اخلاق زمامداری یا اخلاق حاکمیت

یادداشتی از دکتر نقی سنائی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر

اخلاق زمامداری

 

در دیدگاه الهی یکی از گزاره‌های مهم، پایبندی به اخلاق و پرورش اخلاق و تزکیه نفوس است چنان که همه ارزش‌ها را در ارزش اخلاقی خلاصه می‌کند، و فلاح و رستگاری و نجات را در آن می‌شمرد.

یکی از اهداف اصلی بعثت پیامبر اسلام (ص) تزکیه نفوس و تربیت انسان‌ها و پرورش اخلاق حسنه بوده است. حتی می‌توان گفت تلاوت آیات الهی و تعلیم کتاب و حکمت، مقدمه‌ای است برای مساله تزکیه نفوس و تربیت انسان‌ها. همان چیزی که هدف اصلی علم اخلاق را تشکیل می‌دهد.

هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.(جمعه، آیه۲)

در این نوشتار در پی تبیین اخلاق زمامداری یا اخلاق حاکمیت یا اخلاق سیاست هستیم و به چند نمونه از اخلاقیات در امور زمامداری از دیدگاه اسلام خواهیم پرداخت.

از منظر دین مبین اسلام جهان، آفریده حضرت حق و خدا،مالک مطلق هستی عالم و عالمیان است. خداوندی که خلق را به حال خود رها نساخته، بلکه زمینه هدایت و راهیابی اش را به کمال حقیقی از طریق بعثت پیامبران ع فراهم نموده است.

از این رو ساختار حکومت نه صرفا به دلیل نقش آن در مدیریت امور اقتصادی و اجتماعی و تامین امنیت و آبادانی و رفاه مردم، بلکه مهم تر از آن به دلیل نقش حکومت در شکل گیری رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوی مردم، جایگاه والایی پیدا می کند. چنان که حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم. مردم به زمامدارانشان بیش از پدرانشان شباهت دارند .» ( تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص۱۴۴ )

هدف اصلی حکومت،  برپاداشتن کلمه حق و اعتلای آحاد جامعه است و این بدان معنی است که علاوه بر تامین معاش و رفاه مردم و رشد اقتصادی جامعه، به بعد معنوی زندگی مردمان نیز پرداخته می شود . حکومت در این چهارچوب فکری، مردم را فقط برای همراهی و پیروی از خود و یا تامین خواسته های حکام نمی خواهد، بلکه آنان را برای خدای متعال می خواهد و هدف نهایی از بسیج توده های مردم برای همراهی با حکومت، تحقق آرمان های الهی است.

برای تبیین اخلاق زمامداری بهترین و مطلوب ترین گزینه، بهره وری از سیره حکومتی حضرات معصومین (ع)، خاصه امام علی ع است چرا که

آن حضرت ع احیاگر حکومت و سیاستی بود که پیامبر ص بنا نهاد و اگرچه خود نیز در پیش برد حکومت نبوی نقش به سزایی داشت، اما ۲۵ سال پس از رحلت پیامبر اسلام ص، زمانی که زمام حکومت را شخصا به دست گرفت، می دید چهره حکومت اسلامی کاملا دگرگون شده و از اهداف پیامبر اکرم ص فاصله گرفته است و برای باز گرداندن جامعه به سیره پیامبر خدا و قرآن کریم باید اهتمامی مضاعف انجام دهد .

حضرت علی علیه السلام در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه انگیزه خود را از پذیرش حکومت، چنین بیان می دارد:

«پروردگارا! تو می دانی آنچه ما انجام دادیم، نه برای این بود که ملک و سلطنتی به دست آوریم و نه برای اینکه از متاع پست دنیا چیزی تهیه کنیم، بلکه بدان سبب بود که نشانه های از بین رفته دینت را بازگردانیم و صلح و اصلاح را در شهرهایت آشکار سازیم تا بندگان ستم دیده ات در ایمنی قرار گیرند و قوانین و مقررات تو که به دست فراموشی سپرده شده بار دیگر عملی شود .»

همچنین وی در نخستین روز بیعت خود در مسجد پیامبر ص، بر بالای منبر رفته و برنامه های خود را بدون پرده پوشی چنین اعلام کرد:

«هان، بدانید که اوضاع و احوال جامعه شما به همان گونه ای بازگشته است که در روز بعثت پیامبر بود . سوگند به آن که او را برانگیخت تا حق را بگستراند و برقرار سازد، باید سخت زیر و رو و آزموده شوید . سپس بیخته و از هم جدا گردید و بر هم زده شوید، چنان که کفگیر در ته دیگ طعام زنند، بدان سان که هر که پایین افتاده فرا رود و هر که فرا رفته به زیر آید . باید پیش افتادگانی که عقب مانده اند، پیش افتند و پس افتادگانی که به ناروا سبقت جسته و برتر شده اند، به عقب کشانده شوند . به خدا سوگند، نه به اندازه سر سوزنی حقیقت را پنهان کردم و نه هیچ نوع دروغی گفتم .» ( کافی، محمدبن یعقوب کلینی، ج ۸، ص ۶۷، نهج البلاغه، خطبه ۱۶)

حال برای حکومتی اخلاق محورانه باید اصول ذیل مورد عنایت قرار گیرد:

۱- صداقت و راستگویی:

صداقت و راستی از خصوصیات عالی اخلاق انسانی است که در آموزه های اسلامی از زمینه های اساسی ارزشمندی و نیک بختی انسان شناخته شده است. پیشوای صادقان و مولای متقیّان، صداقت را ارجمندترین و والاترین صفت،( تمیمی آمدی، غررالحکم ودررالکلم، ج۲، ص۳۷۱) معرّفی کرده و از راستگویی به عنوان اساس هر نوع اصلاحِ فردی و اجتماعی نام برده است:

اَلصِّدْقُ صَلاحُ کُلِّ شَیْ ءٍ.(  همان، ج۱، ص۲۸۲)

در مقابل، کذب و دروغگویی را ریشه همه فسادها و سرچشمه همه تباهی ها دانسته است:

اَلْکِذْبُ فَسادُ کُلِّ شَیْ ءٍ.( همان، ج۱، ص۲۸۱)

بنابراین اگر همه فعالیت ها و اقدامات انسان بر صدق و راستی بنا نهاده شود و از هرگونه ناراستی پیراسته باشد، زمینه های نیک بختی و گران قدری برای او فراهم می گردد، چنان که گشوده شدن دریچه های سعادت و بهروزی به سوی جامعه بشری، جز با استوار کردن پایه صداقت میّسر نمی شود. به همین جهت حق تعالی مؤمنان را در کنار فراخوانی به تقوا، به همراهی با صادقان نیز فرمان می دهد:

یا اَیّها الَّذینَ آمَنوا اِتَّقوا اللّهَ وَ کُونُوا مَعَ الْصّادِقِینَ.( توبه، آیه ۱۱۹)

مقصود از صادقان در این آیه شریفه کسانی اند که در اندیشه و پندار و گفتار و کردار و در نهان و آشکارِ وجودشان ذره ای دروغ و ناراستی راه ندارد و وجودشان سراسر صدق و راستی است.

از این جا می توان به این نکته دست یافت که درخواست مؤمنین از خدا برای هدایت شدن به راه صدیقان، برای امتثال فرمان الهی به همراهی با صادقان است که در آیه مزبور آمده است؛ چراکه همراهی با صادقان جز با پیمودن راه و گام زدن در مسیر آنان محقق نمی شود و توفیق انجام دادن این مهم و توان پرداختن به آن جز با عنایت و هدایت خدای متعال به دست نمی آید.

۲- حق محوری و باطل ستیزی:

علي عليه السلام به عنوان یک زمامدار اخلاقی در همه اوقات بر محور حق و حقيقت تلاش مي كرد و در راه حق قدم بر مي داشت و سعي در احقاق حق داشت، چنان كه پيامبر خدا ص فرموده است:

عَلِی مَعَ الحَقَّ وَالحَقُّ مَعَ عَلِی، اللّهُمَّ ادِرِ الحَقَّ مَعَ عَلِی حَیثُما دارَ (مجلسی، محمد‌باقر، بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۸۶، ح۱۰۷) علی با حق است و حق با علی. خدایا! حق را همیشه بر مدار علی بگردان!»

عَلِی مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِی، یدورُ مَعَهُ حَیثُما دارَ. (طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۱۶)

علی با حق است و حق با علی. حق بر مدار او می‌گردد

حق محوري آن حضرت زبانزد همه مردم بود و آن حضرت در تمامي مراحل زندگي و حكومتي خود بر احقاق آن مي پرداخت، چنان كه مي فرمايد:

«اِنَّ اَفْضَلَ النّاسِ عِنْدَ اللّه ِ مَنْ كانَ الْعَمَلُ بِالْحَقِّ اَحَبَّ اِلَيْهِ وَ اِنْ نَقَصَهُ وَ كَرَثَهُ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنْ جَرَّ اِلَيْهِ فائِدَةً وَزادَهُ (نهج البلاغه، خطبه ۱۲۵) بی گمان برترين مردم نزد خداوند كسي است كه عمل به حق برايش دوست داشتني تر از باطل باشد، اگر چه [اين طرفداري از حق و عمل به آن] موجب نقصان و حادثه اي برايش شود و اگر چه باطل برايش سودي به همراه داشته باشد و موجب زيادتي براي او شود.»

باز گرداندن اموال غصب شده بيت المال و بر كنار نمودن فرمانداراني كه به باطل به كار گماشته شده بودند و اجراي حدود الهي حتي بر نزديكان، نمونه اي از كارهاي حضرات معصومین ع و سيره عملي شان بر حق مداري حكومت مي توان برشمرد.

 

۳-قانون گرایی

یکی از اموری که دین اسلام به آن تاکید وافر دارد، قانون مدار بودن و اجرای قانون الهی به معنای واقعی کلمه است. اگر کسی بر خلاف قانون عملی کند بدون در نظر گرفتن موقعیت و مقام وی باید حدود الهی  را بر وی اجرا  کرد.

از امام باقر علیه السلام روایتی به نقل از حضرت علی علیه السلام آمده که مردی از بنی اسد را که مرتکب خلافی شده بود، دستگیر کرد . گروهی از خویشاوندان وی جمع شدند و از امام حسن علیه السلام خواستند تا با آنان نزد علی علیه السلام برود و از مرد اسدی شفاعت کند، اما امام حسن علیه السلام که پدر خود و التزام وی به قانون را به خوبی می شناخت، به آنان فرمود: خود نزد علی علیه السلام بروید، چون وی شما را به خوبی می شناسد . پس آنان علی علیه السلام را دیدار کردند و از وی خواستند تا از حد زدن مرد اسدی صرف نظر کند . حضرت در پاسخ فرمود: اگر چیزی را از من بخواهید که خود مالک آن باشم، به شما خواهم داد . آن گروه که گمان می کردند علی علیه السلام به آنان پاسخ مثبت داده، از نزد وی بیرون آمدند . امام حسن علیه السلام از آنان پرسید: چه کردید؟ گفتند: قول مساعد داد و سخنانی را که بین علی علیه السلام و خودشان مطرح شده بود، نقل کردند . امام حسن علیه السلام که منظور پدر را خوب فهمیده بود، به آنان فرمود: دوست تان تازیانه خواهد خورد . علی علیه السلام مرد اسدی را بیرون آورد و تازیانه زد، سپس فرمود: به خدا سوگند من مالک این امر نبودم که وی را ببخشم . ( دعائم الاسلام، قاضی نعمان تمیمی، ج ۲، ص ۴۴۳)

۴- انضباط کاری:

انضباط به معنای نظم و انتظام، ترتیب و درستی، عدم هرج و‌ مرج، سامان‌پذیری و آراستگی است.

بخش عظیمی از دستورات و سفارشات قرآن کریم و حضرات معصومین ع در راستای تنظیم‌ اندیشه و اعمال انسان است.

قرآن برای انجام عبادت‌های اسلامی وقت و برنامه‌ای تنظیم کرده، تا همه مسلمانان در آن وقت معین به عبادت بپردازند. چنان‌که برای روزه گرفتن، ماه مبارک رمضان را معلوم کرده و ابتداء و انتهای روزه هر روز را معلوم کرده است و می‌فرماید: «… کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْاَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْاَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ اَتِمُّوا الصِّیامَ اِلَی اللَّیْلِ. ( بقره، آیه۱۸۷)

بخورید و بیاشامید تا رشته روشن صبحدم در تاریکی شب آشکار شود و روزه را به شب برسانید.»

نظم و انضباط در روایات اسلامی نیز مورد تاکید فراوان قرار گرفته است. از آن جمله امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) که بارها نتایج زیانبار بی‌نظمی و تشتّت را در فکر و عمل مسلمانان دیده بود، در بستر شهادت و در آخرین پیامش، فرزندان خود و مسلمانان را به تقوای الهی و نظم در کارها فراخوانده، می‌فرماید: «اوصیکما و جمیع اهلی و ولدی و من بلغه کتابی بتقوی الله و نظم امرکم (نهج البلاغه، فیض، نامه ۴۷، ص۲۸۶)

شما را (ای حسن و حسین) و همه خانواده و فرزندانم و هر کس را که نوشته من به او می‌رسد، به تقوای الهی و نظم در کارهایتان سفارش می‌کنم.»

آن امام همام در عهدنامه مالک اشتر رعایت نظم را با  این‌چنین سفارش می‌کند:

«… اِیَّاکَ وَ الْعَجَلَةَ بِالْاُمُورِ قَبْلَ اَوَانِهَا اَوِ التَّسَقُّطَ فِیهَا عِنْدَ اِمْکَانِهَا اَوِ اللَّجَاجَةَ فِیهَا اِذَا تَنَکَّرَتْ اَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا اِذَا اسْتَوْضَحَتْ فَضَعْ کُلَّ اَمْر مَوْضِعَهُ وَ اَوْقِعْ کُلَّ اَمْر مَوْقِعَهُ.( نهج البلاغه، فیض، نامه ۵۳، ص۳۰۱)

از عجله در مورد کارهایی که وقتشان نرسیده، یا سستی در کارهایی که امکان عمل آن فراهم شده، یالجاجت در اموری که مبهم است، یا سستی در کارها هنگامی که واضح و روشن است، برحذر باش! و هر امری را در جای خویش و هر کاری را به موقع خود انجام بده

همه کارهای حضرت علی علیه السلام از نظم و انضباط خاصی برخوردار بود، ولی این انضباط در امور حکومتی از نمود بیشتری برخوردار بود . حتی آن حضرت همیشه به فرمانداران و ماموران خویش دستور می فرمودند که در کارهایشان منظم باشند و برنامه دقیق داشته باشند و از بی برنامگی بپرهیزند.

حتی زمانی که مامورانی را برای گرفتن مالیات می فرستاد، به آنان نیز سفارشاتی در داشتن نظم و انضباط در امور می کند. چنان که می فرماید: «از تاخیر در کار و دور ساختن خیر بپرهیزید، زیرا موجب پشیمانی می شود .» ( وقعه صفین، نصر بن مزاحم منقری، ص ۱۰۸)

۵- مردم داری و مهرورزی:

روش حکومت امام علی علیه السلام مهربانی و مهرورزی عاطفی و معنوی با مردم، توجه به نیازها و مشکلات آنان و تلاش برای خدمت به خلق خدا بود. چنان که در نامه خود به مالک اشتر چنین نوشت:

«و اشعر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ولاتکونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اکلهم. (نهج البلاغه، نامه ۵۳) دلت را برای رعیت پر از مهر و محبت و لطف کن و بر آنها درنده آزار دهنده ای مباش که خوردن آنان را غنیمت شماری .»

از نظر حضرت علی علیه السلام مهربانی و محبت با مردم در جذب دلها و اداره کردن انسانها نقش ارزنده ای دارد و باعث می شود زمامدار بر قلوب مردم حکومت کند . این یک اصل اسلامی است که امام سخت به آن وفادار بود و به آن به عنوان یک اصل مهم در حکومت می نگریست .

جمع بندی این نوشتار این است که:

۱- اخلاق زمامداری یا حاکمیت، بیان‌کنندۀ مبانی ارزشیِ سیاست و تدبیر امور مردم در حوزۀ عمومی‌است.

۲- از جمله اصول اساسی اخلاق توسعه، اخلاق زمامداری است، زیرا توسعه در واقعیت اجتماعی حیات انسان، به تدبیر زمامداران و حاکمان و سیاست‌گذاران و سیاست‌مداران وابسته است.

۳- هر نوع اخلاق حاکمیت یا زمامداری، به مثابه یک نظام ارزشیِ خاص، یک نوع نگرش خاص به واقعیت انسان، هستی و وضعیت انسان در هستی است.

۴- نظام ارزشی اسلام به دنبال تنظیم نظام رفتاری‌ و ارتباطاتی‌ است که علاوه بر انطباق با خاستگاه وجودی انسان و وضعیت او در هستی، ضامن سعادت و پیشرفت امور او نیز می باشد.

۵- نامۀ پنجاه و سوم نهج‌البلاغه یا همان عهدنامۀ مالک اشتر نخعی از جمله ذخایر نفیس معارف اسلامی‌است که  نظام و شاکلۀ مفهومی‌ارزشیِ اخلاق زمامداری را از منظر دین مبین اسلام تبیین می نماید.

 

منابع:

۱- قرآن کریم

۲- نهج البلاغه، فیض الاسلام.

۳-  ابن شعبه حرانی، ابن شعبه حرانی

۴-  تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم ودررالکلم، مقدمه و تعلیق میرجلال الدین حسینی، پنجم، دانشگاه تهران، ۱۳۷۳

۵- تمیمی، قاضی نعمان، دعائم الاسلام

۶- طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۳۱۶

۷- کلینی، محمدبن یعقوب، کافی، ج ۸، ص ۶۷

۸- مجلسی، محمد‌باقر، بحار الانوار، ج۳۶، ص۲۸۶، ح۱۰۷

۹- منقری، نصر بن مزاحم ، وقعه صفین

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *