی‌ الیهود‌ نفقتهم و علی المسلمین نفقتهم و ان بینهم‌ النصر‌ علی‌ من‌ حارب‌ اهل هذه الصـحیفه‌…و انـ‌ یهود الاوس،موالیهم و انفسهم،علی مثل ما لاهل هذه الصحیفه.(همان/۵-۱۴۴).

است.پس،اگر یهود‌ این‌ تعهدات‌ را نادیده بگیرد رسول خدا می‌تواند خون‌ ایشان‌ را‌ بریزد‌،زن‌ و فرزندانشان‌ را اسیر و اموالشان را غنیمت بـگیرد۱٫»

چـنان‌که مـلاحظه می‌شود پیامبر در پیمان مزبور نـیز بـه یـهود اجازه داد دین خود را در برابر تعهداتی که به عهده‌ گرفتند،حفظ کنند.

۲-۴-رفتار پیامبر با نصاری

پیامبر چنان‌که با یهود پیمان‌هایی را مـنعقد کـرده بـود با مسیحیان نیز پیمانی را منعقد کرد.پیمان مـزبور پس از داسـتان مشهور مباهله‌ بین‌ مسیحیان نجران و پیامبر امضا شد. نکات اصلی پیمان مزبور شامل موارد زیر است:الف-اموال جنگی کـه اهـل نـجران در اختیار سپاه اسلام قرار می‌دهند به صورت عاریه مضمونه‌ اسـت‌.یعنی،چنان‌چه از بین برود یا آسیب ببیند باید جبران شود.ب-مردم نجران در حفظ آیین خود آزاد هستند و امنیت جـان و مـال آنـ‌ها‌ به‌ رسمیت شناخته می‌شود.ج-راهبان و کشیشان‌ از‌ شغل و مقام خود برکنار نـخواهند شـد و به کار خود ادامه خواهند داد.د-مسیحیان نجران از سرزمین خود تبعید نمی‌شوند و مسلمانان به سرزمین آن‌ها لشـکرکشی‌ نـخواهند‌ کـرد.۲

پیامبر در نامه‌ای‌ به‌ اسقف‌های نجران و کاهنان و راهبان اعلام داشت که اینان مـی‌توانند در جـوار و پنـاه خدا زندگی کنند.هیچ اسقفی از مقام خود و هیچ راهبی از شأن خود و هیچ کاهنی از شـغل خـود‌ بـرکنار‌ نخواهد شد.(الطبقات الکبری/۱/۲۶۶).در موردی دیگر گروهی از نصارای نجران به مدینه آمدند و از آن‌جا کـه پیـامبر در مسجد حضور داشتند وارد مسجد شدند و وقتی خواستند نماز بخوانند‌ پیامبر‌ فرمود آن‌ها‌ را آزاد بـگذارید و آنـ‌ها بـه سوی شرق نماز خواندند.(ابن هشام،السیره النبویه/۲/۷-۲۱۶).

(۱)-«…الا یعینوا علی‌ رسول اللّه(ص)و لا علی أحد مـن اصـحابه بلسان و لا ید و لا‌ بسلاح‌ و لا‌ بکراع فی السر و العلانیه لا بلیل و لا بنهار،اللّه بذلک علیهم شهید فـان فـعلوا فـرسول اللّه فی ‌‌حل‌ من سفک دمائهم و سبی ذراریهم و نسائهم و أخذ اموالهم.»(اعلام الوری/۱/۱۵۷ و بحار الانوار‌/۱۹‌/۱-۱۱۰‌).

(۲)-«عن ابـن عـباس قال صالح رسول اللّه(ص)اهل نجران علی الفی حله النصف فی صفر‌ و البـقیه فـی رجـب یؤدونها الی المسلمین و عاریه ثلاثین فرسا و ثلاثین بعیرا و ثلاثین من‌ کل صنف من اصناف‌ السلاح‌ یـغزون بـها و المـسلمون ضامنون لها حتی یردوها علیهم ان کان بالیمن کید او غدره علی ان لا تهدم لهـم بـیعه و لا یخرج لهم قس و لا یفتنوا علی دینهم ما لم یحدثوا‌ حدثا او یأکلوا الربا.»(فروغ ابدیت/۲/۸۲۰-۸۱۹ و زاد المعاد فی هـدی خـیر العباد/۳/۱۴۰ و سنن ابی داود/۲/۱۸۳).

سیمون مسیحی که در اواسط قرن اول هجری می‌زیسته است در خـصوص‌ بـرخورد‌ مسلمانان با مسیحیان می‌گوید:

«مسلمانان که خـداوند سـرزمین‌ها را بـه آنان داد هرگز به دین مسیحیت حمله نـکردند…آنـان ما را در دین یاری می‌کردند و احترام خدا و قدسیان ما را‌ داشتند‌.»(روح الاسلام/۲۵۶:به نقل از حـقوق اقـلیت‌ها در حکومت اسلامی/شماره ۱۳).

۵-حقوق اقـلیت‌های دیـنی در حقوق ایـران

قـانون اسـاسی جمهوری اسلامی ایران نیز با پیـروی از تـعالیم‌ اسلام‌ و سیره‌ی نبوی ضمن به رسمیت شناختن اقلیت‌های دینی آنها را در انجام مـراسم دیـنی و عمل لذ طبق آیین خود در احوال شـخصیه و تعلیمات دینی آزاد گذاشته اسـت.اصـل سیزدهم‌ در‌ این‌ خصوص مقرر مـی‌دارد:«ایـرانیان زرتشتی‌،کلیمی‌ و مسیحی‌ تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مـراسم دیـنی خود آزادند و در احوال شخصیه‌۱و تـعلیمات دیـنی بـر‌ طبق‌ آیین‌ خـود عـمل می‌کنند.»چنان‌که ملاحظه مـی‌شود در اصـل‌ مزبور‌ به آزادی انجام مراسم مذهبی تصریح شده است و پیروان ادیان مزبور در عمل نیز دارای کـلیساها، کـنیسه‌ها و آتشکده‌های مختلف‌ در‌ کشور‌ هستند.اصل چـهاردهم نـیز در خصوص اجـرای عـدالت اسـلامی و رعایت‌ اخلاق حسنه نـسبت به آن‌ها مقرر می‌دارد:«به حکم آیه‌ی شریفه

لا ینهیکم اللّه یحب المقسطین

(ممتحنه/۸).دولت‌ جمهوری‌ اسـلامی‌ ایـران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غـیرمسلمان بـا اخـلاق حـسنه و قـسط‌ و عدل‌ اسلامی عـمل کـنند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند.این اصل در حق همه کسانی اعتبار‌ دارد‌ که‌ بر ضدّ اسلام و جـمهوری اسـلامی ایـران توطئه و اقدام نکنند».

باتوجه به این‌ اصـل‌،در‌ سـال ۱۳۷۲ قـانون رسـیدگی بـه دعـاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان‌ زرتشتی‌،کلیمی‌ و مسیحی تصویب شد که به موجب آن قضات دادگاه‌ها باید در دعاوی مربوطه طبق‌ قواعد‌ مسلّم مذهبی آن‌ها مـوضوع را فیصله (۱)-احوال شخصیه اوصافی است که مربوط به‌ شخص‌ است‌ صرف‌نظر از شغل و مقام خاص او در اجتماع و قابل‌تقویم و مبادله به پول نبوده و از‌ لحاظ‌ مدنی آثاری بر آن مترتب است مانند ازدواج و طلاق و نسب (حقوق مـدنی-اشـخاص‌ و محجورین‌/۱۰‌).در اصل ۱۲ قانون اساسی اصطلاح احوال شخصیه در مورد ارث و وصیت نیز به کار‌ رفته‌ است.

دهند.علاوه بر این،در مواردی که امری مطابق مذاهب مزبور‌ جرم‌ نباشد‌ مقررات کیفری در قـانون مـجازات اسلامی در مورد آن‌ها اجرا نمی‌شود.به‌عنوان مثال،با این‌که‌ شرب‌ خمر‌ به موجب ماده‌ی ۱۶۵ قانون مجازات جرم بوده و به موجب ماده‌ی ۱۷۴‌ مستوجب‌ هـشتاد تـازیانه است،طبق تبصره‌ی ماده‌ی مـزبور«غـیرمسلمان فقط در صورت تظاهر به شرب مسکر به‌ هشتاد‌ تازیانه محکوم می‌شود».

شایان ذکر است که اقلیت‌های دینی به موجب اصل‌ ۲۶‌ قانون اساسی می‌توانند دارای انـجمن و جـمعیت باشند‌.ماده‌ی‌ ۴ قانون‌ فـعالیت احـزاب مصوب ۱۳۶۰ در این خصوص‌ مقرر‌ می‌دارد:

«انجمن اقلیت‌های دینی موضوع اصل ۱۳ قانون اساسی،تشکیلاتی است مرکّب از‌ اعضای‌ داوطلب همان اقلیت دینی که‌ هدف‌ آن حل‌ مشکلات‌ و بررسی‌ مسائل دینی، فرهنگی،اجتماعی و رفـاهی ویـژه‌ی‌ آن‌ اقلیت باشد.»بدیهی است که شناسایی تشکیل انجمن مستلزم به رسمیت شناختن‌ داشتن‌ مکانی برای انجام فعالیت است.

از‌ طرفی،قانون‌گذار برای حضور‌ هرچه‌ بیش‌تر اقلیت‌های دینی در جامعه‌ مقرر‌ داشـته اسـت که آنـ‌ها می‌توانند نمایندگانی مستقل در مجلس شورای اسلامی داشته باشند‌.باتوجه‌ به اصل ۶۴ قانون اساسی‌،زرتشتیان‌ و کلیمیان‌ هرکدام یـک نماینده‌ و مسیحیان‌ آشوری و کلدانی مجموعا یک‌ نماینده‌ و مسیحیان ارمنی جنوب و شـمال هـرکدام یـک نماینده انتخاب می‌کنند.

در پایان لازم به ذکر‌ است‌ که غیراز سه اقلیت دینی که‌ به‌ رسمیت شناخته‌ شـده‌اند‌، ‌ ‌در‌ عـمل مذاهب دیگری در‌ کشور وجود دارند که قانون اساسی آن‌ها را به‌عنوان دین نمی‌شناسد و دولت تـعهدی بـر شـناسایی‌ و اجرای‌ قواعد و مقررات مذهبی آن‌ها ندارد.در‌ خصوص‌ این‌ دسته‌ از‌ افراد می‌توان گفت‌ آنان‌ حق انـجام مراسم مذهبی آن‌ها ندارد.در خصوص این دسته از افراد می‌توان گفت آنان حق‌ انـجام‌ مراسم‌ مذهبی را به صـورت جـمعی و علنی ندارند‌ ولی‌ باتوجه‌ به‌ ممنوع‌ بودن‌ تفتیش عقاید،نمی‌توان آن‌ها را به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد(اصل ۲۳).آنان از شهروندان دولت ایران محسوب می‌شوند و باتوجه به قانون اساسی‌ جان،مـال،و مسکن آن‌ها از تعرض مصون است.امام خمینی پیرو سؤالی که در سال ۱۳۶۳ از سوی شورای عالی قضایی در مورد نحوه‌ی اعمال مجازات در مورد غیرمسلمانان ساکن‌ ایران‌ اعم‌از اهل کتاب و غیراهل‌کتاب به عمل آمده بـود،فـرمودند:

 

«کفار مزبور در پناه اسلام هستند و احکام اسلام مانند مسلمان‌های دیگر درباره‌ی آن‌ها جاری است و محقون الدم بوده و مالشان محترم‌ است‌.»(به نقل از دیدگاه‌های جدید در مسائل حقوقی/۱۶۸).

نتیجه‌گیری

توجه به حقوق اقـلیت‌ها کـه امروزه یکی از مباحث مهم حقوق بشر است‌ از‌ صدر اسلام مورد توجه شارع‌ مقدس‌ بوده است.رفتار پیامبر با اقلیت‌ها اعم‌از اقلیت‌های نژادی و دینی مایه‌ی افتخار هر انسانی و به‌ویژه مـسلمانان مـی‌باشد.پیامبر بارها بر تساوی نژادی انسان‌ها تأکید‌ کرده‌ است.یکی از این‌ موارد‌ سخنان پیامبر در فتح مکه و در حجه الوداع است.

جایگاه ویژه‌ای که برخی مسلمانان غیرعرب به واسطه‌ی ایمان خود نـزد پیـامبر داشـتند گویای برابری نژادی انسان‌ها اسـت.پیـامبر اسـلام خشم‌ سلمان‌ فارسی،صهیب یونانی و بلال حبشی را که هر سه آن‌ها عجم و غیرعرب بوده‌اند،خشم خداوند تلقی کرد.بلال به عـنوان اولیـن مـؤذن در اسلام انتخاب شد و علاوه بر مؤذنی عهده‌دار‌ امـور‌ مـالی پیامبر‌ نیز بود.

در خصوص اقلیت‌های دینی،پیامبر آن‌ها را در حفظ آیین خود و انجام مراسم دینی آزاد‌ گذاشت.در پیمان عمومی با یـهود و پیـمان بـا سه گروه معروف‌ یهود‌(بنی‌ قینقاع،بنی قریظه و بنی نـضیر)در برابر تعهداتی که آن‌ها به عهده گرفتند به آزادی آن‌ها در ‌‌حفظ‌ آیین خود و دفاع از آن‌ها در صورت وقوع جنگ بـین آنـ‌ها و دیـگران اشاره‌ کردند‌.در‌ پیمانی که بین پیامبر و نصارای نجران نیز منعقد شـد پیـامبر بر آزادی آن‌ها در حفظ‌ آیین خود تأکید ورزیدند و اعلام کردند که کشیشان آن‌ها از کار برکنار نخواهند‌ شـد.

قـانون اسـاسی جمهوری‌ اسلامی‌ ایران نیز با الهام از تعالیم اسلام و سیره‌ی نبوی بر تـساوی نـژادی مـردم ایران(اصل ۱۹)و بر آزادی اقلیت‌های دینی در انجام مراسم دینی و عمل بر طبق قوانین خود در احـوال‌ شـخصیه(اصـل ۱۳)و لزوم اجرای قسط و عدالت اسلامی و رعایت اخلاق حسنه نسبت به آن‌ها(اصل ۱۴)تأکید ورزیده اسـت و حـتی مقرر داشته است که آن‌ها می‌توانند در مجلس شورای اسلامی دارای‌ نماینده‌ باشند.در خـصوص اقـلیت‌هایی کـه در قانون اساسی به رسمیت شناخته نشده‌اند،با تمسک به اصول مختلف قانون اساسی مـی‌توان گـفت آن‌ها شهروندان ایران هستند که جان،مال و مسکن آن‌ها‌ از‌ هرگونه تعرض

در امان اسـت و بـاتوجه بـه ممنوع بودن تفتیش عقاید،آن‌ها در انجام مراسم مذهبی خود به صورت انفرادی و غیرجمعی آزاد هستند.

 

مـنابع

۱-قـرآن

۲-ابن ابی الحدید،شرح‌ نهجج‌ البلاغه،دوره‌ی ۴ جلدی،ج ۲،بیروت،دار احیاء التراث العـربی،۱۴۰۹ ق.

۳-ابـن اثـیر علی بن محمد،اسد الغابه،ج ۱،بیروت،دار الکتب العلمیه،۱۴۱۵ ق.

۴-ابن القیم الجوزیه،زاد المعاد فی هدی خـیر‌ العـباد‌،ج ۳،چ ۱۴‌،بـیروت،مؤسسه الرساله،۱۴۰۷ ق.

۵-ابن‌ حسام‌ الدین‌ علی(المتقی الهندی)،کنز العمّال،ج ۳٫

۶-ابن عـساکر(ابـو القاسم علی بن الحسن الشافعی)،تهذیب تاریخ دمشق الکبیر،بیروت،ج ۶،دار احیاء التراث‌ العربی‌،۱۴۰۷‌ ق.

۷-ابن کثیر،السـیره النـبویه،بیروت،دار احیاء التراث‌،۱۳۸۳‌ ق.

۸-ابن سعد،الطبقات الکبری،ج ۱،بیروت،دار صادر،۱۴۰۵ ق.

۹-ابو داود سجستانی سـلیمان ابـن اشعث،سنن ابی داود،ج ۲،دار الفکر‌.

۱۰‌-ابن‌ هشام عـبد المـلک،السـیره النبویه،دوره‌ی ۴ جلدی،ج ۲ و ۴،چ ۲،بیروت،دار الکتاب‌ العربی،۱۴۱۰ ق.

۱۱-امـین سـید محسن،اعیان الشیعه،ج ۲،بیروت،دار التعارف.

۱۲-بیهقی،السنن الکبری،ج ۹،بیروت،دار المعرفه‌،۱۳۵۶‌ ق.

۱۳‌-حرّانی علی بـن حـسین بن شعبه،تحف العقول عـن آل رسـول‌،قم‌،مـؤسسه نـشر اسـلامی،۱۴۱۷ ق.

۱۴-ذو العین نادر،حمایت از حقوق اقلیت‌ها در حـقوق بـین‌الملل،مجله‌ی‌ تحقیقات‌ حقوقی‌،ش ۱۵، ۱۳۷۴٫

۱۵-سبحانی جعفر،فروغ ابدیت،ج ۲،دفتر تبلیغات اسلامی حوزه عـلمیه‌ قـم‌،بی‌تا‌.

۱۶-سید امیر علی،روح اسلام،۱۹۷۷ م.

۱۷-صـفایی،سید حسین و قاسم‌زاده سـید مـرتضی‌،حقوق‌ مدنی‌(اشخاص و محجورین)،چ ۲،سـازمان مـطالعه و تدوین کتب علوم انسانی(سمت)،۱۳۷۶٫

۱۸-عاملی شیخ حر‌،وسائل‌ الشیعه،ج ۱۱،بیروت،دار احیاء التـراث العـربی،بی‌تا.

۱۹-قانون اساسی جمهوری اسـلامی‌ ایـران‌.

۲۰‌-قـانون رسیدگی به دعـاوی مـطروحه راجع به احوال شـخصیه و تـعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی،کلیمی‌ و مسیحی‌ مصوب ۱۳۷۲٫

۲۱-قانون فعالیت احزاب مصوب ۱۳۶۰٫

۲۲-قرطبی،الجامع لاحکام القـرآن‌،بـیروت‌،دار‌ احیاء التراث العربی،ج ۱۶،۱۴۰۵ ق.

۲۳-طباطبایی،سید مـحمد حـسین،المیزان فـی تـفسیر القـرآن،ج ۲،انتشارات‌ محمدی‌،تهران،۱۳۶۹٫

دانشکده علوم انسانی دانشگاه سمنان » پاییز ۱۳۸۷ – شماره ۲۳ (صفحه ۴۲)

۲۴-طـبرسی،اعلام الوری،ج ۱،قم،مؤسسه آل البیت،۱۴۱۷ ق.

۲۵‌-طبرسی‌،مجمع‌ البیان،ج ۱ و ۲،بیروت،مؤسسه الاعلمی،۱۴۱۵ ق.

۲۶-مجلسی،محمد باقر،بحار الانـوار،ج ۱۹ و ۷۶،بـیروت،مؤسسه‌ الوفاء‌،۱۴۰۳‌ ق.

۲۷-مهرپور،حسین،حقوق بـشر و راهـکارهای اجـرای آن،تـهران،اطـلاعات،۱۳۷۸

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *